“خبرهای سوخته!
چقدر میترسم!
از اين که بايد
تو را به سوی گذشت زمان
بدرقه کنم
میترسم...
_خبرها همه تكراری
عكسها همه...
تیترها...
یك نفر را بارها اعدام كرده اند
و باز او را
پای جوخهی دار میبرند
ما
اعلامیه مینويسیم
و هر چه امضا
دستمان به جایی
امضاها همه...
...
دستهای تو اما
هرگز تکرار نمیشود
بانوی من!
چشمهات را ببند
و دستهام را بگير
شايد از لای کتاب
بيرون آمدم
شايد
باز خنديدم در آغوش تو.
_معذرت میخواهم
که عاشقت نبودم
روزها و ماهها و سالها
معذرت میخواهم.
میبوسمت، و میبوسمت
يک بار قبل از اينکه به خواب روم
میبوسمت
يکبار وقتی به خواب رفتم.
_سقوط، سقوط، سقوط
در لابلای خبرها
مدام هواپيما سقوط میکند
نان سقوط میکند
خدا سقوط میکند
سقف سقوط
آنهمه آدم...
...
تنها منم
که در خواب تلخ تو
زنده میشوم.
اگر قرار باشد
هزار بار زندگی کنم
هر هزار بار من
مال تو
_توفان بود
روزنامه در باد میسوخت
و من خبرهای سوخته را
در ميان شعلهها
برای تو میخواندم
میدانم
تاريخ سرزمينم را میدانی
عشق من!
از خودم بگويم؟
اول دستهات را جوهری کن
بعد بيا سراغ تنم
بعد هم ببين
دستهات را
به کجای تنم کشيدهای.
_تب و لرز تمام نمیشود
کنار پنجرهی برفی مینشينم
و اين بستنی را
مزه مزه میکنم
يک نگاه به تو
يک قاشق بستنی
...
آب میشود.
حتا موهام میخندند
وقتی با تو حرف میزنم
آقای من!
حتا وقتی بگويم "نمیدانم"
عشق توست که قورت میدهم.
_تو
باران تنم کن
و مرا زير پر چشمهات بگير
قطره قطره
تو را گريه میکنم.
میخواهی بروم
لباسهای خدا را
برات بدزدم؟”
―
چقدر میترسم!
از اين که بايد
تو را به سوی گذشت زمان
بدرقه کنم
میترسم...
_خبرها همه تكراری
عكسها همه...
تیترها...
یك نفر را بارها اعدام كرده اند
و باز او را
پای جوخهی دار میبرند
ما
اعلامیه مینويسیم
و هر چه امضا
دستمان به جایی
امضاها همه...
...
دستهای تو اما
هرگز تکرار نمیشود
بانوی من!
چشمهات را ببند
و دستهام را بگير
شايد از لای کتاب
بيرون آمدم
شايد
باز خنديدم در آغوش تو.
_معذرت میخواهم
که عاشقت نبودم
روزها و ماهها و سالها
معذرت میخواهم.
میبوسمت، و میبوسمت
يک بار قبل از اينکه به خواب روم
میبوسمت
يکبار وقتی به خواب رفتم.
_سقوط، سقوط، سقوط
در لابلای خبرها
مدام هواپيما سقوط میکند
نان سقوط میکند
خدا سقوط میکند
سقف سقوط
آنهمه آدم...
...
تنها منم
که در خواب تلخ تو
زنده میشوم.
اگر قرار باشد
هزار بار زندگی کنم
هر هزار بار من
مال تو
_توفان بود
روزنامه در باد میسوخت
و من خبرهای سوخته را
در ميان شعلهها
برای تو میخواندم
میدانم
تاريخ سرزمينم را میدانی
عشق من!
از خودم بگويم؟
اول دستهات را جوهری کن
بعد بيا سراغ تنم
بعد هم ببين
دستهات را
به کجای تنم کشيدهای.
_تب و لرز تمام نمیشود
کنار پنجرهی برفی مینشينم
و اين بستنی را
مزه مزه میکنم
يک نگاه به تو
يک قاشق بستنی
...
آب میشود.
حتا موهام میخندند
وقتی با تو حرف میزنم
آقای من!
حتا وقتی بگويم "نمیدانم"
عشق توست که قورت میدهم.
_تو
باران تنم کن
و مرا زير پر چشمهات بگير
قطره قطره
تو را گريه میکنم.
میخواهی بروم
لباسهای خدا را
برات بدزدم؟”
―
“برای دخترم ندا آقا سلطان
دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت کنند
تو کشته شدی
ملتی زنده به گور می شود.
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که پول مرگ تو را گرفته
شام حلال می خورد.
تو فقط ایستاد ه بودی
و خوشدلانه نگاه می کردی
که به خانه ات بر گردی
اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید
دخترم
و خیل خیال های خوش آینده
بر در و دیوارش پرپر می زنند.
تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی
مرغی حیران
که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند
تو به دام افتادی
همچون خوشه ی انگوری
که لگدکوب شد
و بدل به شراب حرام می شود.
کیانند اینان
پنهان بر پنجره ها، بام ها
کیانند اینان در تاریکی
که با صدای پرنده ی خانگی
پارس می کنند.
کشتندت دخترم
کشتندت
تا یک تن کم شود
اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.
آه ندای عزیز من
گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود
باز شد
گسترده شد
و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید
و اینانی که ندا داده اند
بلبلانند
میلیون ها تن که گرد گلی نشسته
و نام تو را می خوانند.
یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی
یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که صید حلال می خورد”
―
دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت کنند
تو کشته شدی
ملتی زنده به گور می شود.
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که پول مرگ تو را گرفته
شام حلال می خورد.
تو فقط ایستاد ه بودی
و خوشدلانه نگاه می کردی
که به خانه ات بر گردی
اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید
دخترم
و خیل خیال های خوش آینده
بر در و دیوارش پرپر می زنند.
تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی
مرغی حیران
که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند
تو به دام افتادی
همچون خوشه ی انگوری
که لگدکوب شد
و بدل به شراب حرام می شود.
کیانند اینان
پنهان بر پنجره ها، بام ها
کیانند اینان در تاریکی
که با صدای پرنده ی خانگی
پارس می کنند.
کشتندت دخترم
کشتندت
تا یک تن کم شود
اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.
آه ندای عزیز من
گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود
باز شد
گسترده شد
و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید
و اینانی که ندا داده اند
بلبلانند
میلیون ها تن که گرد گلی نشسته
و نام تو را می خوانند.
یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی
یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که صید حلال می خورد”
―
بهترین کتابی که خواندم
— 4818 members
— last activity Apr 13, 2026 02:36AM
این گروه برای معرفی بهترین کتاب های خوانده شده توسط دوستان عزیزه تا به این ترتیب در لذتی که از مطالعه این کتابها بردیم با هم شریک بشیم
Rumi دوستداران شمس ,مولوی
— 1445 members
— last activity Dec 06, 2023 01:50AM
Methodology to How Love & Life From RUMI as Iranian Great Poets - Mysticism LINK for ENGLISH languages: http://www.towheed.org/molavi.html Also vis ...more
Iranian on Goodreads ایرانیان در گودریدز
— 1081 members
— last activity Dec 29, 2025 03:10AM
جایی برای ایرانیان!!
Sasan7679’s 2025 Year in Books
Take a look at Sasan7679’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Sasan7679
Lists liked by Sasan7679



























