“و تازه میفهمم
که برف خستگی خداست
آن قدر که حس میکنی
پاک کنش را برداشته
میکشد روی نام من
روی تمام خیابانها
خاطرهها
خنجرها”
― رنگهای رفتهی دنيا
که برف خستگی خداست
آن قدر که حس میکنی
پاک کنش را برداشته
میکشد روی نام من
روی تمام خیابانها
خاطرهها
خنجرها”
― رنگهای رفتهی دنيا
“گر درختی از خزان بی برگ شد
يا کرخت از صولت سرمای سخت
هست اميدی که ابر فرودين
برگها روياندش از فر بخت
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟
وای بر احوال برگ بی درخت”
― غزل برای گل آفتابگردان
يا کرخت از صولت سرمای سخت
هست اميدی که ابر فرودين
برگها روياندش از فر بخت
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟
وای بر احوال برگ بی درخت”
― غزل برای گل آفتابگردان
“زندگی ملک وقف است دوست من!تو،حق نداری روی آن فساد کنی و به تباهی اش بکشی، یا بگذاری که دیگران روی آن فساد کنند.
حق نداری بایر و برهنه و خلوت و بی خاصیتش نگه داری یا بگذاری که دیگران نگهش دارند.حق نداری بر آن ستم کنی و ستم را،بر تن و روح خویش،خاموش و سربه زیر،بپذیری.
حق نداری در برابر مظالمی که دیگران روی آن انجام میدهند سکوت اختیار کنی و خود را یک تماشاگر ناتوان مظلوم بی پناه بنمایی.حق نداری به بازی اش بگیری،لکه دار و لجن مالش کنی،آلوده و بی حرمتش کنی، یا دورش بیندازی .
حق نداری در آن چیزی که به زیان دردمندان و ستمدیدگان باشد بکاری،برویانی، و بار آوری.
حق نداری علیهش،حتی در بدترین روزگار و سخت ترین شرایط اعلامیه صادر کنی، یا به آن دشنام دهی.
حق نداری با رنگ های چرک و تیره شهوت،نفرت،دنائت و رذالت رنگینش کنی.
مگر آنکه
از بیخ و بن
ملک وقف بودنش را فراموش یا انکار کرده باشی،که در این صورت، البته نه خود تو مساله یی هستی و نه آنچه میکنی مساله یی است که قابل بحث و اعتنا باشد.
در حقیقت نبوده یی و نیستی تا چنین و چنان کردنت، روی زمینی که ما ملک وقفش میدانیم ، چنین و چنان کردنی تلقی شود.
نیامده یی، نمانده یی، و نرفته یی. ازهیچ، به قدر هیچ باید خواست و نه بیشتر ...”
―
حق نداری بایر و برهنه و خلوت و بی خاصیتش نگه داری یا بگذاری که دیگران نگهش دارند.حق نداری بر آن ستم کنی و ستم را،بر تن و روح خویش،خاموش و سربه زیر،بپذیری.
حق نداری در برابر مظالمی که دیگران روی آن انجام میدهند سکوت اختیار کنی و خود را یک تماشاگر ناتوان مظلوم بی پناه بنمایی.حق نداری به بازی اش بگیری،لکه دار و لجن مالش کنی،آلوده و بی حرمتش کنی، یا دورش بیندازی .
حق نداری در آن چیزی که به زیان دردمندان و ستمدیدگان باشد بکاری،برویانی، و بار آوری.
حق نداری علیهش،حتی در بدترین روزگار و سخت ترین شرایط اعلامیه صادر کنی، یا به آن دشنام دهی.
حق نداری با رنگ های چرک و تیره شهوت،نفرت،دنائت و رذالت رنگینش کنی.
مگر آنکه
از بیخ و بن
ملک وقف بودنش را فراموش یا انکار کرده باشی،که در این صورت، البته نه خود تو مساله یی هستی و نه آنچه میکنی مساله یی است که قابل بحث و اعتنا باشد.
در حقیقت نبوده یی و نیستی تا چنین و چنان کردنت، روی زمینی که ما ملک وقفش میدانیم ، چنین و چنان کردنی تلقی شود.
نیامده یی، نمانده یی، و نرفته یی. ازهیچ، به قدر هیچ باید خواست و نه بیشتر ...”
―
“کسی که طالب نیست آدم نیست. اگر واقعا ادعای آدمیت داریم، باید شب و روز در ترقی شخص خود و ملک خود و دولت بکوشیم. کهنه پرستی را باید منسوخ کرد. باید ترقی پرست شد. و باید آیین ترقی را از الفبا شروع کرد.”
―
―
“با لولهی تفنگ چای را هم میزند
با لولهی تفنگ جدول را حل میکند
با لولهی تفنگ فکرهایش را میخارانَد
گاهی هم
روبهروی خودش مینشیند
و ترکشهای خاطره را
از مغزش بیرون میکشد
در جنگهای زیادی جنگیده است
اما حریفِ تنهاییاش نمیشود
این قرصهای سفید
کمرنگتَرش کردهاند
آنقدر که سایهاش بلند میشود،
میرود، برایش آب میآورد
باید قبول کنیم
که هرگز
هیچ سربازی
زنده از جنگ برنگشته است.”
―
با لولهی تفنگ جدول را حل میکند
با لولهی تفنگ فکرهایش را میخارانَد
گاهی هم
روبهروی خودش مینشیند
و ترکشهای خاطره را
از مغزش بیرون میکشد
در جنگهای زیادی جنگیده است
اما حریفِ تنهاییاش نمیشود
این قرصهای سفید
کمرنگتَرش کردهاند
آنقدر که سایهاش بلند میشود،
میرود، برایش آب میآورد
باید قبول کنیم
که هرگز
هیچ سربازی
زنده از جنگ برنگشته است.”
―
هزار و یک کتابی که قبل از مرگ باید خواند
— 2597 members
— last activity Dec 05, 2021 12:19PM
در این گروه کتابهایی معرفی میشود که قبل از مرگ باید خواند... و نظر همه را میتونیم در مورد کتابهایی که معرفی شده بخوانیم و کلی بحثهای داغ و جالب داشته ...more
Fatemeh’s 2025 Year in Books
Take a look at Fatemeh’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Fatemeh
Lists liked by Fatemeh












































