“و تازه میفهمم
که برف خستگی خداست
آن قدر که حس میکنی
پاک کنش را برداشته
میکشد روی نام من
روی تمام خیابانها
خاطرهها
خنجرها”
― رنگهای رفتهی دنيا
که برف خستگی خداست
آن قدر که حس میکنی
پاک کنش را برداشته
میکشد روی نام من
روی تمام خیابانها
خاطرهها
خنجرها”
― رنگهای رفتهی دنيا
“زندگی ملک وقف است دوست من!تو،حق نداری روی آن فساد کنی و به تباهی اش بکشی، یا بگذاری که دیگران روی آن فساد کنند.
حق نداری بایر و برهنه و خلوت و بی خاصیتش نگه داری یا بگذاری که دیگران نگهش دارند.حق نداری بر آن ستم کنی و ستم را،بر تن و روح خویش،خاموش و سربه زیر،بپذیری.
حق نداری در برابر مظالمی که دیگران روی آن انجام میدهند سکوت اختیار کنی و خود را یک تماشاگر ناتوان مظلوم بی پناه بنمایی.حق نداری به بازی اش بگیری،لکه دار و لجن مالش کنی،آلوده و بی حرمتش کنی، یا دورش بیندازی .
حق نداری در آن چیزی که به زیان دردمندان و ستمدیدگان باشد بکاری،برویانی، و بار آوری.
حق نداری علیهش،حتی در بدترین روزگار و سخت ترین شرایط اعلامیه صادر کنی، یا به آن دشنام دهی.
حق نداری با رنگ های چرک و تیره شهوت،نفرت،دنائت و رذالت رنگینش کنی.
مگر آنکه
از بیخ و بن
ملک وقف بودنش را فراموش یا انکار کرده باشی،که در این صورت، البته نه خود تو مساله یی هستی و نه آنچه میکنی مساله یی است که قابل بحث و اعتنا باشد.
در حقیقت نبوده یی و نیستی تا چنین و چنان کردنت، روی زمینی که ما ملک وقفش میدانیم ، چنین و چنان کردنی تلقی شود.
نیامده یی، نمانده یی، و نرفته یی. ازهیچ، به قدر هیچ باید خواست و نه بیشتر ...”
―
حق نداری بایر و برهنه و خلوت و بی خاصیتش نگه داری یا بگذاری که دیگران نگهش دارند.حق نداری بر آن ستم کنی و ستم را،بر تن و روح خویش،خاموش و سربه زیر،بپذیری.
حق نداری در برابر مظالمی که دیگران روی آن انجام میدهند سکوت اختیار کنی و خود را یک تماشاگر ناتوان مظلوم بی پناه بنمایی.حق نداری به بازی اش بگیری،لکه دار و لجن مالش کنی،آلوده و بی حرمتش کنی، یا دورش بیندازی .
حق نداری در آن چیزی که به زیان دردمندان و ستمدیدگان باشد بکاری،برویانی، و بار آوری.
حق نداری علیهش،حتی در بدترین روزگار و سخت ترین شرایط اعلامیه صادر کنی، یا به آن دشنام دهی.
حق نداری با رنگ های چرک و تیره شهوت،نفرت،دنائت و رذالت رنگینش کنی.
مگر آنکه
از بیخ و بن
ملک وقف بودنش را فراموش یا انکار کرده باشی،که در این صورت، البته نه خود تو مساله یی هستی و نه آنچه میکنی مساله یی است که قابل بحث و اعتنا باشد.
در حقیقت نبوده یی و نیستی تا چنین و چنان کردنت، روی زمینی که ما ملک وقفش میدانیم ، چنین و چنان کردنی تلقی شود.
نیامده یی، نمانده یی، و نرفته یی. ازهیچ، به قدر هیچ باید خواست و نه بیشتر ...”
―
“تو میدانستی، به طرز دقیق و مطمئنی میدانستی کی هستی و چه کار باید بکنی. میگفتی: «تکلیف»ات این است؛ نقشی که از تو خواسته شده این است و برای آن می جنگیدی، خسته می شدی، تحقیر می شدی، فحش می شنیدی، ولی ادامه می دادی و واقعاً اتفاقی می افتاد. چیزی در جایی تغییر می کرد و کاری به سرانجام می رسید. اما من چه کار دارم می کنم؟ چه کار کرده ام؟”
― هفت روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر
― هفت روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر
هزار و یک کتابی که قبل از مرگ باید خواند
— 2597 members
— last activity Dec 05, 2021 12:19PM
در این گروه کتابهایی معرفی میشود که قبل از مرگ باید خواند... و نظر همه را میتونیم در مورد کتابهایی که معرفی شده بخوانیم و کلی بحثهای داغ و جالب داشته ...more
Fatemeh’s 2025 Year in Books
Take a look at Fatemeh’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Fatemeh
Lists liked by Fatemeh












































