progress:
(page 400 of 704)
"با صدای بلند فکر کرد "تنها وسوسه ای که ازش سر درنمی آرم. تنها وسوسه ای که برای آدمی با پول لاندا احمقانه است. قمار، برای این که بیشتر به دست بیارد، یا هر چه دارد ببازد؟ هیچ کس هیچ وقت راضی نیست،همیشه همه چیز یا خیلی زیاد است یا خیلی کم."" — Aug 30, 2016 05:15AM
"با صدای بلند فکر کرد "تنها وسوسه ای که ازش سر درنمی آرم. تنها وسوسه ای که برای آدمی با پول لاندا احمقانه است. قمار، برای این که بیشتر به دست بیارد، یا هر چه دارد ببازد؟ هیچ کس هیچ وقت راضی نیست،همیشه همه چیز یا خیلی زیاد است یا خیلی کم."" — Aug 30, 2016 05:15AM
“از آغاز حضورت توی دنیام
به طرح نقشه های شوم اسیری
همه دار و ندارم رو گرفتی
خدامو که نمی تونی بگیری
مهم نیست نیتت هر چی که باشه
صلاح کارو باید در نظر داشت
تو تقصیری نداری، اصلش اینه
قدم ها رو باید اندازه برداشت”
― اثر انگشت عشق
به طرح نقشه های شوم اسیری
همه دار و ندارم رو گرفتی
خدامو که نمی تونی بگیری
مهم نیست نیتت هر چی که باشه
صلاح کارو باید در نظر داشت
تو تقصیری نداری، اصلش اینه
قدم ها رو باید اندازه برداشت”
― اثر انگشت عشق
“شاید این قهرمان ها نیستند که به دلیل قهرمان بودن،تن از چنگ مجموعه یی از مخاطرات بیرون می کشند. بل آنها که به هر دلیل، تن از چنگ مجموعه یی از مخاطرات بیرون می کشند، "قهرمان" لقب می گیرند”
―
―
“شکلهای ناب که غرق شدند
،زیرِ جیرجیرِ گلهای مروارید
.فهمیدم که مرا کشتهاند
،کافهها را گشته بودند بهخاطرِ من، گورستانها را، و کلیساها را
،از سرِ کنج کاوی بشکهها و گنجهها را گشوده بودند
.سه اسکلت را نابود کردند که دندانهای طلایشان را درآورند
.اما دیگر پیدایم نکردند
پیدا نکردند؟
.نه، پیدایم نکردند
،اما فهمیدند که ماهِ هفتم از برابرِ سیلاب گریخته است
و دریا ـ ناگهان! ـ به یاد آورد نامِ همه ی آن ها را که غرق شده بودند
........
قسمتی از شعر معروف «افسانهی سه دوست که زیرِ بارانِ گلوله آواز خواندند» که گفته می شود "لورکا" در آن نحوه مرگش را پیش بینی کرده بود”
―
،زیرِ جیرجیرِ گلهای مروارید
.فهمیدم که مرا کشتهاند
،کافهها را گشته بودند بهخاطرِ من، گورستانها را، و کلیساها را
،از سرِ کنج کاوی بشکهها و گنجهها را گشوده بودند
.سه اسکلت را نابود کردند که دندانهای طلایشان را درآورند
.اما دیگر پیدایم نکردند
پیدا نکردند؟
.نه، پیدایم نکردند
،اما فهمیدند که ماهِ هفتم از برابرِ سیلاب گریخته است
و دریا ـ ناگهان! ـ به یاد آورد نامِ همه ی آن ها را که غرق شده بودند
........
قسمتی از شعر معروف «افسانهی سه دوست که زیرِ بارانِ گلوله آواز خواندند» که گفته می شود "لورکا" در آن نحوه مرگش را پیش بینی کرده بود”
―
“چه بسا قهرمان ها که در آستانه ی "شدن" ، گرگی سبکبال به ایشان سلام کرده است و با این سلام، ایشان را به دنیای از یاد رفتگان رانده است. چه بسا قهرمان ها که نامشان را هیچ کس نشنید چرا که نشد تا از معرکه ها به در برند و توان بالقوه ی خویش را شفافیت عینی بخشند”
―
―
“تو هیچگاه نه گرسنه بوده ای، نه کسی را کشته ای، نه دزدی کرده ای و نه مرتکب زنا شده ای، پس چطور می خواهی دنیا را بشناسی و درباره کارهایش اظهار نظر کنی؟ افکارت بچه گانه است ارباب! نه زحمتی کشیده ای و نه رنجی برده ای. حتی هیچگاه آفتاب پوست بدنت را گرم نکرده است”
― Zorba the Greek
― Zorba the Greek
Nezam’s 2025 Year in Books
Take a look at Nezam’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Nezam
Lists liked by Nezam

















