Narjes Dorzade
486 ratings (3.81 avg)
284 reviews

#24 most followed
#40 best reviewers

Narjes Dorzade

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Narjes.


عبور از دیوارها
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 200 of 400)
"این کتاب یک سفر سخت؛ جان دار و لذت‌بخشه" Jan 02, 2026 01:43PM

 
On Consolation: F...
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 5 of 304)
".
خوندن این کتاب برام مصادفه با دیدنِ سریال breaking bad.
باید یک رساله در مورد والتر وایت نوشته بشه.
از نظر سیر داستانی سریال شاهکاریه واقعا.

پ.ن: این کتاب البته در نسخه‌ی فارسی طرح جلد درخشانی داره و چند صفحه‌ی اول هم چند نقاشی پرشکوه داره از رامبراند و گرکو و بروگل"
Apr 28, 2025 06:11AM

 
See all 9 books that Narjes is reading…
Loading...
Forough Farrokhzad
“اه اي زندگي منم كه با همه پوچي از تو سرشارم”
Forough Farrokhzad

Karen Blixen
“All sorrows can be borne if you can put them into a story.”
Isak Dinesen

احمد شاملو
“هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتن خود بر نخواست که من به زندگی نشستم


شاملو

احمد شاملو
“نه باوری، نه وطنی


جخ امروز
از مادر نزاده­ام
نه
عمر جهان بر من گذشته است.

نزدیک­ترین خاطره­ام خاطره­ی قرن­هاست.
بارها به خون­مان کشیدند
به یاد آر،
و تنها دست­آوردِ کشتار
نان­پاره­ی بی­قاتقِ سفره­ی بی برکت ما بود.

اعراب فریب­ام دادند
برج موریانه را به دستان پر پینه­ی خویش بر ایشان در گشودم،
مرا و همه­گان را بر نطع سیاه نشاندند و
گردن زدند.
نماز گزاردم و قتل­عام شدم
که رافضی­ام دانستند.
نماز گزاردم و قتل­عام شدم
که قِرمَطی­ام دانستند.
آن­گاه قرار نهادند که ما و برادران­مان یک­دیگر را بکشیم و
این
کوتاه­ترین طریق وصول به بهشت بود !

به یاد آر
که تنها دست­آوردِ کشتار
جُل­پاره­ی بی­قدرِ عورت ما بود.
خوش­بینی برادرت ترکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهتِ من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همه­گان را گردن زدند.
یوغِ ورزا، بر گردن­مان نهادند
گاو­آهن بر ما بستند
بر گُرده­مان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند
که باز­ماندگان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.

کوچ غریب را به یاد آر
از غربتی به غربت دیگر،
تا جست­و­جوی ایمان
تنها فضیلت ما باشد.
به یاد آر:
تاریخ ما بی­قراری بود
نه باوری
نه وطنی.

نه،
جخ امروز
از مادر
نزاده­ام.”
احمد شاملو

Fyodor Dostoevsky
“شما را به خدا این فکر را نکنید ناستنکا ، زیرا من بغضی وقت ها به قدری غصه دارم ، به قدری نا امیدم که .... چون من در این اوقات به این فکر می افتم که هرگز نخواهم توانست درست زندگی کنم. چون این جور وقت ها فکر می کنم که توانایی سنجش و بینش و احساس واقعیت را از دست داده ام ، چون خودم را لعنت کرده ام ، چون همیشه بعد از این شب های رویا هشیار می شوم و این هشیاری نمی دانید چه تلخ است ! وقتی آدم هشیار می شود هیاهوی انبوه مردم را در اطراف خود می شنود که در گردباد زندگی حرکت می کنند، می بیند و می شنود که مردم زنده اند و بیدارند ، می بیند که در زندگی بر آنها بسته نیست. می بیند که زندگی مردم دیگر مثل خواب و خیال بر باد نمی رود و نابود نمی شود ، زندگی شان پیوسته تازه می شود و همیشه جوان است ، و هیچ لحظه ای از آن به لحظه ی دیگر نمی ماند ، در حالی که خیال بازی های آمیخته با ترس غم انگیز و و در نهایت فلاکت یکنواخت است.

در اندوه ، کجا نقش خیال انگیزی یافت شدنی است؟”
Feodor Dostoyevsky

123220 کتابداران فارسی گودریدز — 5540 members — last activity Apr 18, 2026 03:34PM
گروهی برای کتابداران فارسی زبان سایت گودریدز *همچنین درخواست هایی برای ویرایش، اضافه کردن، افزودن تصویر جلد و ... در مورد کتاب های فارسی را در این گر ...more
year in books
Shervin R
489 books | 486 friends

Behzad ...
45 books | 37 friends

میعاد
618 books | 676 friends

KosarMo...
826 books | 33 friends

Zara  P...
417 books | 112 friends

Hosna
1,280 books | 92 friends

Arta
4,535 books | 177 friends

Ali Ahmadi
443 books | 384 friends

More friends…



Polls voted on by Narjes

Lists liked by Narjes