78,675 books
—
293,186 voters
to-read
(369)
currently-reading (29)
read (242)
did-not-finish (0)
favorites (59)
eye-catching-names (55)
american-literature (48)
worth-to-be-read-again (48)
persian-literature (46)
currently-reading (29)
read (242)
did-not-finish (0)
favorites (59)
eye-catching-names (55)
american-literature (48)
worth-to-be-read-again (48)
persian-literature (46)
i-own-them
(41)
french-literature (36)
novella (29)
plays (29)
short-stories (29)
fiction (26)
sad-sad-sad-books (15)
three-and-a-half-stars (15)
british-literature (13)
french-literature (36)
novella (29)
plays (29)
short-stories (29)
fiction (26)
sad-sad-sad-books (15)
three-and-a-half-stars (15)
british-literature (13)
Arman
is currently reading
progress:
(page 25 of 162)
"I'm all setto start making the change from within. C'est parti !" — Nov 05, 2017 03:11PM
"I'm all setto start making the change from within. C'est parti !" — Nov 05, 2017 03:11PM
progress:
(page 15 of 192)
"Finally found something interesting to read from Mr.Auster and it happens to be his debut work!" — Mar 19, 2017 03:33PM
"Finally found something interesting to read from Mr.Auster and it happens to be his debut work!" — Mar 19, 2017 03:33PM
Arman
is currently reading
progress:
(17%)
"Most simply put, someone who regularly eats factory-farmed animal products cannot call himself an environmentalist without divorcing that word from its meaning." — Jan 09, 2017 10:44PM
"Most simply put, someone who regularly eats factory-farmed animal products cannot call himself an environmentalist without divorcing that word from its meaning." — Jan 09, 2017 10:44PM
“دوش میگفت که فردا بدهم کام دلت / سببی ساز خدایا که پشیمان نشود”
―
―
“دو
اینقدر جیغ نکش توی گوش این تاکسی
راننده های تاکسی محله من
صبح ها
تریاک می کشند
ظهرها
خرناس می کشند
عصرها
مسافر
و شب ها
اغلب جاکشند
اینقدر جیغ نکش مثل گربه های محله من
که دارند جیغ می کشند
وقتی سربازان هخامنشی
زیر سایه درخت بید - که دیگر مجنون نیست -
از تزریق دوای بد
می میرند
قصاب محله ی من
هر شب
به لاشه های تازه گوسفند تجاوز می کند
و ماهی های محله من
ماغ می کشند
از بس که گاو شده اند
از بس که تو داری جیغ می کشی
و این درخت
کور شد گوش هایش
اینقدر جیغ نکش
زنده خور های دربار شاه عباس
به ارتش جرج بوش پیوسته اند
و هر روز ظهر
گوشت کباب شده سینه سقراط را به دندان می کشند
با آن همه پشم
حالا می دانم این بوی سوختگی از کجاست
پشم های فلاسفه پشمکی
روی اجاق گاز سه شعله ی فر دار می سوزد
و هیچ کس ظاهر نمی شود
چراغ های جادوی محله من
عقیم شده اند
اینقدر جیغ نکش
فردا
مایاکوفسکی را به جرم تجاوز به ذهن بشر
سنگسار می کنند
و سنگ اول را کسی می زند
که شب ها
دمر می خوابد به یاد زن همسایه
او دچار معصومیتی رعب آور است
اینقدر جیغ نکش
مراعات تو سخت شده است
و دختر پدرم - که خواهر من نیست -
هر شب
پاورچین
توی خواب من سرک می کشد
می نشیند کنار مارتین لوتر کینگ
رویاهای او را واکس می زند
کوهن بندیت در خواب های من جوان مانده
با زن هایی که
انقلابی هایشان زیباترند
اینقدر جیغ نکش
بنزین دارد از ریش های مارکس چکه می کند
و به ماتریالیسم تاریخی
پایبند نیست
بند نیست
اینجا زیر هشت است
اتاق تمشیت
و این مرد با چشم هایی آن همه سبز
هر شب
به رویای من تجاوز می کند
رویا نام دختر نیست
رویا نام باکرگی ذهن من است
اینقدر جیغ نکش
آسمان این روزها
ابری هم که نباشد
فرقی نمی کند
همسایه های محله ی من
چتر روی سرشان گرفته اند
عرق سگی می خورند
با عکس لنین روی آن
-که سگ نیست-
روزولت دارد روی سر محله من می شاشد
من شاشم گرفته است
اینقدر جیغ نکش توی گوش این تاکسی
من نمی دانم چرا این تاکسی
اینقدر شبیه ماشین مرده کشی شده است
و من
چرا
اینقدر
مرده ام”
― شعرهایی که نخواندهیی و به جهنم
اینقدر جیغ نکش توی گوش این تاکسی
راننده های تاکسی محله من
صبح ها
تریاک می کشند
ظهرها
خرناس می کشند
عصرها
مسافر
و شب ها
اغلب جاکشند
اینقدر جیغ نکش مثل گربه های محله من
که دارند جیغ می کشند
وقتی سربازان هخامنشی
زیر سایه درخت بید - که دیگر مجنون نیست -
از تزریق دوای بد
می میرند
قصاب محله ی من
هر شب
به لاشه های تازه گوسفند تجاوز می کند
و ماهی های محله من
ماغ می کشند
از بس که گاو شده اند
از بس که تو داری جیغ می کشی
و این درخت
کور شد گوش هایش
اینقدر جیغ نکش
زنده خور های دربار شاه عباس
به ارتش جرج بوش پیوسته اند
و هر روز ظهر
گوشت کباب شده سینه سقراط را به دندان می کشند
با آن همه پشم
حالا می دانم این بوی سوختگی از کجاست
پشم های فلاسفه پشمکی
روی اجاق گاز سه شعله ی فر دار می سوزد
و هیچ کس ظاهر نمی شود
چراغ های جادوی محله من
عقیم شده اند
اینقدر جیغ نکش
فردا
مایاکوفسکی را به جرم تجاوز به ذهن بشر
سنگسار می کنند
و سنگ اول را کسی می زند
که شب ها
دمر می خوابد به یاد زن همسایه
او دچار معصومیتی رعب آور است
اینقدر جیغ نکش
مراعات تو سخت شده است
و دختر پدرم - که خواهر من نیست -
هر شب
پاورچین
توی خواب من سرک می کشد
می نشیند کنار مارتین لوتر کینگ
رویاهای او را واکس می زند
کوهن بندیت در خواب های من جوان مانده
با زن هایی که
انقلابی هایشان زیباترند
اینقدر جیغ نکش
بنزین دارد از ریش های مارکس چکه می کند
و به ماتریالیسم تاریخی
پایبند نیست
بند نیست
اینجا زیر هشت است
اتاق تمشیت
و این مرد با چشم هایی آن همه سبز
هر شب
به رویای من تجاوز می کند
رویا نام دختر نیست
رویا نام باکرگی ذهن من است
اینقدر جیغ نکش
آسمان این روزها
ابری هم که نباشد
فرقی نمی کند
همسایه های محله ی من
چتر روی سرشان گرفته اند
عرق سگی می خورند
با عکس لنین روی آن
-که سگ نیست-
روزولت دارد روی سر محله من می شاشد
من شاشم گرفته است
اینقدر جیغ نکش توی گوش این تاکسی
من نمی دانم چرا این تاکسی
اینقدر شبیه ماشین مرده کشی شده است
و من
چرا
اینقدر
مرده ام”
― شعرهایی که نخواندهیی و به جهنم
بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
— 59 members
— last activity May 08, 2015 10:26AM
هدف از راه اندازی این گروه معرفی کتاب های خوب و رد و بدل کردن اطلاعات درباره نمایشگاه میباشد .
Arman’s 2025 Year in Books
Take a look at Arman’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Biography, Children's, Classics, Comics, Fiction, History, Memoir, Non-fiction, Philosophy, Travel, and Young-adult
Polls voted on by Arman
Lists liked by Arman


















































