“In every shining moment of happiness is that drop of poison: the knowledge that pain will come again. Be honest to those you love, show your pain. To suffer is as human as to breathe.”
― Harry Potter and the Cursed Child: Parts One and Two
― Harry Potter and the Cursed Child: Parts One and Two
“در یک روز،
یا یک بعدازظهر
در زندگی هر انسانی مجالِ آن هست
تا بیرون بخزد از سلّولِ تنگش
و آزادي را تمرین کند!
هر چه می خواهد بگوید
دستانش را
به هر طرفی که خواست تکان بدهد!
آن دم که مایل است
دوست بدارد...”
― باران یعنی تو برمی گردی
یا یک بعدازظهر
در زندگی هر انسانی مجالِ آن هست
تا بیرون بخزد از سلّولِ تنگش
و آزادي را تمرین کند!
هر چه می خواهد بگوید
دستانش را
به هر طرفی که خواست تکان بدهد!
آن دم که مایل است
دوست بدارد...”
― باران یعنی تو برمی گردی
“آدم هاي خوشگل يا آدمهايي که خيال مي کنند خيلي زرنگند هميشه از آدم تقاضاي لطف بزرگي دارند. آنها چون براي خودشان مي ميرند خيال مي کنند ديگران هم برايشان مي
ميرند. خيلي بامزه است”
―
ميرند. خيلي بامزه است”
―
“پاییز میرسد که مرا مبتلا کند
با رنگهای تـازه مــرا آشنا کند
پاییز میرسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند
او میرسد که از پس نه ماه انتظار
راز ِ درخت باغچـــه را برملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوههــای تازه بیــارد، خـدا کند
او میرسد که باز هم عاشق کند مرا
او قـول داده است بـه قــولش وفا کند
پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است
جــز این کــه روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند
تقویـم خواست از تو بگیرد بهـــار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش ...، صدای پای خزان است، یک نفر
در را بـــه روی حضــرت پاییــــز وا کند...”
―
با رنگهای تـازه مــرا آشنا کند
پاییز میرسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند
او میرسد که از پس نه ماه انتظار
راز ِ درخت باغچـــه را برملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوههــای تازه بیــارد، خـدا کند
او میرسد که باز هم عاشق کند مرا
او قـول داده است بـه قــولش وفا کند
پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است
جــز این کــه روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند
تقویـم خواست از تو بگیرد بهـــار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش ...، صدای پای خزان است، یک نفر
در را بـــه روی حضــرت پاییــــز وا کند...”
―
“تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی
پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی
ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار
هشدار که آرامش ما را نخراشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی”
―
اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی
پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی
ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار
هشدار که آرامش ما را نخراشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی”
―
Fateme’s 2025 Year in Books
Take a look at Fateme’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Fateme
Lists liked by Fateme































