Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book
to-read
(215)
currently-reading (3)
read (145)
did-not-finish (0)
russian (9)
persian-novel (7)
philosophy (7)
french (6)
currently-reading (3)
read (145)
did-not-finish (0)
russian (9)
persian-novel (7)
philosophy (7)
french (6)
literature
(6)
persian (5)
novel (4)
play (4)
politics (4)
american-novel (3)
persian-poet (3)
czech (2)
persian (5)
novel (4)
play (4)
politics (4)
american-novel (3)
persian-poet (3)
czech (2)
“گرچه صاحب پیراهن زرشکی مرده بود اما لباسهای او هنوز زنده بودند و میبایست مدتها پس از خود او روشنایی آفتاب و سیاهی شب روی آنها بلغزد و لباسهای او باز هم تحریک شهوت کنند و نگاه مردان از درز تار و پودش بگذرد. لباسهای تن او پس از صاحب خود، برای این زنده بودند که قابلیت آنها برای زندگی به مراتب بیشتر از مشتی گوشت و خون گندیده صاحبش بود. گوشت و خونی که دوام و ارزش آن در این دنیا از پر کاهی کمتر است.”
― گزیده داستانهای کوتاه صادق چوبک
― گزیده داستانهای کوتاه صادق چوبک
“Hope is the confusion of the desire for a thing with its probability.”
― Essays and Aphorisms
― Essays and Aphorisms
“ای فریاد خونین زن!
برابری از چه میخواهی؟
که برسی به من؟!
من که هنوز خود مردیام،
نگهبان گورستان خرافات و
طوق بر گردن از مهملات و
اسیر عقل خرابات.
یک گردنبند هرزه
در برابر چشم همه
لباس را بالا کشید و فریاد زد:
من فقط تن خود را میفروشم
تنها تن خود را و بس
اما میبینم همین جا
هستند کسانی که
تن کوهستان و
تن دشت و بوستان و
تن آفتاب و باران را
فروختهاند و با وقاحت تمام
بر صندلی شرافت این سرزمین تکیه زدهاند...”
―
برابری از چه میخواهی؟
که برسی به من؟!
من که هنوز خود مردیام،
نگهبان گورستان خرافات و
طوق بر گردن از مهملات و
اسیر عقل خرابات.
یک گردنبند هرزه
در برابر چشم همه
لباس را بالا کشید و فریاد زد:
من فقط تن خود را میفروشم
تنها تن خود را و بس
اما میبینم همین جا
هستند کسانی که
تن کوهستان و
تن دشت و بوستان و
تن آفتاب و باران را
فروختهاند و با وقاحت تمام
بر صندلی شرافت این سرزمین تکیه زدهاند...”
―
“هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم ؟
زانکه بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم”
―
در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم ؟
زانکه بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم”
―
“صداها
وقتي كه شب
به خانه برمي گردي
و صداي كليد را در قفل مي شنوي
.بدان كه تنهايي
وقتي كليد برق را مي زني
صداي تيك را ميشنوي
.بدان كه تنهايي
وقتي در تخت خواب
از صداي قلب خودت نمي تواني بخوابي
.بدان كه تنهايي
وقتي كه زمان
كتاب ها و كاغذ ها را در خانه مي جود
و تو صدايش را مي شنوي
.بدان كه تنهايي
اگر صدايي از گذشته
تو را به روزهاي قديمي دعوت كند
.بدان كه تنهايي
و تو بي آن كه قدر تنهايي را بداني
دوست داري
خودت را خلاص كني
اگر اين كار هم بكني
باز تك و تنهايي”
―
وقتي كه شب
به خانه برمي گردي
و صداي كليد را در قفل مي شنوي
.بدان كه تنهايي
وقتي كليد برق را مي زني
صداي تيك را ميشنوي
.بدان كه تنهايي
وقتي در تخت خواب
از صداي قلب خودت نمي تواني بخوابي
.بدان كه تنهايي
وقتي كه زمان
كتاب ها و كاغذ ها را در خانه مي جود
و تو صدايش را مي شنوي
.بدان كه تنهايي
اگر صدايي از گذشته
تو را به روزهاي قديمي دعوت كند
.بدان كه تنهايي
و تو بي آن كه قدر تنهايي را بداني
دوست داري
خودت را خلاص كني
اگر اين كار هم بكني
باز تك و تنهايي”
―
Peyman’s 2025 Year in Books
Take a look at Peyman’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Peyman
Lists liked by Peyman





































