to-read
(215)
currently-reading (3)
read (145)
did-not-finish (0)
russian (9)
persian-novel (7)
philosophy (7)
french (6)
currently-reading (3)
read (145)
did-not-finish (0)
russian (9)
persian-novel (7)
philosophy (7)
french (6)
literature
(6)
persian (5)
novel (4)
play (4)
politics (4)
american-novel (3)
persian-poet (3)
czech (2)
persian (5)
novel (4)
play (4)
politics (4)
american-novel (3)
persian-poet (3)
czech (2)
“همه ما عشق میخواهیم، اما وقتی عشق آغاز میشود، ممکن است بهشدت نسبت به آن احساس خطر کنیم.”
― How to Find Love
― How to Find Love
“این فیلم را به عقب برگردان
آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که می دود در دشت های دور
آن قدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان
دوباره بر زمین
نه
به عقب تر برگرد
بگذار خدا
دوباره دست هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت”
―
آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که می دود در دشت های دور
آن قدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان
دوباره بر زمین
نه
به عقب تر برگرد
بگذار خدا
دوباره دست هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت”
―
“ای فریاد خونین زن!
برابری از چه میخواهی؟
که برسی به من؟!
من که هنوز خود مردیام،
نگهبان گورستان خرافات و
طوق بر گردن از مهملات و
اسیر عقل خرابات.
یک گردنبند هرزه
در برابر چشم همه
لباس را بالا کشید و فریاد زد:
من فقط تن خود را میفروشم
تنها تن خود را و بس
اما میبینم همین جا
هستند کسانی که
تن کوهستان و
تن دشت و بوستان و
تن آفتاب و باران را
فروختهاند و با وقاحت تمام
بر صندلی شرافت این سرزمین تکیه زدهاند...”
―
برابری از چه میخواهی؟
که برسی به من؟!
من که هنوز خود مردیام،
نگهبان گورستان خرافات و
طوق بر گردن از مهملات و
اسیر عقل خرابات.
یک گردنبند هرزه
در برابر چشم همه
لباس را بالا کشید و فریاد زد:
من فقط تن خود را میفروشم
تنها تن خود را و بس
اما میبینم همین جا
هستند کسانی که
تن کوهستان و
تن دشت و بوستان و
تن آفتاب و باران را
فروختهاند و با وقاحت تمام
بر صندلی شرافت این سرزمین تکیه زدهاند...”
―
“Hope is the confusion of the desire for a thing with its probability.”
― Essays and Aphorisms
― Essays and Aphorisms
“گرچه صاحب پیراهن زرشکی مرده بود اما لباسهای او هنوز زنده بودند و میبایست مدتها پس از خود او روشنایی آفتاب و سیاهی شب روی آنها بلغزد و لباسهای او باز هم تحریک شهوت کنند و نگاه مردان از درز تار و پودش بگذرد. لباسهای تن او پس از صاحب خود، برای این زنده بودند که قابلیت آنها برای زندگی به مراتب بیشتر از مشتی گوشت و خون گندیده صاحبش بود. گوشت و خونی که دوام و ارزش آن در این دنیا از پر کاهی کمتر است.”
― گزیده داستانهای کوتاه صادق چوبک
― گزیده داستانهای کوتاه صادق چوبک
Peyman’s 2025 Year in Books
Take a look at Peyman’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Peyman
Lists liked by Peyman





































