Nina
https://www.goodreads.com/ninayasrebi
“در گدانسک، یک سرباز آلمانی دیوانه شد، چون قبل از جنگ معشوقهای داشت که نمیدانست یهودی است و بعدها او را به آشویتس فرستادند، و دوستان سرباز سر به سر او میگذاشتند و میگفتند صابونی که یک هفته بود با آن تنشان را میشستند از چربی تن معشوقهی او درست شده، و این را از مدیر انستیتوی آناتومی گدانسک شدنیده بودند، یعنی همان جایی که جسدها را تبدیل به صابون میکردند. و بعدا مجبور شدند این سرباز را به تیمارستانی در آلمان منتقل کنند.”
― Europeana: A Brief History of the Twentieth Century
― Europeana: A Brief History of the Twentieth Century
“...همه تصورات او خرده فکرهایی است که از این و آن به عاریت گرفته و خودش هیچوقت آنقدر فرصت نداشته که با خود خلوت کند. همیشه یک اضطراب دائمی و کاهنده در وجودش بوده...”
― فال خون
― فال خون
“تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به آرزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطردود لاله های وحشی
به خاطر گونۀ زرین آفتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو را برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خاطره ها دوست می دارم
تورا به اندازۀ همۀ کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران، اندازۀ ستاره های آسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همۀ کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم
تو را به جای همۀ روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و
برای نخستین گناه ...
تو را به خاطر دوست داشتن ... دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم ... دوست می دارم”
―
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به آرزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطردود لاله های وحشی
به خاطر گونۀ زرین آفتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو را برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خاطره ها دوست می دارم
تورا به اندازۀ همۀ کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران، اندازۀ ستاره های آسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همۀ کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم
تو را به جای همۀ روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و
برای نخستین گناه ...
تو را به خاطر دوست داشتن ... دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم ... دوست می دارم”
―
“این یهودیان، دستها روی سر، وارد اتاق گاز میشدند تا تعدا بیشتری از آنها در اتاق جا بگیردند، و درست در لجظه آخر بچه ها را میچپاندند توی اتاق، چون کوچولوتر بودند و جای کمتری میگرفتند.”
― Europeana: A Brief History of the Twentieth Century
― Europeana: A Brief History of the Twentieth Century
“زنها برای سربازهایی که نمیشناختند و در جبههها بودند بستههای هدیه میفرستادند و سربازها هم در جواب نامه میدادند و از سن و سال آنها میپرسیدند. بعضی وقت ها سربازی پیش از رسیدن نامه کشته میشد و فرمانده در میان سپاهیانش دنبال کسی با همان نام میگشت که هنوز نامهای دریافت نکرده بود.”
― Europeana: A Brief History of the Twentieth Century
― Europeana: A Brief History of the Twentieth Century
Nina’s 2025 Year in Books
Take a look at Nina’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Nina
Lists liked by Nina








































