Sahar said:
"
در مقدمه چنین نوشته شده:« ما دوست نداریم آثار بزرگمان را بخوانیم، اما آنها مارا، هر روز از زندگی ما را میخوانند. این ما نیستیم که ادبیات قرن بیستم را ساختهایم. ادبیات ما را ساختهاست. اگر میخواهیم خود را بهتر بشناسیم باید به ادبیات روی آوریم.
"
Sahar
is currently reading
progress:
(page 200 of 739)
"چالش دی ماهم این باشه که این کتابو به انجام برسونم بالاخره" — Dec 21, 2018 10:05PM
"چالش دی ماهم این باشه که این کتابو به انجام برسونم بالاخره" — Dec 21, 2018 10:05PM
“Only a generation of readers will spawn a generation of writers.”
―
―
“Life is not an easy matter…. You cannot live through it without falling into frustration and cynicism unless you have before you a great idea which raises you above personal misery, above weakness, above all kinds of perfidy and baseness.”
― Diary in Exile, 1935
― Diary in Exile, 1935
“شتاب کردم که آفتاب بیاید
نیامد
دویدم از پیِ دیوانهای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش میریخت
که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم
شبانه روز دریدم، دریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش
چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید
نیامد
کشیدهها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان
دو گونه را چُنان گدازهی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید
نیامد
اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچههای جهان را
ولی گریستن نتوانستم
نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم
که آفتاب بیاید
نیامد”
― خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم
نیامد
دویدم از پیِ دیوانهای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش میریخت
که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم
شبانه روز دریدم، دریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش
چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید
نیامد
کشیدهها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان
دو گونه را چُنان گدازهی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید
نیامد
اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچههای جهان را
ولی گریستن نتوانستم
نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم
که آفتاب بیاید
نیامد”
― خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم
“Lock up your libraries if you like; but there is no gate, no lock, no bolt that you can set upon the freedom of my mind.”
― A Room of One’s Own
― A Room of One’s Own
“Give sorrow words; the grief that does not speak knits up the o-er wrought heart and bids it break.”
― Macbeth
― Macbeth
Sahar’s 2025 Year in Books
Take a look at Sahar’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Sahar
Lists liked by Sahar



























