“من نه یک مسیحی هستم و نه یک بشردوست. من هرچیزی به جز یک مسیحی هستم، و بشردوستی در مقایسه با باور من دارم بیارزش بهنظر میرسد. من بهجای اینکه اجازه بدهم به یک صلیب میخکوبم کنند، با هر سلاحی که دستم به آن برسد پیکار خواهم کرد.”
―
―
“مرا
تو
بي سببي
نيستي
به راستي
صلت كدام قصيده اي
اي غزل؟
ستاره باران ِكدام سلامي
به آفتاب
از دريچه ي تاريك؟
كلام از نگاه تو شكل مي بندد
خوشا نظر بازيا كه تو آغاز مي كني!
پس ِ پشت ِمردمكان ات
فرياد كدام زنداني ست
كه آزادي را
به لبان برآماسيده
گل سرخي پرتاب مي كند؟
ورنه
اين ستاره بازي
حاشا
چيزي بدهكار آفتاب نيست.
نگاه از صداي تو ايمن مي شود
چه مومنانه نام مرا آواز ميكني!
و دل ات
كبوتر ِ آشتي ست،
درخون تپيده
به بام ِتلخ.
با اين همه
چه بالا
چه بلند
پرواز ميكني!”
―
تو
بي سببي
نيستي
به راستي
صلت كدام قصيده اي
اي غزل؟
ستاره باران ِكدام سلامي
به آفتاب
از دريچه ي تاريك؟
كلام از نگاه تو شكل مي بندد
خوشا نظر بازيا كه تو آغاز مي كني!
پس ِ پشت ِمردمكان ات
فرياد كدام زنداني ست
كه آزادي را
به لبان برآماسيده
گل سرخي پرتاب مي كند؟
ورنه
اين ستاره بازي
حاشا
چيزي بدهكار آفتاب نيست.
نگاه از صداي تو ايمن مي شود
چه مومنانه نام مرا آواز ميكني!
و دل ات
كبوتر ِ آشتي ست،
درخون تپيده
به بام ِتلخ.
با اين همه
چه بالا
چه بلند
پرواز ميكني!”
―
“وقتی یک سیاستمدار ساکت است اتفاق بدی می افتد،
سیاستمدارها شبیه مرغ اند؛
وقتی تخم میگذارند زیاد سر و صدا می کنند، اما وقتی خراب می کنند، آرام آن را دفن می کنند”
―
سیاستمدارها شبیه مرغ اند؛
وقتی تخم میگذارند زیاد سر و صدا می کنند، اما وقتی خراب می کنند، آرام آن را دفن می کنند”
―
“مردها تلفن می کنن و می پرسن
شما واقعا چارلز بوکوفسکیِ نویسنده هستید؟
منم جواب میدم که
بعضی وقتها نویسنده ام
.ولی اغلب کاری نمی کنم
بعد میگن، گوش کن، من خیلی کاراتو دوست دارم، میشه بیام پیشت و چند جعبه آبجو بیارم؟
.منم جواب میدم، میتونی بیاری اگه داخل نیای
،وقتی زنها تلفن می کنن
،میگم بله من می نویسم، نویسنده ام
.و همین الان فقط نمی نویسم
بعد میگن، احساس احمقانه ای دارم که بهتون تلفن کردم
.و خیلی سورپرایز شدم اسمتونو توی دفترچه تلفن دیدم
منم جواب میدم، که دلیل داره... راستی چرا نمیای اینجا یه آبجو با هم بزنیم؟
از نظر شما ایرادی نداره؟
.و میان، زنهای زیبا با ذهن، بدن و چشمان بی نظیر
،اغلب سکسی در کار نیست
.اما دیگه عادت کردم
،ولی هنوز میارزه
.حتی نگاه کردن بهشونم خوبه
،ولی موارد خاصی
.شانس غیرمنتظره ای میارم
،برای مردی 55 ساله
،که تا 23 سالگی سکس نداشته
،و تا 50 سالگی هم چیز زیادی نصیبش نشده
،به نظرم باید اسمم توی دفترچه تلفنِ پَسیفیک بمونه، تا به مردای عادی برسم
،البته باید به نوشتن شعرهای جاودانه ادامه بدم
.اما الهام از اونجا میاد”
―
شما واقعا چارلز بوکوفسکیِ نویسنده هستید؟
منم جواب میدم که
بعضی وقتها نویسنده ام
.ولی اغلب کاری نمی کنم
بعد میگن، گوش کن، من خیلی کاراتو دوست دارم، میشه بیام پیشت و چند جعبه آبجو بیارم؟
.منم جواب میدم، میتونی بیاری اگه داخل نیای
،وقتی زنها تلفن می کنن
،میگم بله من می نویسم، نویسنده ام
.و همین الان فقط نمی نویسم
بعد میگن، احساس احمقانه ای دارم که بهتون تلفن کردم
.و خیلی سورپرایز شدم اسمتونو توی دفترچه تلفن دیدم
منم جواب میدم، که دلیل داره... راستی چرا نمیای اینجا یه آبجو با هم بزنیم؟
از نظر شما ایرادی نداره؟
.و میان، زنهای زیبا با ذهن، بدن و چشمان بی نظیر
،اغلب سکسی در کار نیست
.اما دیگه عادت کردم
،ولی هنوز میارزه
.حتی نگاه کردن بهشونم خوبه
،ولی موارد خاصی
.شانس غیرمنتظره ای میارم
،برای مردی 55 ساله
،که تا 23 سالگی سکس نداشته
،و تا 50 سالگی هم چیز زیادی نصیبش نشده
،به نظرم باید اسمم توی دفترچه تلفنِ پَسیفیک بمونه، تا به مردای عادی برسم
،البته باید به نوشتن شعرهای جاودانه ادامه بدم
.اما الهام از اونجا میاد”
―
“دستم بوی گل می داد، مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند اما هیچ کس فکر نکرد شاید من شاخه گلی کاشته باشم”
―
―
Fateme’s 2025 Year in Books
Take a look at Fateme’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Art, Classics, Fantasy, Fiction, Humor and Comedy, Memoir, Music, Paranormal, Philosophy, Poetry, Romance, Science, and Travel
Polls voted on by Fateme
Lists liked by Fateme























































