Jila

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Jila.

https://www.instagram.com/jila.mehrzad
https://www.goodreads.com/jilamehrzad

راهنمای دوست داشت...
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 30 of 222)
Jan 01, 2026 01:41PM

 
ابله: جلد ٢
Jila is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 47 of 352)
Jan 02, 2026 06:14PM

 
باغ زمستان
Jila is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
See all 12 books that Jila is reading…
Loading...
احمد شاملو
“‫پیش از آن که واپسین نفس را برآرم ‬
‫پیش از آن که پرده فرو افتد ‬
‫پیش از پژمردن آخرین گل ‬
‫برآنم که زندگی کنم ‬
‫برآنم که عشق بورزم‬
‫برآنم که باشم.‬
 
‫در این جهان ظلمانی ‬
‫در این روزگار سرشار از فجایع ‬
‫در این دنیای پر از کینه ‬
‫نزد کسانی که نیازمند منند ‬
‫کسانی که نیازمند ایشانم‬
‫کسانی که ستایش انگیزند،‬
‫تا دریابم ‬
‫شگفتی کنم ‬
‫بازشناسم ‬
‫که ام ‬
‫که می توانم باشم‬
‫که می خواهم باشم،‬
‫تا روزها بی ثمر نماند ‬
‫ساعت ها جان یابد‬
‫و لحظه ها گرانبار شود‬
 
‫هنگامی که می خندم ‬
‫هنگامی که می گریم ‬
‫هنگامی که لب فرو می بندم‬ 
 
‫در سفرم به سوی تو ‬
‫به سوی خود ‬
‫به سوی خدا ‬
‫که راهی ست ناشناخته ‬
‫پُر خار‬
‫ناهموار،‬
‫راهی که، باری‬
‫در آن گام می گذارم ‬
‫که در آن گام نهاده ام ‬
‫و سر ِ بازگشت ندارم‬
 
‫بی آن که دیده باشم شکوفایی ِ گل ها را ‬
‫بی آن که شنیده باشم خروش رودها را‬
‫بی آن که به شگفت درآیم از زیبایی ِ حیات.- ‬
‫اکنون مرگ می تواند‬
‫فراز آید‬
‫اکنون می توانم به راه افتم‬
‫اکنون می توانم بگویم .‬
‫که زنده گی کرده ام ...‬
 
 ‫مارگوت بیکل‬
‫ترجمه از شاملو‬
‫نميدونم چرا حس ميكنم اين شعر فقط با ترجمه و دكلمه خود شاملو عاليه ‬
‏‫
حتما دكلمه رو بگوشيد
خواستم لينك بزارم،منتهي نميشه :(.‬”
احمد شاملو

شمس لنگرودی
“آرام باش عزیز من، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می‌رویم، چشم‌هایمان را می‌بندیم، همه جا تاریکی است

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم
و تلالؤ آفتاب را می‌بینیم
زیر بوته‌ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری، طالع می‌شود”
شمس لنگرودی

رضا براهنی
“یغمبری شدم که خدایش او را از خویش رانده بود
مسدود مانده راه زبان نبوتش
من آن جهنمم که شما رنج هایش را در خواب هایتان تکرار می کنید
خورشید، هیمه ای است مدور که در من است
یک سوزش مکرر پنهانی همواره با من است
و چشم های من، خاکستری ست که از عمق های آن
ققنو س های رنج جهان می زایند
تنهایم
از آن زمان که شیدایی خجسته ام از من ربوده شد

اینک منم
مردی که در صحاری عالم گم شد
مردی که بر بنادر میثاق و آشتی بیگانه ماند
مغروق آب های هزاران خلیج دور
پیغمبری که خواب ندارد”
رضا براهنی, گُل بر گُسترهٔ ماه
tags: humor

فریدون مشیری
“من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت”
فریدون مشیری

هوشنگ ابتهاج
“دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ی ایام دل آدمیان است”
هوشنگ ابتهاج

year in books
Mohammad
335 books | 1,758 friends

Mohamma...
821 books | 1,289 friends

Tahmine...
1,342 books | 441 friends

Mobina
941 books | 314 friends

Mohamad...
242 books | 1,014 friends

Seyed H...
756 books | 1,904 friends

Mohamma...
1,120 books | 970 friends

Luana N...
476 books | 2,049 friends

More friends…



Polls voted on by Jila

Lists liked by Jila