Negar

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Negar.


انجمن شاعران مرده
Rate this book
Clear rating

 
رساله درباره آزادی
Rate this book
Clear rating

 
آخرین انار دنیا
Negar is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
See all 4 books that Negar is reading…
Loading...
Ethel Lilian Voynich
“خرمگس به ناگهان دست هایش را با حرکتی پرشور از هم گشود و گفت
آیا هرگز با خود فکر نکرده اید که این گوژپشت بینوا هم انسان است و روح دارد؟ یک روح زنده که تلاش می کند ولی با این وضع و حال، اسیر این پیکر خمیده شده و ناگزیر به بندگی است؟ شما که نسبت به هر چیزی این قدر حساس و نازک دل هستید؟ شما که دلتان به حال جسمی در لباس احمق ها می سوزد ، هرگز به روح بدبختی که حتی آن لباس رنگارنگ را ندارد که برهنگی وحشتناکس را بپوشاند فکر کرده اید؟ شما به روحی بیاندیشید که از سرما می لرزد و از شرم و بدبختی در برابر آن همه انسان خفه می شود. او ریشخندهای مردم را که مانند تازیانه ای به وجودش می خورد
حس میکند و خنده هایشان را که مثل آهن تفته ای تن سوز است لمس می کند!
بله، شما به روحی به انسانی بیندیشید که دربرابر چشم آنان با درماندگی نگران کوه ها است که بر او فرو نمی ریزند. نگران صخره هاست که پنهانش نمی کنند و سرانجام به موش هایی که می توانند خود را درون سوراخی پنهان کنند،
رشک می برد این را هم فراموش نکنید که روح لال است. صدایی ندارد که فریاد برآورد، باید تحمل کند و باز هم تحمل و باز هم تحمل...”
Ethel Lilian Voynich, خرمگس

Aldous Huxley
“But I don't want comfort. I want God, I want poetry, I want real danger, I want freedom, I want goodness. I want sin.”
Aldous Huxley, Brave New World

Abdulla Pashew
“چشم دختر اروپایی را
اگر آبی هم باشد، دوست میدارم
اگر سبز هم باشد، دوست میدارم
اینگونه فهمیده ام
آبی‌ ترین چشم
سبزترین چشم
در این دنیا
با ذره ای از سیاهی
.چشم دخترِ سرزمینم را دارد”
(Ebdulla peşêw)عه‌بدوڵا په‌شێو

Sherko Bekas
“ای زن
«براستی «برابریِ
جبرانِ
آنهمه ظلمی را می کند
که مرد با تو کرده است؟”
شێرکۆ بێکەس

Abdullah Öcalan
“برای با تو زیستن
از زمان آدم و حوا تا به اکنون
باید خارزار روئیدەی بین مان را درو کرد و
این برافراشته باروها را
.دیوارها را درهم شکست

باید نخستین ستمکار مردان دروغگوی را
شکست داد و
آتشی که تمدن از ما ربود را
.دگرباره بازپس ستاند

.از برای این همه، مــن جنگ را آغازیــــــدم

به اندازه ی همه پرومتئوس ها
جهان را در برابرم یافتم
و در سرزمین پرومته
.به بند خائنانش اسیر گشتم
!ای مقدس مادر
!و ای بانوی عشق”
Abdullah Öcalan

5085 داستان كوتاه — 3326 members — last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
year in books
فؤاد
2,050 books | 3,629 friends

Nogol
1,043 books | 428 friends

Saba
338 books | 49 friends

Saleh M...
1,827 books | 891 friends

Shima
31 books | 4 friends

Mahdie
423 books | 195 friends

Fatima
1,137 books | 3,360 friends

KamRun
2,080 books | 877 friends

More friends…



Polls voted on by Negar

Lists liked by Negar