Status Updates From آیدا: درخت و خنجر و خاطره
آیدا: درخت و خنجر و خاطره by
Status Updates Showing 1-20 of 20
Niloufar
is starting
شبانه
پرِ پرواز ندارم
امّا
دلی دارم و حسرتِ دُرناها.
□
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمیخواند.
□
مرگِ من سفری نیست،
هجرتیست
از سرزمینی که دوست نمیداشتم
به خاطرِ نامردماناش.
خود ایا از چه هنگام اینچنین
آیینِ مردمی
از دست
بنهادهاید؟
— Jan 13, 2018 05:43AM
Add a comment
شبانه
پرِ پرواز ندارم
امّا
دلی دارم و حسرتِ دُرناها.
□
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمیخواند.
□
مرگِ من سفری نیست،
هجرتیست
از سرزمینی که دوست نمیداشتم
به خاطرِ نامردماناش.
خود ایا از چه هنگام اینچنین
آیینِ مردمی
از دست
بنهادهاید؟
Niloufar
is starting
شبانه -عصر عظمت های غول آسا
و عشق
سوء تفاهمیست
که با «متأسفم» گفتنی فراموش میشود
— Jan 13, 2018 05:35AM
Add a comment
شبانه -عصر عظمت های غول آسا
و عشق
سوء تفاهمیست
که با «متأسفم» گفتنی فراموش میشود
Niloufar
is starting
شبانه -و شما که به سالیانی چنین دوردست
اگر دیگر پای رفتنِمان نیست،
باری
قلعهبانان
این حجت با ما تمام کردهاند
که اگر میخواهیم در این سرزمین اقامت گزینیم
میباید با ابلیس قراری ببندیم.
— Jan 13, 2018 05:29AM
Add a comment
شبانه -و شما که به سالیانی چنین دوردست
اگر دیگر پای رفتنِمان نیست،
باری
قلعهبانان
این حجت با ما تمام کردهاند
که اگر میخواهیم در این سرزمین اقامت گزینیم
میباید با ابلیس قراری ببندیم.
Niloufar
is starting
شبانه -و شما که به سالیانی چنین دوردست
ما بسی کوشیدهایم
که چکشِ خود را
بر ناقوسها و به دیگچهها فرودآریم،
بر خروسقندیِ بچهها
و بر جمجمهی پوکِ سیاستمداری
که لباسِ رسمی بر تن آراسته باشد.
ما بسی کوشیدهایم
که از دهلیزِ بیروزنِ خویش
دریچهیی به دنیا بگشاییم.
ما آبستنِ امیدِ فراوان بودهایم،
دریغا که به روزگارِ ما
کودکان
مُرده به دنیا میآیند!
— Jan 13, 2018 05:29AM
Add a comment
شبانه -و شما که به سالیانی چنین دوردست
ما بسی کوشیدهایم
که چکشِ خود را
بر ناقوسها و به دیگچهها فرودآریم،
بر خروسقندیِ بچهها
و بر جمجمهی پوکِ سیاستمداری
که لباسِ رسمی بر تن آراسته باشد.
ما بسی کوشیدهایم
که از دهلیزِ بیروزنِ خویش
دریچهیی به دنیا بگشاییم.
ما آبستنِ امیدِ فراوان بودهایم،
دریغا که به روزگارِ ما
کودکان
مُرده به دنیا میآیند!
Niloufar
is starting
شبانه -دریغا انسان
اما انسان، ای دریغ
که با دردِ قرونَش
خو کرده بود.
پا در زنجیر و برهنه تن
تلاشِ ما را به گونهیی مینگریست
که عاقلی
به گروهی مجانین
که در برهنه شادمانیِ خویش
بیخبرانه هایوهویی میکنند.
— Jan 06, 2018 02:33PM
Add a comment
شبانه -دریغا انسان
اما انسان، ای دریغ
که با دردِ قرونَش
خو کرده بود.
پا در زنجیر و برهنه تن
تلاشِ ما را به گونهیی مینگریست
که عاقلی
به گروهی مجانین
که در برهنه شادمانیِ خویش
بیخبرانه هایوهویی میکنند.
Mohsen
is 20% done
شعر "عصر عظمت هاي غول اساي امارت ها" از اين كتاب خيليي خوبه
عصري كه شرم و حق
حساب ش جداست،
و عشق سوء تفاهمي ست
كه با (متاسفم)گفتني فراموش مي شود
عصر توهين آميزي كه آدمي
مرده ايست
با اندك فرصتي از براي جان كندن
— Apr 05, 2017 05:39AM
Add a comment
عصري كه شرم و حق
حساب ش جداست،
و عشق سوء تفاهمي ست
كه با (متاسفم)گفتني فراموش مي شود
عصر توهين آميزي كه آدمي
مرده ايست
با اندك فرصتي از براي جان كندن








