Status Updates From لبخند انار
لبخند انار by
Status Updates Showing 1-30 of 66
Sajede
is on page 80 of 187
داستان "لانه" برام دلهره داشت، چون با اینکه تا حالا کویر نرفتم و ندیدمش، ازش میترسم.
چندسال پیش یه برنامه دیدهبودم که چند نفر رفتن تو کویر و از بیآبی مردن، فکر کنم این ماجرا ترس رو انداخت تو دلم.
آدمیزادم جالبهها، همیشه با خودم میگم مگه زندگی چی بهم داده که بخوام از مردن بترسم؟ نمیترسم ( گاهی هم منتظرشم) ولی تهِ ته ذهنم این مدل ترسها بهم یادآوری میکنه که نه، شاید نخوای ولی تو از مردن میترسی.
— Oct 28, 2025 06:51AM
Add a comment
چندسال پیش یه برنامه دیدهبودم که چند نفر رفتن تو کویر و از بیآبی مردن، فکر کنم این ماجرا ترس رو انداخت تو دلم.
آدمیزادم جالبهها، همیشه با خودم میگم مگه زندگی چی بهم داده که بخوام از مردن بترسم؟ نمیترسم ( گاهی هم منتظرشم) ولی تهِ ته ذهنم این مدل ترسها بهم یادآوری میکنه که نه، شاید نخوای ولی تو از مردن میترسی.
Sajede
is on page 68 of 187
آقای دباغ، فلک اگه جواب بود، پدر و مادرهای بچهها الان اینطوری نبودن.🥲
— Oct 27, 2025 04:42AM
Add a comment
Sajede
is on page 40 of 187
دلم می خواد با پشت دست بزنم تو دهن سپهری.
یه دقیقه دهنتو ببند بذار اون بدبختها حرفشونو بزنن.
— Oct 26, 2025 01:53PM
Add a comment
یه دقیقه دهنتو ببند بذار اون بدبختها حرفشونو بزنن.
Hanna
is on page 40 of 187
برای برگشتن به آغوش ادبیات ایران شروعش کردم. خلوص و صمیمیتی که داره باعث میشه خوندنش راحت و روان باشه. دارم فکر میکنم خوبه که از دولتآبادی کتابی برنداشتم وگرنه به آغوش ادبیات ایران برنمیگشتم که هیچ، دور و دورتر هم میشدم. مقایسهی دقیقی نیست اما خوندنش، تجربهی خوندن گوگول رو تداعی میکنه. همون خلوص و صمیمیت و بانمکی اما نه با طعم چای روسی.
— Jan 08, 2025 12:20PM
Add a comment
Zahra Labbafan
is on page 41 of 187
قراره شب به شب برای پدر و مادرم کتاب بخوانم و چی بهتر از داستان های مرادی کرمانی
از کتاب لبخند انار شروع کردیم و انشالله همه کتابهایش را هر شب میخوانیم :)
— Nov 02, 2023 12:28PM
Add a comment
از کتاب لبخند انار شروع کردیم و انشالله همه کتابهایش را هر شب میخوانیم :)









