Status Updates From هزار و یک شب: جلد سوم Volume 3
هزار و یک شب: جلد سوم Volume 3 by
Status Updates Showing 1-19 of 19
Roya
is on page 600 of 656
موجودات عجیب قزوینی رو که می خوندم(البته نه خودش، بررسی تصاویر چاپ سنگی ش از ارکیده ترابی) موجودی که بیش تر از همه منو شیفته ی خودش کرد دوالپا بود: هیولای زیرکی با ظاهری کاملا شبیه انسان، اما پاهایی از جنس لاستیک، که دور گردن فرد حلقه می زنن و فرد رو تا مرگ ش برده ی خودشون می کنن- دوالپا معمولا خودش رو افلیج نشون می ده و از مسافر بداقبال قصه تقاضای کمک می کنه. دوالپا توی سفر پنجم سندباد، به اسم شیخ بحر ظاهر میشه
— Jul 31, 2016 09:22AM
Add a comment
Roya
is on page 500 of 656
ماران گفتند: ما از نفس کشیدن جهنم بیرون آمده ایم
— Jul 30, 2016 11:04AM
Add a comment
Roya
is on page 300 of 656
عجایب و خیالات در هم پیچیده- زامبی های هزار و یک شبی به دو نیمه تقسیم می شوند، و ملکه ی ماران با فلس هایی از طلا و سر انسان و جهانی که بر دوش ماهی قرار دارد و زیر دریا هواست و زیر هوا آتش و زیر آتش مار و مار بزرگ دوزخ را بلعیده و .. این خیالات برای یک عمر آدم کافی است
— Jul 23, 2016 02:19AM
Add a comment
Miss Ravi
is on page 500 of 656
به حکایت پُرحادثهی سندباد رسیدهام. هیچ میدانستید این کتاب دوتا سندباد دارد، یکی بری و یکی بحری؟ من که نمیدانستم. بری میشود نماد انفعال، بحری میشود نماد نیروی حیات. آنقدر لیبیدوی سندباد بحری قوی است که بعد از هر سفری که او را تا مرگ میبرد باز هم عزم سفر میکند. چقدر سفر در هزارویک شب شورانگیز است، چقدر نشانهی بازگشت به ناخودآگاه و برخورد با محتوای آن است. دلم میخواهد هزارویکی استتوس برای سندباد جان بنویسم
— Jan 12, 2016 08:47AM
Add a comment
Miss Ravi
is on page 295 of 656
یکی از منزهترین شخصیتهای هزارویک شب بلوغیا است. او سالها پیش از تولد حضرت محمد از طریق کتابی که پیامبری او را در آخرالزمان بشارت میدهد، عاشقش میشود. حضرت محمد در این حکایت الگویی از یک انسان کامل است، و بلوغیا برای دستیافتن به جاودانگی خواهان دیدار اوست. بلوغیا به دنبال یک مرکز متحدکننده برای رسیدن به تعالی و وحدت روانی است و شهرزاد میداند شهریار آنقدر بالغ شده که بتواند پیام حکایتِ بلوغیا را درک کند.
— Jan 10, 2016 06:45AM
Add a comment
Miss Ravi
is on page 200 of 656
حکایت حاسب کریمالدین یکی از نقطههای عطف هزارویک شب است. حالا همهچیز عوض شده، دیگر زنها ابزار هوس مردها نیستند. زن حالا به موضوع عشق تبدیل شده و عاشق برای رسیدن و وصال حاضر است دشواریهایی را به جان بخرد که او را تا حد مرگ به خطر نزدیک میکند. حکایت حاسب کریمالدین پُر از نشانه است. و بارزترین نشانهاش سفر است. حاسب در این حکایت به سیر آفاق و انفس میرود.
— Jan 04, 2016 11:22PM
Add a comment
Miss Ravi
is on page 85 of 656
داستان میتواند دو مسیر پیشروی خواننده بگذارد که به دو سوال اصلی تکیه دارد؛ چرا؟ چگونه؟
وقتی خواننده برای پاسخِ سوالِ «چرا؟» داستان را پیش میبرد از کیفیت متن کاسته میشود و همیشه منتظر است متن به انتها برسد و بفهمد که چرا چنین شد اما داستانهایی که دربارهی «چگونگی» هستند اولِ کار، آخر ماجرا مشخص است اما روایت به خواننده میگوید؛ چطور، اینطور شد. حکایتهای زیادی از هزارویک شب بر چگونگی استوارند.
— Dec 31, 2015 06:03AM
Add a comment
وقتی خواننده برای پاسخِ سوالِ «چرا؟» داستان را پیش میبرد از کیفیت متن کاسته میشود و همیشه منتظر است متن به انتها برسد و بفهمد که چرا چنین شد اما داستانهایی که دربارهی «چگونگی» هستند اولِ کار، آخر ماجرا مشخص است اما روایت به خواننده میگوید؛ چطور، اینطور شد. حکایتهای زیادی از هزارویک شب بر چگونگی استوارند.



