Status Updates From هزار و یک شب: جلد چهارم
هزار و یک شب: جلد چهارم by
Status Updates Showing 1-19 of 19
Roya
is on page 500 of 656
ولی از عشق آن دختر، آتش در دلش شرر افروخت و در بحری غریق شد که کنار و پایان نداشت
— Aug 22, 2016 12:29PM
Add a comment
Roya
is on page 265 of 656
من از جور مروان بن حکم به تو پناه آورده بودم. اکنون از جور تو به سوی که پناه برم؟
— Aug 20, 2016 10:31PM
Add a comment
Roya
is on page 204 of 656
"چون شب درآمد، دو تن از خاصان را فرمود که او را از شهر دور کنند و در رود جیحون بیفکنند و کسی را از این ماجری آگاه نکنند. ایشان نیز چنان کردند که ملک بفرمود و نام فخرتاج از جهان گم شد."
+ طسوجی عمق غم و تراژدی واقعه را تنها با یک جمله ی کوتاه می رساند، یعنی اوج هنر. مثل شکسپیر، که برخلاف تشبیه های چندصفحه ای رمانس ها و کمدی هایش، در تراژدی سزار تنها می نویسد "سزار مرد" - و غم بر آدم آوار می شود.
— Aug 15, 2016 09:41PM
Add a comment
+ طسوجی عمق غم و تراژدی واقعه را تنها با یک جمله ی کوتاه می رساند، یعنی اوج هنر. مثل شکسپیر، که برخلاف تشبیه های چندصفحه ای رمانس ها و کمدی هایش، در تراژدی سزار تنها می نویسد "سزار مرد" - و غم بر آدم آوار می شود.
Roya
is on page 145 of 656
"و اما دائره الفلک را خاصیت اینست که هرکس برو مالک شود و بخواهد که جمیع شهرها از مشرق تا مغرب ببیند، تواند و هرسویی را که قصد کند، دائره بدانسوی کرده، در دایره نظر کرده، شهرهای آن سوی را با مردمان شهرها ببیند."
گوگل مپ؟! :دی
— Aug 15, 2016 02:21AM
Add a comment
گوگل مپ؟! :دی
Roya
is on page 145 of 656
چون عجیب این سخن از غریب بشنید، دریای غضبش موج زن شد.
— Aug 06, 2016 01:40PM
Add a comment
Roya
is on page 81 of 656
تصویرگری حکایت جوذر شاهکار است، بی نقص بی نقص در یک قاب، هم هفت خان پشت سر گذاشته شده ی جوذر را می بینیم و هم مغربی که نگران بر آستانه در ایستاده و تماشا می کند، هم جوذر که پرده را کنار زده و با احتیاط شمردل ساحر را ورانداز می کند http://www.tebyan.net/newindex.aspx?p... دست معیرالممالک و ابولحسن غفاری و 34 شاگردش - خدا میداند کار کدام شان بوده- درد نکند
— Aug 04, 2016 03:50AM
Add a comment
Miss Ravi
is on page 470 of 656
حسن بصری میخواهد به جزیرهی واق برود و برای رسیدن به معشوقهاش میبایست از هفت جزیره بگذرد. این عبور میتواند یادآور هفت شهر عشق باشد. شهرزاد چه راههایی در پیش گرفته و چه قصههایی در آستین دارد تا عشق را به شهریار بیاموزد. کاش حسن بصری به وصال برسد، خوب و خوش.
— Mar 11, 2016 07:48AM
Add a comment
Miss Ravi
is on page 260 of 656
در دستهبندی زنان در هزارویک شب گروهی «پیرزن»ها هستند؛ آنهایی که عاشق و معشوق را به وصال میرسانند یا مکر میزنند. مکر زنان در هزارویک شب قابلتوجه است و بیشتر در جهت چارهجویی انجام میشود. مکر زنان نشانهای از اجتماعی است که در آن با مکر میشود مردان را به بازی گرفت، مجازات کرد، به هدفها رسید. دلیله نمونهی خوبی از زنانی است که مکرشان را رقیبی نیست.
— Mar 01, 2016 04:11AM
Add a comment
Miss Ravi
is on page 204 of 656
حکایتهای زیادی در هزارویک شب هست که شخصیت داستان «منع» میشود. نباید بپرسد، نباید بداند، نباید وارد شود. داستان موسی و خضر در قرآن من را یاد یکی از این نبایدها انداخت؛ نباید پرسید. خضر به موسی میگوید دربارهی کارهایش چیزی نپرسد. در حکایتهایی از هزارویک شب شخصیتها کارهایی میکنند که شخصیت اصلی حق ندارد دربارهشان چیزی بداند. انگار شکستن این منع، جادویی را باطل کند.
— Feb 28, 2016 04:09AM
Add a comment
Miss Ravi
is on page 110 of 656
حکایت عجیب و غریب رگههای یهودی و عربی دارد و میتواند نسخهای متفاوت از حکایت حضرت داوود و جالوت باشد. که بدون شک غریب برگردانی از حضرت داوود به شمار میرود با اینحال حکایت عربی شده و شکل و شمایلش تغییر کرده. نمیدانم از شبهای باقیمانده باز هم حکایتی هست که اینهمه جنگ و جنگیدن در آن باشد؟
— Feb 14, 2016 01:16AM
Add a comment
Miss Ravi
is on page 50 of 656
بعد از سندباد همهچیز برایم یک خط صاف است. همهی حکایتها را با مضمون و مفهوم نهفته در حکایت سندباد مقایسه میکنم و خب به این نتیجه میرسم که سندباد حکایت کاملتری است. فکر میکنم اگر هر خوانندهای حکایتی مخصوص به خود داشته باشد، سندباد حکایتِ من است. با اینهمه سعی میکنم خودم را به حکایتهای تازه نزدیک کنم و حرفهایشان را بشنوم.
— Feb 08, 2016 04:43AM
Add a comment

