Status Updates From هشت و چهل و چهار
هشت و چهل و چهار by
Status Updates Showing 1-30 of 40
Sahar nsr
is on page 36 of 157
مریض ها دو دستهاند؛ آنها که خودشان را در اختیار دکتر میگذارند و آنهایی ک تودارند و انگار به بیماری شان پناه میبرند
— Dec 10, 2025 06:41PM
Add a comment
Sara Kasraee
is 98% done
وقتی نمیدانی باید چه کار کنی، بهتر است هیچ کاری نکنی و وضع موجود را ادامه بدهی.
— Jun 12, 2023 11:56AM
Add a comment
Sara Kasraee
is 94% done
خیلی چیزها هستند که میتوانند خاطرهها را با خود حمل کنند: عکسها، یادگاریها، چشماندازها، جاها ... اما بوها چیز دیگری هستند؛ انگار نظم زمان و مکان را به هم میریزند و آدم را پرتاب میکنند به مکانی دیگر، به زمانی دیگر.
— Jun 12, 2023 02:10AM
Add a comment
Sara Kasraee
is 89% done
شاید واقعا اهمیتی نداشته باشد که این آخرین صبح قدیم است یا اولین صبح سال نو. صبح صبح است، با آواز پرندههایش، با جنب و جوشش، با خورشید تر و تازهاش… قدیم و جدید چه فرقی دارد وقتی باور داشته باشی که صبح صبح است.
— Jun 12, 2023 01:46AM
Add a comment
Sara Kasraee
is 89% done
توی زندگی همانقدر که ممکن است اندوه سراغ آدم بیاید، یا مثلا بلا و مصیبت، ممکن هم هست شادی درِ خانهاش را بزند. بیشتر آدمها آن اولی را پدیدهای طبیعی و جزئی از زندگی میدانند،اما این دومی را باور نکردنی، غافلگیرکننده و معجزه وار.
— Jun 12, 2023 01:45AM
Add a comment
Sara Kasraee
is 78% done
قراردادهای اجتماعی واتفاقهای به ظاهر مهم اما درباطن بیاهمیت را که بگذاری کنار، میبینی توی زندگی هرآدمی فقط دواتفاق مهم وجود دارد:اولی تولد،دومی مرگ.نگه داشتن حساب تولد به خود آدم بستگی دارد واما حساب مرگ رادیگران باید نگه دارند
— Jun 11, 2023 12:38PM
1 comment
Sara Kasraee
is 76% done
به گواهی سنگها، همه آدمهایی که مرده بودند یا دلبند بودند یا دلسوز یا مهربان؛ انگار آدمهای نامهربانِ بیخیال، نمیمیرند.
— Jun 11, 2023 10:32AM
Add a comment
Sara Kasraee
is 44% done
آستانهها همیشه غیرقابل پیشبینیاند؛ یا جان سالم به در میبری و تا مدتها بیمه میشوی یا تا خرخره فرو میروی توی نکبت و هرچه بیشتر دست و پا بزنی، بیشتر فرو میروی.
— Jun 10, 2023 06:42AM
Add a comment
Zohreh Hanifeh
is on page 149 of 157
خیلی چیزها هستند که میتوانند خاطرهها را با خود حمل کنند: عکسها، یادگاریها، چشماندازها، جاها... اما بوها چیز دیگری هستند؛ انگار نظم مکان و زمان را بههم میریزند و آدم را پرتاب میکنند به مکانی دیگر، به زمانی دیگر.
— Aug 18, 2018 06:35AM
Add a comment
Zohreh Hanifeh
is on page 38 of 157
دوست دارد بهش بگوید این لبخند اوست که دل آدم را میبرد. دوست دارد بهش بگوید وقتی میخندد، همهٔ پرندههای جهان شروع میکنند به آواز خواندن، همهٔ گلهای جهان شروع میکنند به شکفتن و همهٔ ابرهای جهان شروع میکنند به باریدن. خواهد گفت. همیشه که اینطوری نمیماند؛ خیلی زود اینها را به زن خواهد گفت.
— Aug 16, 2018 01:15AM
Add a comment
Shahrzad Beheshtian
is on page 136 of 157
از اینجا بهتر میتوانست ببیندش. بخشی از ساختمان را با پارچه پوشانده بودند، ساعتش سالها بود کار نمیکرد، یک جاهایی کاشیهایش -مثل دندانهای پیرزن یا پیرمردی- ریخته بودند، اما اینها دلیل نمیشد که هنوز هم از زیباترین ساختمان های شهر نباشد. غرور تاریخی شمسالعماره جریحهدار شده بود، اما خدشهدار نه. هنوز هم از زیباترین ساختمان های شهر بود.
— Oct 28, 2017 02:20PM
Add a comment
Shahrzad Beheshtian
is on page 10 of 157
«بعضی صداها را آدم با گوشش میشنود؛ اینها اگرچه دیده یا لمس نمیشوند و طعم و بویی ندارند، اما همین که فرو میروند توی گوش و پرده را میلرزانند، یعنی وجود دارند. بعضی صداهای دیگر کاری به پردهی گوش ندارند، توی سر آدم زنگ میزنند و تارهای ذهن را میلرزانند؛ این دومیهارا جز خود آدم کسی نمیتواند بشنود. همین دومیها هستند که آدم را میاندازند توی گودال تردید. همین دومیها هستند که هیچجوری نمیشود به دیگران فهماندشان.»
— Oct 08, 2017 04:20PM
Add a comment
Shahrzad Beheshtian
is on page 10 of 157
بعضی صداها را آدم با گوشش میشنود؛ اینها اگرچه دیده یا لمس نمیشوند و طعم وبویی ندارند، اما همین که فرو میروند توی گوش و پرده را میلرزانند، یعنی وجود دارند. بعضی صداهای دیگر کاری به پردهی گوش ندارند، توی سر آدم زنگ میزنند و تارهای ذهن را میلرزانند؛ این دومیهارا جز خود آدم کسی نمیتواند بشنود. همین دومیها هستند که آدم را میاندازند توی گودار تردید. همین دومیها هستند که هیچجوری نمیشود به دیگران فهماندشان
— Oct 08, 2017 04:18PM
Add a comment









