Status Updates From سنجاب ماهی عزیز
سنجاب ماهی عزیز by
Status Updates Showing 1-28 of 28
Sarah
is 72% done
شاید جهنم هرجایی باشد که در آن احساس رضایت و آرامش نداشته و اندوهگین باشی و هر لحظه که از صمیم قلب خوشحال باشی و عشق و دوستی را در دلت احساس کنی، بودن در بهشت را تجربه کردهای.
دلتنگی یکی از بهترین حسهایی است که کسی میتواند در دلش تجربه کند، هیچ میدانستی؟ خوشحال باش که گاهی دلت میگیرد یا برای پدرت تنگ میشود. وقتی دلت برای کسی تنگ میشود، دری از بهشت باز شده و نسیم ملایمی از روزها و لحظههای خوب به دلت رسیده...
— Jun 11, 2022 09:25AM
Add a comment
دلتنگی یکی از بهترین حسهایی است که کسی میتواند در دلش تجربه کند، هیچ میدانستی؟ خوشحال باش که گاهی دلت میگیرد یا برای پدرت تنگ میشود. وقتی دلت برای کسی تنگ میشود، دری از بهشت باز شده و نسیم ملایمی از روزها و لحظههای خوب به دلت رسیده...
Sarah
is 30% done
"راستش باید بگویم شک دارم که این بدترین اتفاقی باشد که افتاده است، چیزهای بدتری هم میشد و میشود اتفاق بیفتد، گاهی فکر میکنم باید خوشحال باشم که همهچیز اینجوری است و جور دیگری نیست، چون میتواند شکل دیگری داشته باشد، شکل بدتری. به خاطر همین است که جواب سوالتان را نمیدانم که بدترین اتفاق دنیا چهشکلی میتواند باشد. باز هم به سوالهایتان فکر میکنم، شاید جوابشان را پیدا کنم."
— Jun 02, 2022 12:12AM
Add a comment
SilverNediya
is on page 186
اینکه ایرادهای من از این کتاب بیشتر از نقل حسنهاش شده دلیل دارد. طبق فلان و بهمان پیش از خواندنش، واقعاً انتظارم بیشتر بود
دیگر اینکه از مدامحرفزدنهای ذهنی شخصیتها، که بیشتر در داستانهای ایرانی میخوانم، چندان خوشم نمیآید. نشانهی محدودیت شخصیت و نویسنده است به نظرم. بهترین نمونهاش کتاب خارجی «زندگی پنهان ربکا» بود که آن هم چندجا حوصلهام را سر برد اما واقعاً آن کتاب،از خیلی لحاظ، سرش به تنش میارزید
— Sep 21, 2020 10:06PM
Add a comment
دیگر اینکه از مدامحرفزدنهای ذهنی شخصیتها، که بیشتر در داستانهای ایرانی میخوانم، چندان خوشم نمیآید. نشانهی محدودیت شخصیت و نویسنده است به نظرم. بهترین نمونهاش کتاب خارجی «زندگی پنهان ربکا» بود که آن هم چندجا حوصلهام را سر برد اما واقعاً آن کتاب،از خیلی لحاظ، سرش به تنش میارزید
SilverNediya
is on page 180
زیر سِرُم به خودش میگوید: «درد باید فراتر از رفتن یک سوزن کوچک در دست و کبودی پوست باشد...» و چقدر این بخش مرا یاد جملات خیلی مشابهی از زبان زهزهی عزیزم میاندازد! کاش یک طوری نوشته شده بود که اینقدر شبیه کپی نبود
— Sep 21, 2020 10:03PM
Add a comment
SilverNediya
is on page 163
چقدر این نوع حرفزدنهای نینا درمورد ظاهر آدمها به دلم نمینشیند: چاق و خپل و گوساله و بدبو و ... هرچقدر هم جزء ویژگیهای شخصیتیاش باشد، دلیل «داستانی» موجهی برای این ذهنیتهایش ندارم
!
— Sep 21, 2020 10:02PM
Add a comment
!
SilverNediya
is on page 160
ماجرای یاشار و سنگها و بازار و آقای ماهی
!!
بوی جالبشدن میاد
— Sep 21, 2020 07:11AM
Add a comment
!!
بوی جالبشدن میاد
SilverNediya
is on page 129
بعد از آن اتفاقی که توی دریاچه افتاد، کمتر پیش میآید که دلم حرفزدن بخواهد. مامان هم بیشتر حرفهایش را صبحها و عصرها برای موجودات خیالیاش میگوید. مدتهاست احساس میکنم سکوت شبیه موجود چاق و شکمویی بین من و مامان زندگی میکند که، هر روز،بیشتر از دیروز حرفها و کلمههایمان را خرچخرچ گاز میزند و قورت میدهد و چاق و چاقتر میشود
***
خوبیش اینه که گاه با جملات درخشانی مواجه میشم در کتاب، هرچند اندک
— Sep 21, 2020 07:10AM
Add a comment
***
خوبیش اینه که گاه با جملات درخشانی مواجه میشم در کتاب، هرچند اندک
SilverNediya
is on page 117
شاید آینه سرزمین آنطرف دریاچه را نشانم میدهد، جایی که هیچ مرز و خطی وجود ندارد و همهچیز فقط لکههایی از رنگ است؛ لکهةای محو و پررنگی که فقط چیزها را در ذهن تداعی میکند
***
ایدهی آینه جالب بود. ببینیم چطور پیش میرود
— Sep 20, 2020 09:41PM
Add a comment
***
ایدهی آینه جالب بود. ببینیم چطور پیش میرود
SilverNediya
is on page 90
سنجابه از دم موهایم آویزان شده و تاب میخورد. دعوایش نمیکنم که دردم میآید. میگذارم حالا او که او هم شبیه من بفهمی نفهمی خوشحال است هرکاری دوست دارد بکند. مثل من که برای آقای ماهی نامه نوشتهام و حالا در راهی قدم میزنم که از درست یا اشتباهبودنش اصلاً مطمئن نیستم
**
این سنجابه از نقاط قوت داستانه
— Sep 19, 2020 08:54PM
Add a comment
**
این سنجابه از نقاط قوت داستانه
SilverNediya
is on page 78
فکر میکنم مامان وقت پاروزدن دنبال آن سرزمین میگردد که آدمهایش ماهیاند. شاید مامان هم دلش میخواهد غروبها ماهی شود
**
ماجرای پایستگی انرژی و ماده از زبان معلم علوم در داستان مطرح شده که منتظرم به صورت خوبی ازش استفاده بشه. فعلاً ارتباطش به اصل قضیه نسبتاً خوبه
— Sep 19, 2020 05:42AM
Add a comment
**
ماجرای پایستگی انرژی و ماده از زبان معلم علوم در داستان مطرح شده که منتظرم به صورت خوبی ازش استفاده بشه. فعلاً ارتباطش به اصل قضیه نسبتاً خوبه
SilverNediya
is on page 68
ماجرای «چای شیرین» جالب بود
ولی در کل، تا اینجا تکرار ذهنیات نینا خیلی زیادی به نظر میرسه
— Sep 17, 2020 09:21PM
Add a comment
ولی در کل، تا اینجا تکرار ذهنیات نینا خیلی زیادی به نظر میرسه
SilverNediya
is on page 48
تخته پر شده از شکل آینهها و تابش و بازتابش نور در آنها و رسیدن شعاعهای نور در یک نقطهی توپُرِ گچی به نام کانون. کانون جایی است شبیه آنجایی که موش کور همیشه با پنجههایش گودال بزرگی حفر میکند، عمیق،عمیق و عمیقتر
— Sep 17, 2020 09:16PM
Add a comment
Ala Pak
is on page 114
نامهها بهترین، قدرتمندترین و نادرترین اتفاقهای جهاناند که برای کمتر کسی اتفاق میافتد. مگر چند نفر توی دنیا هستند که حوصلهشان بکشد برای آدم نامه بنویسند؟ یک نامه میتواند معجزه کند. میتواند تمام گریهها و غصهها را از دل آدم شستوشو بدهد و با خودش ببرد. وقتی چشمهایتان میسوزد و از تمام دنیا فقط یک بالش میخواهید برای بغل کردن، نامه میتواند یک لبخند بزرگ روی صورتتان نقاشی کند
— Feb 09, 2019 02:43PM
Add a comment






