Status Updates From از شوکران و شکر
از شوکران و شکر by
Status Updates Showing 1-30 of 30
M Sabet
is on page 259 of 269
چون راز دل با غار میگفتی تو را، هم نیز
ای شهریار شهر سنگستان، کسی نشناخت
— Jun 02, 2017 12:02AM
Add a comment
ای شهریار شهر سنگستان، کسی نشناخت
M Sabet
is on page 257 of 269
شاعر! تو را زین خیل بی دردان کسی نشناخت...
— Jun 02, 2017 12:02AM
Add a comment
M Sabet
is on page 254 of 269
مرا به دوری خود میکشی و میگذری
بدان خیال که خون منت به گردن نیست؟
— Jun 02, 2017 12:01AM
Add a comment
بدان خیال که خون منت به گردن نیست؟
M Sabet
is on page 248 of 269
هنگام وصل ماست، به باغ بزرگ شب
وقتی که سیب نقره ای ماه میرسد
— Jun 02, 2017 12:00AM
Add a comment
وقتی که سیب نقره ای ماه میرسد
M Sabet
is on page 234 of 269
تا بیاوزند از اینان آرزوهای مرا
جا به جا در باغ ویران، هر درختی، دار شد
بسته خواهد ماند این در هم چنان تا جاودان
گرچه بر وی کوبه های مشتمان رگبار شد
— Jun 01, 2017 11:59PM
Add a comment
جا به جا در باغ ویران، هر درختی، دار شد
بسته خواهد ماند این در هم چنان تا جاودان
گرچه بر وی کوبه های مشتمان رگبار شد
M Sabet
is on page 207 of 269
قدم قدم، همه نام تو را به ناخن و خون
به ساقه های درختان نوشته آمده ام
— Jun 01, 2017 11:58PM
Add a comment
به ساقه های درختان نوشته آمده ام
M Sabet
is on page 204 of 269
سفر، گریختنی در مه است، سوی امید؟
و یا گریختن از خویش، ناامیدانه؟
ز خود، چگونه گریزم که بار خویشتنم
امانتی است هم از سرنوشت بر شانه
— Jun 01, 2017 11:57PM
Add a comment
و یا گریختن از خویش، ناامیدانه؟
ز خود، چگونه گریزم که بار خویشتنم
امانتی است هم از سرنوشت بر شانه
M Sabet
is on page 192 of 269
نای محزونم اگر خوش نسراید چه عجب
بغض چون راه گلو بست، نفس میشکند
— Jun 01, 2017 11:55PM
Add a comment
بغض چون راه گلو بست، نفس میشکند
M Sabet
is on page 187 of 269
گزیدم از میان مرگ ها، این گونه مردن را:
تو را چون جان فشردن در بر آن گه جان سپردن را
...
کجایی ای نسیم نا به هنگام! ای جوان مرگی!
که ناخوش دارم از باد زمستانی، فسردن را
— Jun 01, 2017 11:54PM
Add a comment
تو را چون جان فشردن در بر آن گه جان سپردن را
...
کجایی ای نسیم نا به هنگام! ای جوان مرگی!
که ناخوش دارم از باد زمستانی، فسردن را
M Sabet
is on page 186 of 269
سرگشتگی ام چون دید، چون حوصله ام سنجید
میراث به من بخشید، آواره ی یمگانی
— Jun 01, 2017 11:53PM
Add a comment
میراث به من بخشید، آواره ی یمگانی
M Sabet
is on page 182 of 269
نفس رفتن نیز گاهی بی رسیدن مقصدی است،
-طوف ها کرده است در اطراف این معنا دلم -
— Jun 01, 2017 11:52PM
Add a comment
-طوف ها کرده است در اطراف این معنا دلم -
M Sabet
is on page 147 of 269
ای یار دور دست که دل میبری هنوز...
— Jun 01, 2017 11:51PM
Add a comment
M Sabet
is on page 134 of 269
برای دیدن آن خوب - آن خجسته ی مطلوب
چقدر باید از این روزهای بد، بشمارم
— Jun 01, 2017 11:50PM
Add a comment
چقدر باید از این روزهای بد، بشمارم
M Sabet
is on page 129 of 269
شمیم یوسفی اش باید ارنه عاشق را
نه چشم روشنی آرد، هرآنچه پیرهن است
— Jun 01, 2017 11:49PM
Add a comment
نه چشم روشنی آرد، هرآنچه پیرهن است
M Sabet
is on page 128 of 269
میباری ای باران و میشویی زمین را
اما نمیشویی دل اندوهگین را
...
باران دیگر باید و از ابر دیگر
تا شوید از دل های ما، این خشم و کین را
بارانی از شمشیر و آن گه سیلی از خون
سیلی که خواهد کند، بیخ از ظالمین را
مشابه این غزل، این جنس تغزل با باران کم داریم. یا حداقل من کم دیدم. یک نمونه ی دیگر هست از دکتر کدکنی در «خطی ز دلتنگی» به اسم «باران پیش از رستخیز» که بی دلیل حس میکنم از این غزل تاثیر گرفته یا برعکس
— Jun 01, 2017 11:49PM
Add a comment
اما نمیشویی دل اندوهگین را
...
باران دیگر باید و از ابر دیگر
تا شوید از دل های ما، این خشم و کین را
بارانی از شمشیر و آن گه سیلی از خون
سیلی که خواهد کند، بیخ از ظالمین را
مشابه این غزل، این جنس تغزل با باران کم داریم. یا حداقل من کم دیدم. یک نمونه ی دیگر هست از دکتر کدکنی در «خطی ز دلتنگی» به اسم «باران پیش از رستخیز» که بی دلیل حس میکنم از این غزل تاثیر گرفته یا برعکس
M Sabet
is on page 67 of 269
میباری ای باران و میشویی زمین را
اما نمیشویی دل اندوهگین را
...
باران دیگر باید و از ابر دیگر
تا شوید از دل های ما، این خشم و کین را
بارانی از شمشیر و آن گه سیلی از خون
سیلی که خواهد کند، بیخ از ظالمین را
مشابه این غزل، این جنس تغزل با باران کم داریم. یا حداقل من کم دیدم. یک نمونه ی دیگر هست از دکتر کدکنی در «خطی ز دلتنگی» به اسم «باران پیش از رستخیز» که بی دلیل حس میکنم از این غزل تاثیر گرفته یا برعکس
— Jun 01, 2017 11:47PM
Add a comment
اما نمیشویی دل اندوهگین را
...
باران دیگر باید و از ابر دیگر
تا شوید از دل های ما، این خشم و کین را
بارانی از شمشیر و آن گه سیلی از خون
سیلی که خواهد کند، بیخ از ظالمین را
مشابه این غزل، این جنس تغزل با باران کم داریم. یا حداقل من کم دیدم. یک نمونه ی دیگر هست از دکتر کدکنی در «خطی ز دلتنگی» به اسم «باران پیش از رستخیز» که بی دلیل حس میکنم از این غزل تاثیر گرفته یا برعکس
M Sabet
is on page 120 of 269
ای شمایان! که خروشان کفن پوشانید
- ای که بر فرق ستم تیغ شما کاری بود، -
در رگ ما که خموشان سیه پوشانیم
کاشکی قطره ای از خون شما جاری بود
— Jun 01, 2017 11:40PM
Add a comment
- ای که بر فرق ستم تیغ شما کاری بود، -
در رگ ما که خموشان سیه پوشانیم
کاشکی قطره ای از خون شما جاری بود
M Sabet
is on page 108 of 269
می آیم و یک روز از آن شاخه ی جادو
میچینمت ای دختر نارنگ و ترنگم!
تا پشت به پشتم ده و - بی دغدغه - بگذار،
تا هر دو جهان داشته باشد سر جنگم
— Jun 01, 2017 11:37PM
Add a comment
میچینمت ای دختر نارنگ و ترنگم!
تا پشت به پشتم ده و - بی دغدغه - بگذار،
تا هر دو جهان داشته باشد سر جنگم
M Sabet
is on page 101 of 269
ای غرقه به خون پیرهن سبز تن دوست!
وی بیرق گلگون برافراختن دوست!
غزلی ست در ستایش پیرهن! به این میگویند تولید ادبیات. عالی!!
— Jun 01, 2017 11:36PM
Add a comment
وی بیرق گلگون برافراختن دوست!
غزلی ست در ستایش پیرهن! به این میگویند تولید ادبیات. عالی!!
M Sabet
is on page 99 of 269
بعد از تو کوچه بی تپش و سوت و کور ماند
سوکت به چشم پنجره ها، خاک غم فشاند
بعد از تو هیچ حنجره، از هیچ پنجره
شعر بلند و دلکش «ناقوس» را نخواند
بعد از تو ای ستون توانای سرنگون
آوار خستگی، کمر خانه را شکاند
— Jun 01, 2017 11:33PM
Add a comment
سوکت به چشم پنجره ها، خاک غم فشاند
بعد از تو هیچ حنجره، از هیچ پنجره
شعر بلند و دلکش «ناقوس» را نخواند
بعد از تو ای ستون توانای سرنگون
آوار خستگی، کمر خانه را شکاند
M Sabet
is on page 83 of 269
با سنگ ها میگویم آن رازی که باید با تو میگفتم
سنگین دلا! دستت چرا دستی از این تنها نمیگیرد؟
— Jun 01, 2017 11:31PM
Add a comment
سنگین دلا! دستت چرا دستی از این تنها نمیگیرد؟
M Sabet
is on page 78 of 269
بانوی من، اندیشه مکن، عشق نمرده ست
در شعر من، این سان که بلند است صدایش
— Jun 01, 2017 11:29PM
Add a comment
در شعر من، این سان که بلند است صدایش
M Sabet
is on page 77 of 269
سیبی ست زنخدان بهشتیت که ناچار
پرهیز مرا میشکند وسوسه هایش
— Jun 01, 2017 11:29PM
Add a comment
پرهیز مرا میشکند وسوسه هایش
M Sabet
is on page 74 of 269
پرسیدمش: چگونه و کی صبح میشود؟
چشمی ز هم گشود به نرمی جواب را
— Jun 01, 2017 11:27PM
Add a comment
چشمی ز هم گشود به نرمی جواب را
M Sabet
is on page 67 of 269
شیرین و مهربانی، شیراز دخترانی
تلفیق عشق و شعری مانند سرزمینت
— May 01, 2017 10:30AM
Add a comment
تلفیق عشق و شعری مانند سرزمینت
M Sabet
is on page 65 of 269
زنی که صاعقه وار آنک ردای شعله به تن دارد
فرو نیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد
گویا این وزن ابداعی خود مرحوم منزوی هم هست. اگر نه، خیلی نادر به کار گرفته شده. احتمالاً دوبار از این وزن استفاده کرده. یکی در این غزل، یکی هم در «خیال خام پلنگ من...» که هر دو از بهترین نمونه های غزل معاصر حساب میشن.
— May 01, 2017 10:29AM
Add a comment
فرو نیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد
گویا این وزن ابداعی خود مرحوم منزوی هم هست. اگر نه، خیلی نادر به کار گرفته شده. احتمالاً دوبار از این وزن استفاده کرده. یکی در این غزل، یکی هم در «خیال خام پلنگ من...» که هر دو از بهترین نمونه های غزل معاصر حساب میشن.
M Sabet
is on page 64 of 269
عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ
که به عمری نتوان دست در آثارش برد
— May 01, 2017 10:28AM
Add a comment
که به عمری نتوان دست در آثارش برد
M Sabet
is on page 61 of 269
بین تنهایی و من راز بزرگی است، بزرگ!
هم از آن گونه که در بین تو و زیبایی
— May 01, 2017 10:27AM
Add a comment
هم از آن گونه که در بین تو و زیبایی
M Sabet
is on page 55 of 269
برابر منی اما مجال دم زدنت نیست
خموشی ات همه فریاد و خود به لب سخنت نیست
— May 01, 2017 10:26AM
Add a comment
خموشی ات همه فریاد و خود به لب سخنت نیست
M Sabet
is on page 35 of 269
ای دل من! سر مزن بر سینه این سان ناشکیبا
لحظه ای، دیوانه جان! آرام بنشین خواهد آمد
— May 01, 2017 10:24AM
Add a comment
لحظه ای، دیوانه جان! آرام بنشین خواهد آمد
