Mehrdad’s Reviews > داستان‌های بیدپای > Status Update

Mehrdad
Mehrdad is on page 152 of 343
طفلی کلیله....
دلم واقعا برای متن سرراست و تر و تمیز این کتاب تنگ شده بود و البته «چگونه بود آن حکایت»هایی که راه و بیراه، کلیله و دمنه و شیر و شنزبه و ... به هم‌دیگه می‌گفتن.
یه پیشنهاد،
کتاب کلیله و دمنه از نشر نیلوفر رو داشته باشین، همزمان با این داستان‌های بیدپای بخونین. تجربهٔ راحتی رو‌ موقع خوندن نصیبتون می‌کنه.

بله آقای دمنه! خیاط هم یه روزی در کوزه می‌افته...
Sep 11, 2025 05:59AM
داستان‌های بیدپای

31 likes ·  flag

Mehrdad’s Previous Updates

Mehrdad
Mehrdad is on page 174 of 343
خوبی اینجور کتابا که داستان تو داستانن، اینه که میبینی بعضی از داستان‌ها رو قبلاً شنیده بودی ولی نمی‌دونستی از این کتابه.
بخدا که اگه یه کاره‌ای بودم، کتابای الآن مدرسه رو در یه جشنوارهٔ زیبا می‌سوزوندم و اینجور کتابارو درس می‌دادم.
Sep 13, 2025 08:53AM
داستان‌های بیدپای


Mehrdad
Mehrdad is on page 85 of 343
ای عجب! چندان می‌نماید که هرچه بانگ، بلندتر دارد و تن بزرگتر، میان او تهی‌تر و بی‌مغزتر بود.
Jun 10, 2025 08:33AM
داستان‌های بیدپای


Mehrdad
Mehrdad is on page 70 of 343
هرچند رنج بیش بردم و و طلب بیش کردم، از هیچ کس جز ستایش مذهب خویش و نکوهش مذهب خصم نشنیدم و معلوم من شد که هرکسی جز تعصب نمی‌ورزد و جز زیادتْ‌آمد نمی‌خواهد و هیچ کس به راستی سخن نمی‌گوید.
May 31, 2025 11:19AM
داستان‌های بیدپای


Mehrdad
Mehrdad is on page 56 of 343
هنوز به طور کامل وارد اصل داستان نشده...
ماشاالله نویسنده‌های قدیمی‌مون رو جون به جون کنی، اطنابو نمی‌تونی از آثارشون بگیری.
کماکان داره از خوبی‌های کتاب می‌گه و تاکیدشم رو اینه که:
حواست هست چه کتاب خفنی داری می‌خونی؟؟!!!!!!! (هست! به جان عزیزت حواسم هست).
May 28, 2025 08:44AM
داستان‌های بیدپای


Mehrdad
Mehrdad is on page 49 of 343
هندو گفت که بزرگان نگاه داشتن راز به شیشه ای مانند کرده‌اند که در غلاف بود و سنگی در مقابل وی بود، تا مادام که در غلاف باشد از سنگ ایمن بود، چون از غلاف به در آورند آن ایمنی به بیم بدل گردد.

- انتهای باب برزوی بزشک (که نور بباره به قبرش، بخاطر زحمتی که برای این کتاب کشیده)
قبلا موقع کلیله خوندن، از بس متن منشی سخت بود همینجا ول میکردم ولی الآن تازه دارم می‌فهمم عجب بخش جذاب و مهمی بوده.
May 27, 2025 09:05AM
داستان‌های بیدپای


Mehrdad
Mehrdad is on page 38 of 343
این شد یه متن سرراست و درست و حسابی.
نه مثل متن نصرالله منشی، که یادت می‌ره آقااا، تو داری کلیله و دمنه می‌خونی، نه روده‌درازی‌های یه بنده خدایی رو.
این دفعه واقعا امیدوار شدم که کلیله و دمنه رو می‌تونم تموم کنم.
May 24, 2025 12:27PM
داستان‌های بیدپای


Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)

dateUp arrow    newest »

message 1: by Leyla (new)

Leyla Eskandarnejad اگر نسخه‌ی نصرالله منشی رو نخونیم و فقط این نسخه رو بخونیم چیزی از دست میدیم؟


Mehrdad @Leyla
ببین موقع کارشناسی منبع ما همین نصرالله منشی بود ولی به خاطر حجم زیادش، معمولاً همون باب اول «باب الاسد و الثور» رو می‌خوندیم. منم وقت نشد کامل بخونم و مقایسه کنم. یه سری چیزا تو مقدمهٔ همین کتاب گفته که گذاشتم از آخر بخونم ولی از سبک و سیاقش حس میکنم که چیزی کم نداره از نسخهٔ منشی. فقط چیزی که اونجا پنج صفحه طول کشیده رو اینجا تو یه پاراگراف میخونی....


message 3: by Leyla (new)

Leyla Eskandarnejad پس ینی خلاصه هم شده یه جورایی
فک کنم طبق راهنمایی خودت هردوشو باهم بخونم بهتره.
مرسی🌻


Mehrdad @Leyla
آره قطعا خلاصه شده ولی چیزایی که خلاصه شدن شامل کلی شعر عربی و حدیث و آیه بوده و چیزی از اصل داستان کم نشده.
اینم تو پرانتز بهت بگم، عذاب من تو دانشگاه دو جا بود، یکی شب امتحان کلیله و دمنه، یکی هم شب امتحان خاقانی


message 5: by Leyla (new)

Leyla Eskandarnejad واقعا باعث خجالته که از کلیله و دمنه فقط اسم و مضمونشو میدونم.
(به عنوان یه عاشق ادبیات مغزم سختی هاتو ایگنور میکنه و طبق تصویر رویایی خودش داره فکر میکنه خوش به حالت و تا باشه ازین سختی‌ها:)


Mehrdad @Leyla
البته همهٔ اینایی که گفتم، تا وقتیه که نری تو کارش و از دور فقط کتابشو برانداز کنی.


back to top