Saman’s Reviews > زنده باد مرگ > Status Update
Saman
is on page 100 of 380
وقتی تنها میشدند، وقتی هر نوع ملاحظه و نقابی کنار میرفت و بطونشان آشکار میشد، دکتر محمودی تازه طعم سرد شدن دل پوری را میچشید؛ و طعم تحقیری را که بی شربت طنز و هزل ابراز میشد.
— Nov 01, 2025 09:30AM
20 likes · Like flag
Saman’s Previous Updates
Saman
is on page 300 of 380
خودم را میگویم، خود من سالهای سال آرزو داشتم یک ماه، یک هفته، حتی یک روز، فقط بیست و چهار ساعت،گوشت به من هست؟ فقط بیست و چهار ساعت آزاد زندگی کنم، بدون حکومت آن دیکتاتور و آن وقت بمیرم. همیشه به خودم میگفتم در این صورت سعادتمند میمیرم. همان بیست و چهارساعت زندگی آزاد میارزد به یک عمر ظلم و تحقیر و خفقان که تحمل کردهم.
— Nov 06, 2025 01:18AM
Saman
is on page 200 of 380
اگر آدم بودی تفنگت را رو به مردم نشانه نمیگرفتی.
— Nov 04, 2025 11:17AM

