Saman > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 938
Saman
Saman is finished with قهرمان عصر ما
زنان! چه کسی آنها را درک می‌کند؟ لبخندهاشان با نگاه‌هاشان در تضاد است، کلماتشان وعده می‌دهند و جذب می‌کنند اما طنین صدایشان پس می‌زند.گاهی در یک لحظه پنهان‌ترین افکار ما را درک می‌کنند و حدس می‌زنند و گاهی ساده‌ترین اشاره‌ها را هم متوجه نمی‌شوند.
— Oct 18, 2026 11:53AM Add a comment
قهرمان عصر ما

Saman
Saman is on page 230 of 264 of قهرمان عصر ما
و شاید فردا بمیرم! و روی این زمین ، هیچ‌کس نیست که مرا به تمامی درک کرده باشد.
— Oct 18, 2026 02:08AM Add a comment
قهرمان عصر ما

Saman
Saman is on page 150 of 264 of قهرمان عصر ما
هیچ انسانی در دنیا همچون من، چنین زیر سلطه گذشته نیست: هر یادآوری از اندوه یا شادی گذشته به شدت به روحم ضربه می‌زند و همان صداها را از آن بیرون می‌آورد...من احمقانه آفریده شده‌ام :هیچ چیزی را فراموش نمی‌کنم، هیچ چیز!
— Oct 17, 2026 06:52AM 3 comments
قهرمان عصر ما

Saman
Saman is on page 125 of 264 of قهرمان عصر ما
تمام زندگی‌ام چیزی جز زنجیره‌ای از تضادهای غم‌انگیز و نافرجام با قلب یا عقلم نبوده است.
— Oct 16, 2026 10:41PM Add a comment
قهرمان عصر ما

Saman
Saman is on page 100 of 264 of قهرمان عصر ما
خوشبخت‌ترین آدم‌ها نادان‌اند.
— Oct 15, 2026 02:20AM 5 comments
قهرمان عصر ما

Saman
Saman is on page 30 of 264 of قهرمان عصر ما
امروز یه فیلم دیدم به نام : من،مریم،بچه ها و بیست و شش نفر دیگه.

از اون فیلمهایی است که به صورت غیرمجاز ساخته شده.واسه من بهترین فیلمی بود که تو این سبک فیلمها دیدم.اکثریت فیلمهای این مدلی شعاری،سطحی، با بازیهای بد بوده.ولی این فیلم به دل من نشست.حالا شاید شما هم دوست داشته باشید یا نه ولی گفتم اینجا هم بگم.بابت انتشار مطلب غیر مرتبط با فضای اینجا عذرخواهم.
— Oct 14, 2026 09:52AM 15 comments
قهرمان عصر ما

Saman
Saman is finished with جدایی[ها]
من و سرطانم دست در دست هم تا روز مرگم پیش خواهیم رفت. و بله آن موقع پیروزی در کار خواهد بود، من با مردنم،سرطان را خواهم کشت.
— Oct 12, 2026 10:14PM Add a comment
جدایی[ها]

Saman
Saman is on page 139 of 192 of جدایی[ها]
می‌توانم بعضی وقت‌ها بخوابانم زیر گوشش، نه؟ اینطوری نشانش می‌دهم که زیادی دوستش ندارم.

بس کن استوین.

شان کانری درباره زدن زن‌ها چی می‌گفت: یک سیلی محکم، با کف دست باز!
— Oct 12, 2026 02:24AM Add a comment
جدایی[ها]

Saman
Saman is on page 115 of 192 of جدایی[ها]
پروست در جایی می‌گوید که «خاطراتی که دو نفر، حتی دو دلداده، از هم به یاد می‌سپارند مثل هم نیستند.» دوست دارم به جای حتی، بگذارم مخصوصا.
— Oct 11, 2026 11:08PM 2 comments
جدایی[ها]

Saman
Saman is on page 85 of 192 of جدایی[ها]
بر خلاف آنچه دلمان می‌خواهد باور کنیم، نگرش‌های ذهنی هیچ تفاوتی در نتیجه‌ی سرطان ایجاد نمی‌کنند. شجاع بودن یا از ترس به خود ریدن، یا قرار گرفتن در نقطه میانی خودفریبی لجوجانه هیچ چیزی را تغییر نمی‌دهد.
— Oct 10, 2026 10:42PM 8 comments
جدایی[ها]

Saman
Saman is on page 55 of 192 of جدایی[ها]
اصلا نسل جدید به چه درد می‌خورد اگر نخواهد دنیا را از نو بسازد؟
— Oct 09, 2026 02:16AM Add a comment
جدایی[ها]

Saman
Saman is on page 35 of 192 of جدایی[ها]
ولی ملال جنون‌آمیز یادآوری‌های غیرارادی خاطرات شخصی که به سرعت هجوم می‌آورند، دست‌کم در حال حاضر، از مرز تصور فراتر می‌رود. آیا آدم را وادار به خودکشی نمی‌کند؟
— Oct 08, 2026 05:54AM Add a comment
جدایی[ها]

Saman
Saman is finished with مردم فقیر
از اندوه و تنهایی چراغ عمرم رو به خاموشی است و دیگر کاری از من ساخته نیست .....
— Oct 07, 2026 06:41AM 4 comments
مردم فقیر

Saman
Saman is on page 177 of 216 of مردم فقیر
من دریافته‌ام و مطمئنم که پاییز امسال خواهم مرد.
— Oct 07, 2026 03:14AM Add a comment
مردم فقیر

Saman
Saman is on page 160 of 216 of مردم فقیر
در زیر فشار بدبختی‌ها و تیره‌روزی‌های خویش بی‌تاب و توان و مایوس و ناامید گشته‌ام.
— Oct 06, 2026 09:21PM Add a comment
مردم فقیر

Saman
Saman is on page 122 of 216 of مردم فقیر
مگر بدون وجود شما چاره دیگری دارم؟
— Oct 06, 2026 10:49AM Add a comment
مردم فقیر

Saman
Saman is on page 100 of 216 of مردم فقیر
گاهی از تنهایی بسیار رنج می‌برم.
— Oct 06, 2026 08:53AM Add a comment
مردم فقیر

Saman
Saman is on page 85 of 216 of مردم فقیر
مرتیکه میگه این کتاب رو چند صفحشو خوندم، دیدم پوچ و بی معنی است، گفتم واسه تو بفرستم شاید خندیدی حال کردی.

پدرسگ این چه طرز هدیه دادنه؟:) دختره خیلی نجیب بود وگرنه باید میگفت کتاب رو لوله کردم ماکار عزیزم و تصمیم گرفتم به.... ات فرو کنم، شاید انبساط خاطرتان فراهم شد.

دیگه سه نقطه رو خودتون پر کنید.
— Oct 05, 2026 11:45PM 6 comments
مردم فقیر

Saman
Saman is on page 85 of 216 of مردم فقیر
خاطرات گذشته، خواه مطبوع خواه غم‌افزا پیوسته رنج‌آور است.
— Oct 05, 2026 11:41PM Add a comment
مردم فقیر

Saman
Saman is on page 50 of 216 of مردم فقیر
خاطرات ایام گذشته است که مرا محزون و اندوهگین می‌سازد.
— Oct 05, 2026 10:03AM 5 comments
مردم فقیر

Saman
Saman is on page 50 of 152 of قبل و بعد
یکی آشنا میاد به چشم من
ولی از بخت بدم اونم غمه
— Oct 03, 2026 11:46AM Add a comment
قبل و بعد

Saman
Saman is on page 50 of 152 of قبل و بعد
هر زمان عاشق می‌شدیم ثروتمند بودیم، همین که عشق پایان می‌یافت به فقر خودمان بازمی‌گشتیم.
— Oct 02, 2026 10:36PM 3 comments
قبل و بعد

Saman
Saman is on page 170 of 180 of ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول
او اما از جمع گریزان بود، و تنها به من دل بست، و مرا شاد ساخت.

پ. ن۱: قسمتمان کن.
پ. ن۲: نه ببین شادی رو باید در خودت جست و جو کنی.
پ. ن۳: من: خفه شو پدثگ٠
— Sep 29, 2026 07:25AM 4 comments
ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول

Saman
Saman is on page 160 of 180 of ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول
بیچارگی ابعاد گو‌نه‌گون دارد. نگون‌بختی دنیا، اشکال بسیار دارد. همچون رنگین کمانی که سراسر افق را در بر می‌گیرد، رنگ‌های رنج نیز به‌سان رنگ‌های آن قوس متنوع هستند، وهمانقدر جدا از هم، اما به نرمی درهم تنیده و یگانه.

پ.ن : یافتن زشتی در دل یکی از زیباترین مخلوقات خدا!!
— Sep 28, 2026 12:00PM 3 comments
ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول

Saman
Saman is on page 123 of 180 of ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول
از میهن و خانواده‌ام حرف زیادی برای گفتن ندارم. بدرفتاری و گذر زمان مرا از یکی رانده و با دیگری بیگانه کرده است.
— Sep 27, 2026 11:00AM 2 comments
ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول

Saman
Saman is on page 105 of 180 of ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول
اگر چه قد بون بون به زحمت به یک متر می‌رسید و سرش غیرعادی کوچک بود، باز هم نمی‌شد برجستگی شکم گردش را که شکوهمندانه به مرزهای تعالی و عظمت نزدیک می‌شد، نادیده گرفت.

پ.ن: تا به حال همچین تعریف پرطمطراق و باشکوهی از شکم نخونده بودم، دمت گرم عمو ادگار که روزمو ساختی :))
— Sep 26, 2026 08:07AM 4 comments
ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول

Saman
Saman is on page 75 of 180 of ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول
داستان چهارم کتاب، نفس گمشده، شخصیت اصلی مدااااام منو یاد آقوی همساده انداخت :)) یه جا میگه : مرا به بیرون پرتاب کردند، و البته حادثه چندانی برایم اتفاقی نیفتاد به جز شکستن هر دو دستم زیر چرخ عقب وسیله نقلیه. افزون بر این.... باید بگویم بزگترین چمدانم را به بیرون از کالسکه پرتاب کرد که متاسفانه با فرود آمدنش، جمجمه ام به شکلی جالب و خارق العاده شکست.

همین بهانه ای شد برم چندتا از کلیپای آقوی همساده رو نگاه کنم :))
— Sep 23, 2026 10:14AM 2 comments
ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول

Saman
Saman is on page 35 of 180 of ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول
اما تاکید می‌کنم ریشه بسیاری از ناباوری‌های ما در عجز ما در تنها بودن نهفته است.
— Sep 20, 2026 01:03PM Add a comment
ادگار آلن پو: داستان‌ها؛ دفتر اول

Saman
Saman is on page 100 of 692 of انسانیت؛ تاریخ اخلاقی سده‌ بیستم
اکنون که این متن را می‌نویسم، انسان‌هایی بسیار متمدن بر فراز سرمان پرواز می‌کنند و سعی می‌کنند مرا بکشند. آنها هیچ خصومت شخصی با من ندارند، و من نیز با آنها دشمن نیستم.به قول معروف آنها دارند وظیفه‌شان را انجام می‌دهند. از سوی دیگر اگر یکی از آنها موفق شود با بمبی به دقت نشانه گیری شده مرا تکه‌تکه کند، هرگز این مساله خوابش را آشفته نمی‌کند. جورج اورول،شیر و تک شاخ.
— Jul 14, 2026 01:15PM 2 comments
انسانیت؛ تاریخ اخلاقی سده‌ بیستم

Saman
Saman is on page 60 of 692 of انسانیت؛ تاریخ اخلاقی سده‌ بیستم
این استفاده از شوخی تحقیرآمیز، قساوتی مضاعف یا نمایش قدرت نیست، بلکه بیشتر شبیه ابزاری است که بازرگانان و تکنیسین‌ها برای فرار از روبه رو شدن با آنچه می‌کنند به کار می‌برند. این یک شبکه سری تدافعی است که اجازه می‌دهد درباره زجری که برای دیگران مهیا ساخته‌اند بدون اینکه جدی گرفته شود سخن بگویند.
— Jul 13, 2026 09:19AM Add a comment
انسانیت؛ تاریخ اخلاقی سده‌ بیستم

« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 … 31 32
Follow Saman's updates via RSS