داستان چهارم کتاب، نفس گمشده، شخصیت اصلی مدااااام منو یاد آقوی همساده انداخت :)) یه جا میگه : مرا به بیرون پرتاب کردند، و البته حادثه چندانی برایم اتفاقی نیفتاد به جز شکستن هر دو دستم زیر چرخ عقب وسیله نقلیه. افزون بر این.... باید بگویم بزگترین چمدانم را به بیرون از کالسکه پرتاب کرد که متاسفانه با فرود آمدنش، جمجمه ام به شکلی جالب و خارق العاده شکست.
همین بهانه ای شد برم چندتا از کلیپای آقوی همساده رو نگاه کنم :))
— Sep 23, 2026 10:14AM
2 comments