Saman’s Reviews > مردم فقیر > Status Update
Saman
is on page 50 of 216
خاطرات ایام گذشته است که مرا محزون و اندوهگین میسازد.
— Oct 05, 2026 10:03AM
36 likes · Like flag
Saman’s Previous Updates
Saman
is on page 85 of 216
مرتیکه میگه این کتاب رو چند صفحشو خوندم، دیدم پوچ و بی معنی است، گفتم واسه تو بفرستم شاید خندیدی حال کردی.
پدرسگ این چه طرز هدیه دادنه؟:) دختره خیلی نجیب بود وگرنه باید میگفت کتاب رو لوله کردم ماکار عزیزم و تصمیم گرفتم به.... ات فرو کنم، شاید انبساط خاطرتان فراهم شد.
دیگه سه نقطه رو خودتون پر کنید.
— 21 hours, 24 min ago
پدرسگ این چه طرز هدیه دادنه؟:) دختره خیلی نجیب بود وگرنه باید میگفت کتاب رو لوله کردم ماکار عزیزم و تصمیم گرفتم به.... ات فرو کنم، شاید انبساط خاطرتان فراهم شد.
دیگه سه نقطه رو خودتون پر کنید.
Saman
is on page 85 of 216
خاطرات گذشته، خواه مطبوع خواه غمافزا پیوسته رنجآور است.
— 21 hours, 29 min ago
Comments Showing 1-5 of 5 (5 new)
date
newest »
newest »
گیتی wrote: "عههههه آقا سامان ترجمه خشایار دیهیمی یه چیز دیگهست ولی. 😭😭😭😭منعاشق این کتاب داستایفسکیام."
دیگه خریدمش و باید با کاظم آقا ادامه بدیم :) بله بله؛عشق شما به فئودور و این کتاب، معرف حضور آقا سامان هست :))
همین که اسم کتاب رو دیدم، دچار غلیان احساسات شدم و اشک تو چشمهام جمع شد. من توی جنگ دوباره این کتاب رو خوندم و دوباره و دوباره اشک ریختم. البته ایندفعه داشتم ظرف میشستم و نمیتونستم اشکهام رو پاک کنم. این آپدیت شما باعث شد بخوام برگردم و براش دوباره متن بنویسم. البته بعد از اینکه شما کتاب رو خوندید :>
پس لطفا کلی آپدیت بذارید چون من یکی حسابییییی لذت میبرم از دیدن آپدیتهای این کتاب. :))) دست شما پیشاپیش درد نکنه.
شما لطف دارید. به قول آقایون، مخلصیم.
گیتی wrote: "همین که اسم کتاب رو دیدم، دچار غلیان احساسات شدم و اشک تو چشمهام جمع شد. من توی جنگ دوباره این کتاب رو خوندم و دوباره و دوباره اشک ریختم. البته ایندفعه داشتم ظرف میشستم و نمیتونستم اشکهام رو پ..."این آثاری که این چنین مخاطب رو درگیر خودش میکنند، واقعا برای آدم ارزشمند هستند. احساستون نسبت به کتاب واقعا جالبه و برای من محترم.من واقعا گاهی از لذت بردن مخاطب از یک اثر لذت میبرم با اینکه شاید خودم خیلی اون اثر مد نظرم نباشه... نمیدونم لذت میبرم از کتاب یا نه چون در دوره ای هستم که راستش از مطالعه هیچ لذتی نمیبرم و همینطوری دارم کتابها رو الکی میخونم ولی حتما ازش آپدیت خواهم گذاشت...مخلصیم
این شرایط مجال لذت بردن از زندگی رو به ما نمیده، چه برسه به لذت بردن از مطالعه. من هم به زور به تار و پود زندگی چنگ زدم تا از این بیشتر سقوط نکنم. هر روز غم و غم و غم. بار دومی که کتاب رو خوندم بعد از این اتفاقهای تلخ بود و بیشتر با کتاب خو گرفتم.
امیدوارم از یه جایی به بعد، حرفهای دیووشکین تو قلبتون رخنه کنه و احساس لذت بردن رو بیدار.
مرسییی. من که مشتاق آپدیتهاتون هستم.


منعاشق این کتاب داستایفسکیام.