71 books
—
20 voters
progress:
(page 83 of 374)
"آدمها زمانی خوشحالند که بتوانند آزادانه در میان کسانی که درکشان میکنند زندگی کنند. تنها بودن یعنی زندگی در میان کسانی که منظور شما را نمیفهمند. تبعید و تنهایی به معنی این است که در میان کسانی باشید که حرفها،حرکات و دستخطشان برای شما بیگانه است و رفتار و واکنشهاشان،احساساتشان،واکنشهای غریزیشان، و اندیشه ها و خوشیها و دردهاشان برای شما قابل احساس نیست." — Feb 03, 2026 11:57AM
"آدمها زمانی خوشحالند که بتوانند آزادانه در میان کسانی که درکشان میکنند زندگی کنند. تنها بودن یعنی زندگی در میان کسانی که منظور شما را نمیفهمند. تبعید و تنهایی به معنی این است که در میان کسانی باشید که حرفها،حرکات و دستخطشان برای شما بیگانه است و رفتار و واکنشهاشان،احساساتشان،واکنشهای غریزیشان، و اندیشه ها و خوشیها و دردهاشان برای شما قابل احساس نیست." — Feb 03, 2026 11:57AM
“من توی خیالهای خودم سیر میکردم… نورا با همه زیباییاش… از بیقراری سرم را به متکا میکوبیدم… اما باز به خودم میگفتم که ترجیح میدادم با رختخوابم کلنجار بروم، همه ملافهها را بجوم و بخورم تا اینکه گرفتار نورا یا هر زن دیگری بشوم! من دیگر فهمیده بودم، بله قربان، فهیمده بودم که هوس زن مایه معطلی است! فهمیده بودم تمناشان آدم را اسیر میکند! از راه بدر میبرد! ورطه… گودال، همین!… برای همین میافتادم به جان خودم، خودم را سرکوب میکردم… تنهایی از همه بهتر بود… بله… احساسات بازی و حرفهای قشنگ قشنگ را بریز دور!… آه! اعتراف و دوستت دارم!… آه! عاشقتام! وای! آن هم به کسی که پدرت را درمیآرد… آخ! اوخ! نه، من که نیستم! همینطوری خوشم، راحت! تنهایی، بیدردسر!… این را من از بچگی فهمیده بودم! احساسات بیاحساسات! ولِلِش!… بزن به چاک!… خودت را بچسب و بقیهش را بیخیال! خلاص! (کتاب مرگ قسطی اثر سلین – صفحه ۲۹۵)”
―
―
“وقتی زمان زیادی یک جا می مانی، فراموش می کنی دنیا چقدر وسیع است. هیچ درکی از اندازه ی واقعی نصف النهارها و مدارها پیدا نمی کنی، همان طور که سخت است درکی از وسعت درون هر انسانی داشته باشی. ولی وقتی وسعت را درک کنی، وقتی چیزی گستردگی انسان را به چشمت آشکار کند، امید سر بر می آورد، چه تو بخواهی چه نخواهی، و سرسختانه به تو می چسبد و رهایت نمی کند مثل خزه که صخره را رها نمی کند.”
― The Midnight Library
― The Midnight Library
“رفتار آدمها و انتخابهای آنان درست شبیه قمار است. اینکه زندگی در کل شبیه قمار است و شما هرگز نمیدانید چه چیزی در انتظارتان است. از بین گزینههای مختلف یکی را انتخاب میکنیم چون احساس میکنیم درست است و به موفقیت میانجامد.”
― The Gambler
― The Gambler
“يقينم فقط زماني زايل ميشود كه با محنت انسانهاي ديگر روبرو ميشوم ،محنت كساني كه نه اهميتي در زندگي ام دارند نه ايشان را ميشناسم ،في المثل كسانيكه در كهن ترين اعصار باستاني ميزيسته اند ،تماس با محنت اينان چنان درد ناخوشايندي به من ميدهد و چنان روحم را ميشكافد كه تا مدتي تقريبا نميتوانم به خداوند عشق بورزم و بسي نميماند كه بگويم تحقيقا نميتوانم ،به نحوي كه دچار اضطراب ميشوم.”
―
―
“حالا چه هستم؟ يک صفر.
فردا چه میتوانم باشم؟
فردا میتوانم از ميان مردگان برخيزم
و زندگانی نوينی را آغاز کنم!
میتوانم در خودم همان انسانی را بجويم
که تا کنون وجود داشته است...”
― The Gambler
فردا چه میتوانم باشم؟
فردا میتوانم از ميان مردگان برخيزم
و زندگانی نوينی را آغاز کنم!
میتوانم در خودم همان انسانی را بجويم
که تا کنون وجود داشته است...”
― The Gambler
کتابداران فارسی گودریدز
— 5526 members
— last activity 3 hours, 39 min ago
گروهی برای کتابداران فارسی زبان سایت گودریدز *همچنین درخواست هایی برای ویرایش، اضافه کردن، افزودن تصویر جلد و ... در مورد کتاب های فارسی را در این گر ...more
Saman’s 2025 Year in Books
Take a look at Saman’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Saman
Lists liked by Saman
























