Biblio Bat’s Reviews > مزدک > Status Update

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 162 of 344
ایران‌دبیربَد به آسودگی سرگرم کار خود بود، انگار که آنچه در کاخ او می‌گذشت به او مربوط نبود. همه دبیران می‌دانستند که پیرمرد خواهان آن بود که شاهنشاه دارایی انبارهای بزرگان را میان گرسنگان پخش کند. بزرگان دیگر خشمگین بودند و می‌گفتند که هرکس کتاب بخواند، خرد ایرانی از او می‌گریزد.


[بزرگان از همون زمان با کتاب و کتابخوانی مشکل داشتن]
Feb 17, 2026 07:08AM
مزدک

flag

Biblio Bat’s Previous Updates

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 279 of 344
به خواست خود از حق گزینش خود چشم می‌پوشیدند. تنها چیزی که می‌خواستند باوری بود که هرگز به بیراهه نرود، باوری یکپارچه که به خرده و ریزه نپردازد و با زمان بیکرانه بستیزد. چشمانشان می‌دید و کور بودند، زیرا درست همین را می‌خواستند...
Feb 17, 2026 07:10AM
مزدک


Biblio Bat
Biblio Bat is on page 84 of 344
آورده‌اند که پادشاه بهرام گور - صدای وزیر بزرگ اندکی زنده‌تر شد - روزی در دهکده‌ای ویرانه گفتگوی دو جغد را شنید. از موبد پرسید که چه می‌گویند. «جغد ماده به جفت خود می‌گفت: همسری تو را می‌پذیرم، اما ویرانه‌های یک روستا مرا بس نیست. برای زندگی شایسته خود، ویرانه‌های بیست روستای رها شده را می‌خواهم. جغد نر در پاسخ گفت: اگر این شاه همچنان بر تخت بماند، همه جغدان گیتی خرسند خواهند بود.» و بیاد بیاورید که شاهنشاه چه کرد.
Feb 17, 2026 07:07AM
مزدک


No comments have been added yet.