مجید اسطیری’s Reviews > کسی نیست به سرهنگ نامه بنویسد > Status Update

مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 33 of 84
سرهنگ میدانست از بیدارخوابی زن در امان نیست. کمی که گذشت سرِ دردِ دل زنش باز شد: «از چهل سال پیش در بر همین پاشنه چرخیده. ما گرسنگی کشیده‌ایم تا سایرین سیر و پُر بخورند.»
سرهنگ ساکت ماند تا هنگامی که زنش از گلایه دست کشید و ازش پرسید آیا بیدار است؟ جواب داد «بعله». زن صحبتش را با لحنی یکنواخت و روان و بی‌امان ادامه داد.
Feb 25, 2026 11:35AM
کسی نیست به سرهنگ نامه بنویسد

1 like ·  flag

مجید’s Previous Updates

مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 11 of 84
زن گفت: "وحشتناکه که آدمو تو ماه اکتبر خاک کنن." اما سرهنگ اعتنایی نکرد. پنجره را گشود. اکتبر از حیاط هم سر درآورده بود. سرهنگ به گیاه‌ها که شاخ و برگ‌های انبوه‌شان همه جا را گرفته بود چشم دوخت و به خاک پشته های ریزی که کرم‌ها توی گِل درست کرده بودند و اکتبر شوم را در وجودش احساس کرد.
گفت: تا مغز استخونهام خیسه
زن گفت: زمستونه دیگه. از وقتی بارون شروع شده بهت میگم با جوراب بخواب
سرهنگ گفت: یه هفته س با جوراب می‌خوابم
Feb 25, 2026 04:21AM
کسی نیست به سرهنگ نامه بنویسد


No comments have been added yet.