Dream.M’s Reviews > Tomorrow Sex Will Be Good Again: Women and Desire in the Age of Consent > Status Update
38 likes · Like flag
Dream.M’s Previous Updates
Dream.M
is 12% done
این کتاب واقعن جالبه و خیلی خوندنش رو دوست دارم. بقول بچا، انگار حرفایی که همیشه خودما دلمون میخواسته بزنیم رو داره خیلی دقیق و منظم میگه. خوندنش بنظرم خیلی لازم و مفیده چه برای خانما و چه آقایون. توی چنلم درموردش حرف میزنم.
تا اونجا که چک کردم، سومین ایرانی هستم که این کتابو میخونه ولی احتمالا اولین ریویوو فارسی رو قراره من براش بنویسم :))
— Jul 08, 2026 12:01AM
تا اونجا که چک کردم، سومین ایرانی هستم که این کتابو میخونه ولی احتمالا اولین ریویوو فارسی رو قراره من براش بنویسم :))
Dream.M
is 11% done
"If a 'no' is meaningless, then how can a 'yes' be meaningful?"
«اگر "نه"ی یک زن هیچ اعتباری نداشته باشد، چطور ممکن است "بله"ی او معنایی واقعی داشته باشد؟»
— Jul 07, 2026 11:07AM
«اگر "نه"ی یک زن هیچ اعتباری نداشته باشد، چطور ممکن است "بله"ی او معنایی واقعی داشته باشد؟»
Comments Showing 1-5 of 5 (5 new)
date
newest »
newest »
اینجور که از آپدیتهای اینجا و کانالتون مشخصه قراره هم یکضرب اولین ریویوی فارسی باشه و آموزنده ترین ریویوی دوضرب و بهترین ریویوی مجموع.
خسته نباشی دختر، عالی بود، هم انتخاب کتاب، هم نکات هم خلاصه و جمعبندی مرتب و منسجم.کاش ازین آپدیتها تو گودریدز بیشتر ببینیم
Hamed wrote: "اینجور که از آپدیتهای اینجا و کانالتون مشخصه قراره هم یکضرب اولین ریویوی فارسی باشه و آموزنده ترین ریویوی دوضرب و بهترین ریویوی مجموع."پیشاپیش منو شرمنده میکنید آقای دکتر🥹🥹😍 همه تلاشم رو میکنم که درست و آموزنده درمورد این کتاب بنویسم و امیدوارم یذره ام شده این کار بتونه تاثیر مثبت بذاره🩵


Tomorrow sex will be good again
با عنوان On Consent دربارهٔ یسؤال خیلی مهمه:
آیا «رضایت» بهتنهایی میتونه همهٔ مشکلات مربوط به رابطهٔ جنسی، خشونت، قدرت و نابرابری رو حل کنه؟
جواب اینه: نه. رضایت ضروریه، اما کافی نیست.
آنجل اصلاً مخالف مفهوم رضایت نیست. اتفاقاً تأکید میکنه که اینکه جامعه یاد گرفته «نه یعنی نه» و سکوت یا مقاومت نکردن لزوماً به معنی موافقت نیست، یک تغییر مهم و ضروری بوده. اما مشکل از جایی شروع میشه که فکر کنیم اگر فقط به زنان یاد بدیم خواستههاشون رو واضح بیان کنن، اعتمادبهنفس داشته باشن و راحت «بله» یا «نه» بگن، همهچیز حل میشه.
●اینجا آنجل یک تناقض مهم رو مطرح میکنه:
از یک طرف به زنان گفته میشه:
آزاد باش، دربارهٔ میل جنسیات حرف بزن، از خواستههات خجالت نکش، خودت رو بشناس.
اما از طرف دیگه، همین زنی که دربارهٔ میل و تجربهٔ جنسی خودش صادقانه حرف میزنه، ممکنه بعدها به خاطر همین صداقت قضاوت بشه یا حرفهایش علیه خودش استفاده بشه.
خود آنجل دربارهٔ نوشتن دربارهٔ زندگی جنسیاش میگه:
“Writing publicly about my sexuality could ... be used as evidence against me.”
«نوشتن عمومی دربارهٔ زندگی جنسیام میتوانست روزی به عنوان مدرکی علیه خودم استفاده شود.»
یعنی چیزی که قرار بوده نشانهٔ آزادی و رهایی باشد، در یک جامعهای که هنوز استانداردهای دوگانه داره میتونه تبدیل به نقطهضعف شه.
●یکی از بحثهای مهم فصل، نقد چیزیه که آنجل اسمش را میگذاره فرهنگ اعتمادبهنفس (Confidence Culture).
در این نگاه، مدام به زنان گفته میشه:
«اگر میخواهی موفق باشی، باید قاطعتر باشی، بلندتر حرف بزنی، خودت را باور داشته باشی و اجازه ندهی کسی از تو عبور کند.»
این حرف در ظاهر مثبت و حتی الهامبخشه. اما آنجل میپرسه آیا با این تأکید زیاد روی اعتمادبهنفس، داریم مشکلهای اجتماعی رو تبدیل به مسئولیت فردی زنان میکنیم؟
یعنی به جای اینکه بپرسیم چرا شرایطی وجود داره که یک زن سخت میتواند نه بگه میپرسیم چرا خودش آنقدر قاطع نبود؟ چرا واضح حرف نزد؟
●بعد آنجل به سراغ فرهنگ رضایت (Consent Culture) میره.
فرهنگ رضایت میگه رابطهٔ جنسی سالم نیازمند رضایت آگاهانه، آزادانه و مداوم دو طرف اس.
این دیدگاه یک تغییر بزرگ ایجاد کرد، چون قبلاً در بسیاری از فرهنگها تصور میشد اگر زن مخالفت نکرد، پس موافقه.
اما فرهنگ رضایت معنیش اینه که نبودنِ نه، به معنی وجودِ بله نیست.
با این حال آنجل یک سؤال پیچیدهتر مطرح میکنه
آیا هر «بله» واقعاً آزادانه گفته شده؟
اینجا تفاوت مهمی مطرح میشه
Consent ≠ Desire
یعنی:
رضایت، با میل و اشتیاق واقعی یکی نیست.
ممکنه کسی رضایت بده، اما واقعاً نخواد.
مثلاً ممکنه کسی به خاطر ترس از ناراحت کردن طرف مقابل، فشار اجتماعی، وابستگی اقتصادی یا نابرابری قدرت، رابطهٔ رو قبول کنه.
به همین دلیل آنجل میگه فقط پرسیدن آیا بله گفت؟ کافی نیست؛ باید پرسیداین بله در چه شرایطی گفته شد؟
●یکی از مهمترین جملههای کتاب اینه:
“Unequal power relationships mean that consent itself cannot distinguish good and bad sex, though it can to a limited extent distinguish sex from assault.”»
«رابطههای قدرت نابرابر باعث میشوند رضایت بهتنهایی نتواند رابطهٔ خوب و بد را تشخیص دهد، هرچند تا حدی میتواند میان رابطهٔ جنسی و تجاوز تفاوت بگذارد.»
مثلاً رابطهٔ رئیس و کارمند رو در نظر بگیرید. ممکنه کارمند ظاهراً رضایت بده، اما سؤال اینه که آیا وقتی طرف مقابل قدرت اخراج کردن یا آسیب زدن به موقعیت اونو داره، این رضایت کاملاً آزادانه س؟
●آنجل حتی به شیوههای آموزش پیشگیری از تجاوز هم نقد داره.
اون مثال میزنه از بروشورهای پلیس که به زنان میگن:
“Alcohol is the number one rape drug: how much have you taken already?”
«الکل یکی از عوامل مهم در تجاوز است؛ چقدر نوشیدهای؟»
“Be Smart, say no to any sex you don’t want.”
«باهوش باش، به هر رابطهای که نمیخواهی نه بگو.»
“Make yourself clearly understood.”
«طوری بیان کن که منظورت کاملاً واضح باشد.»
مشکل آنجل این نیست که این توصیهها بیفایدهان. مشکل اینه که تمرکز اصلی رو روی مدیریت رفتار زن میگذارن
چقدر نوشیدی؟
کجا رفتی؟
چقدر واضح نه گفتی؟
در حالی که سؤال اساسیتر اینه که چرا کسی فکر میکنه میتونه مرز دیگری رو نادیده بگیره؟
●در نهایت، آنجل با یک تصویر خاص از «زن قدرتمند» مشکل داره؛ زنی که همیشه خودش رو میشناسه، همیشه مطمئنه، همیشه میتونه خواستهاش رو بیان کنه و هیچوقت آسیبپذیر نیست.گاهی ما نمیدونیم چی میخوایم. گاهی احساساتمون در طول یک تجربه تغییر میکنه. گاهی خواستههامون در تعامل با دیگری شکل میگیره.
همانطور که آنجل مینویسه
“We don’t always know what we want and we are not always able to express our desires clearly.”
«ما همیشه نمیدانیم چه میخواهیم و همیشه هم نمیتوانیم خواستههایمان را واضح بیان کنیم.»
●در نهایت، حرف اصلی فصل اینه:
رضایت یک معیار مهم و ضروری عه، اما نباید از اون انتظار داشته باشیم همهٔ مشکلات مربوط به رابطه، جنسیت و خشونت رو حل کنه.
چون مسئله فقط این نیست که یک زن تونسته بگه «بله» یا «نه».
مسئله اینه که در چه شرایطی این حرف رو زده
آیا ترس داشته؟
آیا قدرت دو طرف برابر بوده؟
آیا امکان واقعی انتخاب داشته؟
آزادی جنسی فقط این نیست که زنان اجازه داشته باشن خواستههاشون رو بیان کنن؛ آزادی واقعی وقتی اتفاق میافته که شرایطی وجود داشته باشه که این خواستهها واقعاً آزادانه شکل بگیرن.
فصل On Consent در واقع میگه مشکل ما فقط یاد دادن «نه گفتن» یا «بله گفتن» نیست؛ مشکل، جهانی هست که هنوز تعیین میکنه چه کسی راحتتر میتونه حرف بزنه، چه کسی راحتتر شنیده میشه و چه کسی هزینهٔ بیشتری برای خواستههاش میپردازه.