Nahid’s Reviews > دستهای آلوده > Status Update
Nahid
is on page 17 of 175
من به خانه ی هودهرر هم رفتم و سه تا گلوله هم به شکمش زدم؛ اما مطلب دیگری بود. دستور! دیگر دستوری در کار نبود، از یک لحظه ی معین به بعد، دستور و فرمان هم آدم را کاملن تنها میگذارد. دیگر دستور عقب مانده بود و من تنها پیش میرفتم و خودم تنها آدم کشتم و...نمی دانم هم چرا، برای چه.
— May 14, 2017 12:52PM
Like flag
Nahid’s Previous Updates
Nahid
is on page 160 of 175
اگر آدم بخواهد قیمت جانش را بداند، باید گاهگاهی به خطر بیندازتش.
— May 18, 2017 05:17PM
Nahid
is on page 149 of 175
هوگو: و آنوقت اگر کسی به تو اعتماد نکند چطور میخواهی زندگی کنی؟
ژسیکا: هیچوقت کسی به من اعتماد نکرده؛ تو کمتر از همه؛ من هم خیلی زود به این وضع عادت کردم.
— May 18, 2017 09:50AM
ژسیکا: هیچوقت کسی به من اعتماد نکرده؛ تو کمتر از همه؛ من هم خیلی زود به این وضع عادت کردم.
Nahid
is on page 143 of 175
اولگا: فعلن صحبت از عشق نیست. شما خیلی رمان میخوانید؟
ژسیکا: آدم وقتی اهل سیاست نباشد،ناچار باید یک جوری خودش را مشغول کند.
اولگا: مطمئن باشید که عشق، زنهای روشنفکر را زیاد ناراحت نمیکند. ماها زندگیمان وابسته به عشق نیست.
— May 17, 2017 10:14AM
ژسیکا: آدم وقتی اهل سیاست نباشد،ناچار باید یک جوری خودش را مشغول کند.
اولگا: مطمئن باشید که عشق، زنهای روشنفکر را زیاد ناراحت نمیکند. ماها زندگیمان وابسته به عشق نیست.

