پرهام نکوطلبان’s Reviews > مرز پرگهر: درباره دکتر گلگلاب سراینده سرود ای ایران > Status Update
پرهام نکوطلبان
is on page 112 of 406
یادداش بعدی نقلیه از محمدمهدی موحدی، نویسندهی کتاب «زندگینامهی مشاهیر رجال پزشکی ایران» که ویژگیهای کار و تدریس گلگلاب در دانشکدهی پزشکی رو توصیف میکنه (امتحان سخت نمیگرفت و برخلاف دانش زیادش، بیانش شیوا نبود واسه همین کلاساش کمجمعیت بود) و به فعالیتش در فرهنگستان و واژههای مصوبش هم اشاره میکنه. در ادامه، مقالهای از خود گلگلاب در سالنامهی دنیا رو میآره...
/۱
— Aug 21, 2026 02:49PM
/۱
9 likes · Like flag
پرهام’s Previous Updates
پرهام نکوطلبان
is on page 121 of 406
در این بخش کتاب میرسیم به روایت اسماعیل نواب صفا از ساخته شدن سرود «ای ایران» که به نوعی مشهورترین روایت هم هست اما قطعاً دقیقترین و درستترین نیست!
پیشاز اون اما از دومین اثر مشترک روحالله خالقی و نواب صفا یعنی «سرود کارگران» که سال ۱۳۲۷ یا ۱۳۲۸ ساخته شده آگاه میشیم که سالها با صدای بنان در آغاز برنامهی کارگران پخش میشده (از ساعت ۱۲:۳۰ تا ۱۳:۰۰) ولی...
/۱
— Aug 26, 2026 03:24PM
پیشاز اون اما از دومین اثر مشترک روحالله خالقی و نواب صفا یعنی «سرود کارگران» که سال ۱۳۲۷ یا ۱۳۲۸ ساخته شده آگاه میشیم که سالها با صدای بنان در آغاز برنامهی کارگران پخش میشده (از ساعت ۱۲:۳۰ تا ۱۳:۰۰) ولی...
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 101 of 406
اینجا یه یادداشت از فردی بهنام «رضی چلاجور» اومده که متوجه شدم نمایندهی مردم نوشهر تو مجلس شورای ملی بوده و پسر حسین گلگلاب یعنی فرخ شاگرد بابای این آقای رضی چلاجور بوده. یه شعر طنز هم از حسین گلگلاب که برای رضی سروده بود تو کتاب اومده که خیلی چیز گفتنیای نداره وگرنه مینوشتم اینجا.
— Aug 21, 2026 02:48PM
پرهام نکوطلبان
is on page 98 of 406
رسیدیم به یادداشتی از محمدعرفان رفیعی دربارهی سرود «ای ایران»
در دیباچهی این یادداشت شعری از کیوان شجاعیمنش نقل شده که مصرع نخست این شعر یه رکن «فاعلاتن» کم داره! (بهجای رمل مثمن محذوف رمل مسدس محذوفه 🙂)
گلگلاب از دل چو ای ایران سرود
خالقی آهنگ خود بر شاهکار او فزود
این اثر شد جاودان و ماندگار از آن جهت
چون بنان مخملین خوانندهی این نغمه بود
شعرش واضحاً ضعف تألیف داره. بگذریم...
/۱
— Jul 31, 2026 04:05PM
در دیباچهی این یادداشت شعری از کیوان شجاعیمنش نقل شده که مصرع نخست این شعر یه رکن «فاعلاتن» کم داره! (بهجای رمل مثمن محذوف رمل مسدس محذوفه 🙂)
گلگلاب از دل چو ای ایران سرود
خالقی آهنگ خود بر شاهکار او فزود
این اثر شد جاودان و ماندگار از آن جهت
چون بنان مخملین خوانندهی این نغمه بود
شعرش واضحاً ضعف تألیف داره. بگذریم...
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 83 of 406
یادداشت بعدی با عنوان «چو گل بودی و گلاب» از محمدرضا ممتاز واحده که سراغ تصانیفی میره که شعرشون رو گلگلاب گفته. گمان میره که نخستین تصنیف گلگلاب «عاشق ساز» باشه در مایهی بیات اصفهان که خوانندهی نخستین اجراش مشخص نیست ولی مرضیه در گلهای رنگارنگ ۲۵۷ اجراش میکنه.
/۱
— Jul 27, 2026 02:40PM
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 73 of 406
یه ایراد اساسی که به این کتاب وارده اینه که انگار یه جشننامهی بههمریختهس و یادداشتها هیچ ارتباط منطقیای بینشون نیست. یادداشت بعدی کتاب از جواد مهدویانه و یه تاریخچهی مختصریه دربارهی فعالیتهای وزیری از مدرسهی موسیقی تا دوران بازنشستگیش (خیلی ربطی به گلگلاب نداره راستشو بخواین)
مدرسهی عالی موسیقی با حمایتهای مالی مصطفی قلیخان بیات، پشتیبانی رسانهای علی دشتی در روزنامهی «شفق سرخ» و...
/۱
— Jul 27, 2026 02:28PM
مدرسهی عالی موسیقی با حمایتهای مالی مصطفی قلیخان بیات، پشتیبانی رسانهای علی دشتی در روزنامهی «شفق سرخ» و...
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 57 of 406
خب پیشاز نوشتن خلاصهی این قسمت ذکر دو نکته ضروریه:
اول اینکه تاریخ ولادت حسین گلگلاب اونطور که خودش میگه ۱۷ ربیعالاول ۱۳۱۴ هجری قمری بوده (۲۷ مرداد ۱۲۷۶ هجری شمسی) و در سجل احوالش که چند سال بعد گرفته شده تاریخ تولد ۱۲۷۴ هجری «شمسی» قید شده که دو سال اضافهتر نوشتهاند. محاسبات دقیق تاریخ تولد استاد رو شخصی بهنام احسان خازنی انجام داده و برای این کار به تقویمهای تطبیقی بسنده نکرده و...
/۱
— Jul 27, 2026 04:39AM
اول اینکه تاریخ ولادت حسین گلگلاب اونطور که خودش میگه ۱۷ ربیعالاول ۱۳۱۴ هجری قمری بوده (۲۷ مرداد ۱۲۷۶ هجری شمسی) و در سجل احوالش که چند سال بعد گرفته شده تاریخ تولد ۱۲۷۴ هجری «شمسی» قید شده که دو سال اضافهتر نوشتهاند. محاسبات دقیق تاریخ تولد استاد رو شخصی بهنام احسان خازنی انجام داده و برای این کار به تقویمهای تطبیقی بسنده نکرده و...
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 39 of 406
خب دیگه مطمئن شدم کتاب ویراستاری نشده. شیوهی ذکر مآخذ و ارجاعات افتضاحه و کاملاً غیراصولی.
اما حسین گلگلاب کیه؟ متولد ۲۷ مرداد ۱۲۷۶ در تهران. باباش مهدی مصورالملک از نقاشان و تصویرگران معروف دورهی ناصری بوده. حسین تحصیلات متوسطه رو تو دارالفنون در سال ۱۲۹۵ تموم میکنه و از سه سال بعدشم شروع به تدریس علوم طبیعی تو همون مدرسه میکنه.
/۱
— Jul 26, 2026 05:47AM
اما حسین گلگلاب کیه؟ متولد ۲۷ مرداد ۱۲۷۶ در تهران. باباش مهدی مصورالملک از نقاشان و تصویرگران معروف دورهی ناصری بوده. حسین تحصیلات متوسطه رو تو دارالفنون در سال ۱۲۹۵ تموم میکنه و از سه سال بعدشم شروع به تدریس علوم طبیعی تو همون مدرسه میکنه.
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 22 of 406
از همون ابتدای کار میشه متوجه شد که کتاب ویراستار درستحسابی بالاسرش نبوده و حدس میزنم بیشتر حالت مکمل مستند «مرز پرگهر» باشه تا یه اثر مستقل.
این گلگلابها مثل اینکه همه تحصیلکرده و خفن بودهن. پسر حسین گلگلاب، داریوش، که رادیولوژیسته و چند کتاب دربارهی عکاسی و تاریخش و بحثهای فنیش ترجمه کرده. بدیعالزمان فروزانفر هم دوماد خانوادهی گلگلابه و با خواهر حسین گلگلاب ازدواج کرده.
/۱
— Jul 26, 2026 05:45AM
این گلگلابها مثل اینکه همه تحصیلکرده و خفن بودهن. پسر حسین گلگلاب، داریوش، که رادیولوژیسته و چند کتاب دربارهی عکاسی و تاریخش و بحثهای فنیش ترجمه کرده. بدیعالزمان فروزانفر هم دوماد خانوادهی گلگلابه و با خواهر حسین گلگلاب ازدواج کرده.
/۱
Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)
date
newest »
newest »
سال ۱۳۲۰ هجری قمری مریضخانهی دولتی (بیمارستان سینای فعلی) افتتاح میشه و ناظمالاطبا به ریاستش انتخاب میشه.اینجای مقاله گلگلاب دربارهی رشتههایی که تو دارالفنون تدریس میشده یه کمدقتیای انجام داده ولی کلیت چیزی که نوشته درسته (نوشته ۷ تا شعبه داشت ولی ۶ تا رو اسم برده و البته تفاوت فقط در عناوین و دستهبندیهاست)
از افرادی مثل دکتر پولاک، شلیمر و طولوزان (میدونم املاش با «ت» مرسومتره ولی کتاب اینجوری نوشته) هم اسم بده میشه بهعنوان معلمین مدرسه که شلمیر از همهشون بیشتر موردتوجهه. در ادامه گویا شاه دیگه خیلی با مدرسه حال نمیکنه و میخواد ملت خیلی چشم و گوششون باز نشه و مدرسه از رونق میافته و حتی زمان مظفرالدینشاه هم تغییر چندانی رخ نمیده.
/۳
با شروع جنگ جهانی اول هم هرچی معلم خارجی بوده (فرانسویها بودهن انگار اونموقع) برمیگردن کشورشون. این وسط دعوای بین طب سنتی و طب مدرن هم جالبه که از اونموقع برقرار بوده و قدما مخالف روشهای مدرن بودهن. یه داستانی هم دربارهی کیفیت غذای دارالفنون مطرح میشه که گویا مثلاً تو خورش یه استخون قلم رو چندین بار استفاده میکردهن و اینم سوژه شده بوده و بچهها نشون میذاشتن رو استخونه و تو کاسهی هرکی فرداش همون استخونه پیدا میشد نفری ۱۰۰ دینار جمع میکردن که اون بنده خدا بره غذای بهتر از پیمانکار (مقاطعهکار میگن بهش) بگیره. /۴
در ادامه از شخصی بهنام لقمانالدوله رئیسالاطبا صحبت میشه که مأمور ادارهی دفتر جدید مدرسهی طب میشه در سال ۱۲۹۷ هجری شمسی اما اوضاع ساختمون به قدری داغون بوده و بودجه هم نبوده که اینا تئاتر برگزار میکنن تو گراند هتل که پول جمع کنن و میز و صندلی و اثاثیه بخرن واسه مدرسه و کلاسها هم اغلب رو راهپله (پلهها رو حالت آمفیتئاتر درنظر بگیرید) برگزار میشده و موقع رفتوآمد به ساختمون در کار کلاس اختلال ایجاد میشده.گویا طبقهی دوم هم یه اتاق بزرگ به موزهی معارف اختصاص داشته که توش یهسری اشیای قدیمی بدون ذکر محل و مأخذ حفاری چیده بودن و روز افتتاحش یکی از بچههای دارالفنون بر بدیهه میگه:
ای دریغا که اندرین موزه
نبود هیچچیز جز کوزه
/۵



مقاله از تأسیس دارالفنون (افتتاح در ۵ ربیعالاول ۱۲۶۸ هجری قمری) شروع میکنه و میرسه به دستور ناصرالدینشاه به حکیم کلوکه (Cloque)، طبیب مخصوصش، که عدهای رو تو مطبش قبول کنه و بهشون پزشکی یاد بده. بعداز گشایش دارالفنون و استخدام اتریشیها برای تدریس به دانشآموزان مدرسه، طب هم یکی از رشتههایی بوده که اونجا تدریس میشده. واسه قسمتهای عملی میرفتن مطب پزشکای معروف و مولاژ و کتاب و دستگاههای آزمایشگاهی هم از فرنگ برای شاگردان تهیه شده بود.
/۲