Zy’s Reviews > همه میمیرند > Status Update
Zy
is on page 49 of 415
اگر راست باشد.همیشه مرا به خاطر خواهد داشت.اگر راست باشد،یک مرد فناناپذیر مرا دوست دارد!
— Sep 12, 2026 12:16PM
Like flag
Zy’s Previous Updates
Zy
is on page 88 of 415
اما فوسکا چیزی نمی گفت،او را می پایید و با خود می گفت:(دارد کوشش می کند،کوشش می کند.)درست است،رژین می کوشید بازی کند:بازی میزبانی،بازی افتخار،بازی دلبری،و همه اینها یک بازی بود:بازی وجود.
— Sep 14, 2026 08:34AM
Zy
is on page 80 of 415
خیلی نیرو،خیلی غرور و عشق می خواهد تا ادم باور کند که اعمال یک انسان اهمیتی دارد و زندگی بر مرگ پیروز می شود.
— Sep 14, 2026 02:00AM
Zy
is on page 77 of 415
اما من با دیگران فرق دارم.اگر نداشتم که عاشق من نمی شدید؟مرا دوست دارید،مگر نه؟
فوسکا گفت:-بله
-و مرا بی نظیر می دانید،مگر نه؟
-بله ،بی نظیر مثل همه زنهای دیگر.
رژین گفت:اما ،فوسکا! من منم.
— Sep 14, 2026 01:50AM
فوسکا گفت:-بله
-و مرا بی نظیر می دانید،مگر نه؟
-بله ،بی نظیر مثل همه زنهای دیگر.
رژین گفت:اما ،فوسکا! من منم.
Zy
is on page 75 of 415
اینکه ان چشم انداز روستایی،که از هر خاطره ای کهن تر بود،روزی فنا می شد.دل رژین به درد امد.در ان ابدیت ساکن،او نیز می توانست سهمی از ان خود داشته باشد،اما ناگهان می دید که جهان چیزی جز گذران تصویرهایی گریزپا نیست،و دست او خالیست.
— Sep 14, 2026 01:44AM
Zy
is on page 49 of 415
اما مگرنه اینکه او همیشه می دانست که بادیگران متفاوت است؟ مگر نه اینکه همیشه خود را میان انان بیگانه حس می کرد،سرنوشت خود را جدا از سرنوشت انان می دانست؟از همان کودکی،نشانه ای بر فراز سرش بود.به فوسکا نگاه کرد:خودش است.سرنوشت من است.
— Sep 12, 2026 12:18PM
Zy
is on page 37 of 415
کاش می شد دست کم ادم هیچ چیز نباشد.اما همیشه کسان دیگری در دنیا هستند که ادم را می بینند.حرف می زنند و ادم نمی تواند صدایشان را نشوند؛به انها جواب می دهد و دوباره زندگی را دنبال می کند،هرچند که می داند خودش وجود ندارد…
— Sep 12, 2026 12:13PM
Zy
is on page 37 of 415
مرد گفت:_نفرین شومی است.زنده ام و زندگی نمی کنم.هیچوقت نخواهم مرد اما اینده ای ندارم.هیچ کسی نیستم.نه سرگذشتی دارم و نه چهره ای.
— Sep 12, 2026 12:09PM
Zy
is on page 19 of 415
با خود اندیشید:«مرگ یعنی همین.کاش دست کم جای ما در فضا خالی می ماند و باد در ان می دمید و زوزه می کشید؛اما نه؛با رفتن ما هیچ شیار و شکافی به جا نمی ماند.زن دیگری روی این تخت خواهد خوابید…»
— Sep 08, 2026 11:40AM

