Atefe D’s Reviews > تاریخ بیهقی: جلد ۲ از دوره ۳ جلدی > Status Update
Atefe D
is on page 710 of 868
فرزندی از من چون عبد الجبّار … در سر خوارزم شدند تا این خداوند لختی بدانست که من در حدیث خوارزم بیگناه گونه بودهام. من بهر وقتی که او را ظنّ افتد و خیال بندد پسری و چندین مردم ندارم که بباد شوند تا او بداند یا نداند که من بیگناهم
— Oct 10, 2026 03:30AM
Like flag
Atefe D’s Previous Updates
Atefe D
is on page 750 of 868
و از بونصر شنیدم که گفت «تدبیر راست این است که این وزیر بکرد، امّا امیر نمیشنود، و ناچار بغزنین خواهد رفت که آرزوی غزنین خاسته است. و غزنین از وی نمیستانند، سبحان اللّه!»
= )))
— Nov 01, 2026 04:24AM
= )))
Atefe D
is on page 730 of 868
«امیر بامداد به جشن بنشست، اما شراب نخورد»
اینجوری شدم که واو، باورم نمیشه.
دو خط بعد: «پس از نماز نشاط شراب کرد».
.
یه جا مسعود تو کشتی نشسته نزدیکه کشتی غرق بشه که میگیرنش. بیهقی میگه: «یک دوال پوست و گوشت بگسست» کنارش نوشتم حقته.
— Oct 13, 2026 01:18AM
اینجوری شدم که واو، باورم نمیشه.
دو خط بعد: «پس از نماز نشاط شراب کرد».
.
یه جا مسعود تو کشتی نشسته نزدیکه کشتی غرق بشه که میگیرنش. بیهقی میگه: «یک دوال پوست و گوشت بگسست» کنارش نوشتم حقته.
Atefe D
is on page 710 of 868
بونصر مشکان به مسعود:
یک چندی دست از طرب کوتاه باید کرد و تن به کار داد و با وزیر رأی زد.
ترجمه: جمع کن تن لش رو. خستهمون کردی.
— Oct 10, 2026 03:34AM
یک چندی دست از طرب کوتاه باید کرد و تن به کار داد و با وزیر رأی زد.
ترجمه: جمع کن تن لش رو. خستهمون کردی.
Atefe D
is on page 200 of 868
مسعود شخصیتش از ایناست که میاد ازت میپرسه: کلاه یا عینک؟ تو میگی: کلاه. و میگه: باشه پس عینک.
:))))
تو جهانگشا از دست محمد و جلال حرص میخورم و اینجا از دست این. واقعاً چه پادشاهانی. بهبه.
— Oct 04, 2026 02:03AM
:))))
تو جهانگشا از دست محمد و جلال حرص میخورم و اینجا از دست این. واقعاً چه پادشاهانی. بهبه.

