Agir(آگِر)’s Reviews > شعر و شهود > Status Update

Agir(آگِر)
Agir(آگِر) is on page 45 of 295

ترانه‌ی شبانه‌ی ره‌نورد


بر پشته‌ی همه‌ی کوه‌ها
آرامش جای خوش کرده است.
در همه‌ی سر شاخه‌ها
نفس نسیمی را هم
در نمی یابی.
پرندگان در جنگل خاموش شده اند.
لختی شکیب کن، که تو نیز
زود باشد که آرام گیری.

"یوهان ولفگانگ فون گوته"
Dec 29, 2017 08:44AM
شعر و شهود

flag

Agir(آگِر)’s Previous Updates

Agir(آگِر)
Agir(آگِر) is on page 276 of 295
گونتر کونرت: امید درست آن چیزی است که مردم را کور می کند...مردم چشمشان را بر مصایبی که می آید بر سرشان آوار شود، می پوشانند. اگر ما این امید را نداشتیم باز بیشتر امکان داشت که در واقعیت دست به کاری بزنیم. اما به خاطر اینکه درست این امید موهوم در خیلی از کله ها جا خوش کرده است، هرکسی فکر می کند اوضاع به هرحال یک روال خیر پیدا خواهد کرد. درست این همان باور و امیدی است که راهی به دهی نمی برد، بلکه به بیراهه می کشاند
Jan 06, 2018 04:14AM
شعر و شهود


Agir(آگِر)
Agir(آگِر) is on page 191 of 295
حال آنکه می دانیم:
خود نفرت از پستی نیز
چهره را زشت می کند.
و خشم، حتی بر ناحق،
صدا را ناهنجار.
دریغا! مایی که می‌خواستیم زمینه مهربانی را مهیا کنیم
باید که مهربانی را بر خود دریغ می داشتیم.

پس، ای شمایان! چون آمد آن روز
که انسان یاور انسان است،
هلا، از ما با گذشت یاد کنید

برتولد برشت
Jan 05, 2018 09:20AM
شعر و شهود


Agir(آگِر)
Agir(آگِر) is on page 185 of 295
آوخ، نارون با شاخ و برگ زیبایش
بر سر مردی هم سایه می گسترد
که در پشت ده به کودک تجاوز می کند

باد نیز
محض حض بیگانه ای سفلیسی از ساق شورانگیز،
دامن فقیرانه‌ی دختر را-ادب آمیزانه- بالا می زند

و سیب، از درختی که همه ساله رشدی پر پیمان دارد
چاپلوسانه در آن دستی می نشیند
که به گونه‌ بچه سیلی زده است

و چه تپش بر می دارد سینه‌ی زن‌ها
ـ آن سینه‌ی روزگاری پناه کودکان ـ
حال، وقتی که دسته‌ی موسیقی رزمایش
Jan 04, 2018 08:32PM
شعر و شهود


Agir(آگِر)
Agir(آگِر) is on page 149 of 295
تیمور و زن غیب گو

تیمور: تو را غیب گویی بزرگ می دانند و با این حال
چون کنیزی ناچیز گاوها را آب می دهی؟
فرتوت که هستی. آیا سختی کار کامت را تلخ نمی کند؟
و مرا که پیشت آمده ام
می شناسی؟
زن غیب گو: شبدرهای چمن مرا لگد مکن!
که خوراک خوشگوار دام های منند
تو تیمور لنگی، می خواهی چه بدانی؟
تیمور: که قدرت من چیست؟
زن غیب گو: برفی که آب می شود.

"اسکار لورکه"
Jan 03, 2018 09:04AM
شعر و شهود


Agir(آگِر)
Agir(آگِر) is on page 77 of 295
آیا فریاد درد و شکوِه‌ی ایران
با آن زخم خون‌ریز و جانکاه‌اش
در گوش شما، و دلتان طنین بر نمی دارد؟
فریاد ایران لگدکوب شده و درد انگیز؟
دریابید آنچه را که هنوز می توان دریافت!
آن همه یادمان سپندِ آن پیکره‌ی زیبای شکوفا را،
که نقش‌بند ایران است، تا ایران هست

"ژزف هامر فون پورگشتال"
(ایشان چند سال بعد از سرودن این شعر، دیوان حافظ را به آلمانی ترجمه کردند)
Jan 02, 2018 12:41AM
شعر و شهود


No comments have been added yet.