Yasna | Woman, Life, Liberty’s Reviews > شاهنامه، دفتر چهارم > Status Update
Yasna | Woman, Life, Liberty
is 25% done
به آغاز جنگ بزرگ کیخسرو نزدیک میشیم...
به یزدان چنین گفت کای کردگار
چه مایه شگفت اندرین روزگار
که را برکشیدی تو افگنده نیست
جز از تو جهاندار دارنده نیست
ز خسرو، نگر تا جز از روزگار
که دانست کاید یکی شهریار
نگه کن بدین کار گردنده دهر
هر آن را که از خویشتن کرد بهر
برآرد گل تازه از خار خشک
شود خاک با بخت بیدار مشک
شگفتیتر آنک از پی آز مرد
همیشه دل خویش دارد به درد
میان نیا و نبیره، دو شاه،
ندانم چرا باید این کینهگاه
— Sep 09, 2022 06:00AM
به یزدان چنین گفت کای کردگار
چه مایه شگفت اندرین روزگار
که را برکشیدی تو افگنده نیست
جز از تو جهاندار دارنده نیست
ز خسرو، نگر تا جز از روزگار
که دانست کاید یکی شهریار
نگه کن بدین کار گردنده دهر
هر آن را که از خویشتن کرد بهر
برآرد گل تازه از خار خشک
شود خاک با بخت بیدار مشک
شگفتیتر آنک از پی آز مرد
همیشه دل خویش دارد به درد
میان نیا و نبیره، دو شاه،
ندانم چرا باید این کینهگاه
4 likes · Like flag
Yasna | Woman, Life, Liberty’s Previous Updates
Yasna | Woman, Life, Liberty
is 90% done
گودرز یکی از شخصیتهاییه که ارتباط عمیقی باهاش گرفتم و خودش و خاندانش عجیب به دلم نشستن. به تبعش میون صحنههای تراژیک و غمانگیز شاهنامه، سوگواریهای گودرز برای پسران ازدسترفتهاش برام یه طور دیگهای ناراحتکننده است... :(
همی کند گودرز گشواد موی
همی ریخت آب و همی خست روی
همی گفت: هرگز کس این بد ندید
که از تخم کاووس بر من رسید
نبیره پسر داشتم لشکری
جهانجوی و بر هر سری سروری
— Sep 27, 2022 11:41AM
همی کند گودرز گشواد موی
همی ریخت آب و همی خست روی
همی گفت: هرگز کس این بد ندید
که از تخم کاووس بر من رسید
نبیره پسر داشتم لشکری
جهانجوی و بر هر سری سروری
Yasna | Woman, Life, Liberty
is 90% done
بر آن چشمه یکسر فرود آمدند
ز خسرو بسی داستانها زدند
که چونین شگفتی نبیند کسی
وگر در زمانه بماند بسی
کزین رفتن شاه ما دیدهایم
ز گردنکشان نیز نشنیدهایم
دریغ آن بلند اختر و رای او
بزرگی و دیدار و بالای او
خردمند ازین کار خندان شود
که زنده کسی پیش یزدان شود
که داند به گیتی که او را چه بود
چه گوییم و گوش این نیارد شنود
بدان نامداران چنین گفت گیو
که هرگز چنو نشنود گوش نیو
— Sep 27, 2022 11:33AM
ز خسرو بسی داستانها زدند
که چونین شگفتی نبیند کسی
وگر در زمانه بماند بسی
کزین رفتن شاه ما دیدهایم
ز گردنکشان نیز نشنیدهایم
دریغ آن بلند اختر و رای او
بزرگی و دیدار و بالای او
خردمند ازین کار خندان شود
که زنده کسی پیش یزدان شود
که داند به گیتی که او را چه بود
چه گوییم و گوش این نیارد شنود
بدان نامداران چنین گفت گیو
که هرگز چنو نشنود گوش نیو
Yasna | Woman, Life, Liberty
is 80% done
سپهبد که با فرّ یزدان بود
همه خشم او بند و زندان بود
چو خونریز گردد، بماند نژند
مکافات یابد ز چرخ بلند
چنین گفت موبد به بهرامِ تیز
که خونِ سرِ بیگناهان مریز!
چو خواهی که تاج تو ماند به جای
مبادی جز آهسته و پاکرای!
نگه کن که خود تاج با سر چه گفت
که با مغزت ای سر خِرَد باد جفت!
— Sep 26, 2022 06:44AM
همه خشم او بند و زندان بود
چو خونریز گردد، بماند نژند
مکافات یابد ز چرخ بلند
چنین گفت موبد به بهرامِ تیز
که خونِ سرِ بیگناهان مریز!
چو خواهی که تاج تو ماند به جای
مبادی جز آهسته و پاکرای!
نگه کن که خود تاج با سر چه گفت
که با مغزت ای سر خِرَد باد جفت!
Yasna | Woman, Life, Liberty
is 70% done
چو دشمن همی جان ستاند نه چیز،
بکوشیم یکدست ناچار نیز
اگر سربهسر تن به کشتن دهیم،
وگر ارجِ تاجِ کیی برنهیم
— Sep 25, 2022 04:38AM
بکوشیم یکدست ناچار نیز
اگر سربهسر تن به کشتن دهیم،
وگر ارجِ تاجِ کیی برنهیم
Yasna | Woman, Life, Liberty
is 65% done
پیاده به باره برآمد چو گرد
درفشِ سیه را نگوسار کرد
نشانِ سپهدارِ ایران بنفش
بر آن باره زد شیرپیکر درفش
به پیروزیِ شاهِ ایرانسپاه
برآمد خروشیدن از رزمگاه
— Sep 24, 2022 06:02AM
درفشِ سیه را نگوسار کرد
نشانِ سپهدارِ ایران بنفش
بر آن باره زد شیرپیکر درفش
به پیروزیِ شاهِ ایرانسپاه
برآمد خروشیدن از رزمگاه
Yasna | Woman, Life, Liberty
is 55% done
گاهی وقتا درک کردنشون خیلی سخته 💀
برو کرد جوشن همه چاکچاک
همی ریخت بر تارگ از گرد خاک
به رهام گفت این بد ناهمال
دلیر و سبکسر، مرا بود خال (خال = دایی)
پس از کشتنش مهربانی کنید
یکی دخمهی خسروانی کنید
سرش را به دبق و به مشک و گلاب
بشویید و تن را به کافورِ ناب...
— Sep 20, 2022 01:43AM
برو کرد جوشن همه چاکچاک
همی ریخت بر تارگ از گرد خاک
به رهام گفت این بد ناهمال
دلیر و سبکسر، مرا بود خال (خال = دایی)
پس از کشتنش مهربانی کنید
یکی دخمهی خسروانی کنید
سرش را به دبق و به مشک و گلاب
بشویید و تن را به کافورِ ناب...
Yasna | Woman, Life, Liberty
is 45% done
چو پیگارِ کیخسرو آمد پدید
ز من جادویها بباید شنید
👀😍
— Sep 19, 2022 04:14AM
ز من جادویها بباید شنید
👀😍
Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)
date
newest »
newest »
message 1:
by
Yasna | Woman, Life, Liberty
(new)
-
rated it 5 stars
Sep 09, 2022 06:01AM
شخصیت پیران واقعاً چندبعدی و عجیبه... نمیدونم دربارهاش چه نظری داشته باشم!
reply
|
flag
الان وضعیت اینطوریه که حالوهوای داستان تو اوج حماسی بودنشه و بالأخره داریم به رویدادی نزدیک میشیم که رسماً دو دفتر گذشته زمینهچینی برای اتفاق افتادنش بوده... و بعد از صدها سال کشمکش با این جنگ بزرگ هم تنش بین ایران و توران به پایانش میرسه و هم داستان کینخواهی سیاوش. داستان سیاوش واقعاً داستان غریبیه. از اون شخصیتهاییه که انگار خیلی فراتر از یک شخصن و با اینکه حضور کوتاهی دارن، تا مدتها وجودشون روی داستان سایهی سنگینی میندازه... سیاوش واقعاً یک شخصیت و یک انسان نبود بلکه نمادی از یک آرمان بود... آرمان صلح و همزیستی. زندگی خودش هم سرتاسر نشوندهندهی همین آرمان بود. با کشتن سیاوش افراسیاب و تورانیان نه یک شاهزادهی ایرانی بلکه آرمان صلح رو کشتن... و برای همینم هست که با تمام تلاشهای پیران (فارغ از صادقانه بودن یا نبودنشون) راه به هیچجایی نمیبره و نخواهد برد. با مرگ سیاوش امید صلح بین این دو کشور هم از دست رفت...
و البته چیزی که خیلی مطمئن نیستم دربارهاش اینه که داستان با این نمادسازی قراره چه مفهومی رو برسونه؟...همونطور که گفتم حالوهوا وحشتناک حماسیه و قراره کلی نبرد تنبهتن خفن از پهلوانهای بزرگ داشته باشیم که قطعاً هر کدوم دیدنی خواهد بود.
علاوهبر اون کیخسرو خودش داره میآد و قراره فرماندهی جنگ رو به عهده داشته باشه (که اتفاقی غیرمتعارف و البته هیجانانگیزه!)
میدونیم که علیرغم تمام این خطونشون کشیدنها و مذاکرههای پیاپی و بازیهای روانی بین دو طرف، ایرانیها قراره پیروز این میدون باشن.
بیصبرانه منتظر رسیدن کیخسرو و تهمتن هم که هستیم و خلاصه که 🔥🔥🔥
BUT
I have mixed feelings about this whole situation...
الانی که باید بعد از چهار جلد تکیه بدیم و از پیروزیهای پیاپی و نبردهای حماسی لذت ببریم، دارم به این فکر میکنم که تمام اینها به خاطر چی؟... 🥲
یکی از جذابترین و تأملبرانگیزترین بخشهای این قسمت از داستان مذاکرهی بین گودرز و پیران و نامههایی بود که بینشون رد و بدل شد.و خب با اینکه گودرز جواب قاطع و دندونشکنی به پیران داد که الحق درست هم بود و همونطور که خودش گفت:
کسی را که از بن نباشد خرد
گمان بر تو بر مهربانی برد
و
"به سوگند تو شد سیاوش به باد
به گفتار کس بر تو ایمن مباد"
اما از طرفی به این فکر میکنم که پیران اگر حتی ذرهای صادق بود، دنبال صلح بود و حرفهاش دربارهی اینکه چرا باید اینهمه سرباز بیگناه بهخاطر یک کینهخواهی بین دو طرف کشته بشن خب خیلی حق بود!
"که گفتی ز بهر تنی گشته خاک
نشاید ستد زنده را جان پاک"
از اونطرف حرفهای گودرز هم حقه (و خب من عاشق گودرزم رسماً) و شرارت و بلاهت افراسیاب تَه نداره اما فکر من پیش این هزار هزار سربازیه که قراره کشته بشه... 🤦♀️😂💔
از اوووونطرف (😂) این داستان جنگ بزرگ کیخسرو تقریباً میشه گفت آخرین داستان از فاز (تماماً) حماسیِ شاهنامه است و در پایان این داستان تعداد زیادی از پهلوانهایی که این چند جلد باهاشون زندگی کردیم و عاشقشون شدیم ترکمون میکنن و کمکم وارد فاز تاریخی میشیم و من "میدونم" که قراره به حد مرگ دلتنگ فاز حماسی داستان بشم. و دلم میخواد از این آخرین و حماسیترین داستان این قسمت لذت ببرم. اما The whole fucked up situation that I explained above is keeping me from doing so 😂😂😂

