Sara’s Reviews > خیابان گاندی، ساعت پنج عصر: چهار جستار دربارهی پروندهی جنایت سمیه و شاهرخ که دهه هفتاد را در بهت فرو برد > Status Update
Sara
is on page 97 of 192
از متن کتاب:
وقتی سمیه حرف میزد یاد یکی از فیلم ها افتاده بودم. مخصوصا آنجایی که گفت قبل کُشتن اول موسیقی گذاشتیم و بعد حسابی رقصیدیم. خدای من. این دختر پانزدهساله خیلی زیادی بود برای آن دادگاه. احساس میکردم بیشتر از عمر پانزدهسالهاش تجربه دارد و درد کشیده. آوانگارد و نترس بود. ناخودآگاه یاد فیلم بانی و کلاید افتاده بودم. آنجایی که بانی و کلاید موسیقی میگذاشتند و میرقصیدند و میکشتند.
— Oct 11, 2023 01:22PM
وقتی سمیه حرف میزد یاد یکی از فیلم ها افتاده بودم. مخصوصا آنجایی که گفت قبل کُشتن اول موسیقی گذاشتیم و بعد حسابی رقصیدیم. خدای من. این دختر پانزدهساله خیلی زیادی بود برای آن دادگاه. احساس میکردم بیشتر از عمر پانزدهسالهاش تجربه دارد و درد کشیده. آوانگارد و نترس بود. ناخودآگاه یاد فیلم بانی و کلاید افتاده بودم. آنجایی که بانی و کلاید موسیقی میگذاشتند و میرقصیدند و میکشتند.
Like flag

