از متن کتاب:
وقتی سمیه حرف میزد یاد یکی از فیلم ها افتاده بودم. مخصوصا آنجایی که گفت قبل کُشتن اول موسیقی گذاشتیم و بعد حسابی رقصیدیم. خدای من. این دختر پانزدهساله خیلی زیادی بود برای آن دادگاه. احساس میکردم بیشتر از عمر پانزدهسالهاش تجربه دارد و درد کشیده. آوانگارد و نترس بود. ناخودآگاه یاد فیلم بانی و کلاید افتاده بودم. آنجایی که بانی و کلاید موسیقی میگذاشتند و میرقصیدند و میکشتند.
— Oct 11, 2023 01:22PM
Add a comment