Afsaneh Afshar > Afsaneh's Quotes

Showing 1-30 of 46
« previous 1
sort by

  • #1
    Oscar Wilde
    “Be yourself; everyone else is already taken.”
    Oscar Wilde

  • #2
    Mae West
    “You only live once, but if you do it right, once is enough.”
    Mae West

  • #3
    Mahatma Gandhi
    “Be the change that you wish to see in the world.”
    Mahatma Gandhi

  • #4
    Candace Bushnell
    “Man may have discovered fire, but women discovered how to play with it.”
    Candace Bushnell, Sex and the City

  • #5
    Maurice Maeterlinck
    “If the bee disappeared off the face of the earth, man would only have four years left to live.”
    Maurice Maeterlinck, The Life of the Bee

  • #6
    Albert Camus
    “You will never be happy if you continue to search for what happiness consists of. You will never live if you are looking for the meaning of life.”
    Albert Camus

  • #7
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “نه شرقییم، نه غربییم نه بییم، نه بحرییم
    نه از کان طبیعیم، نه از افلاک گردانم

    نه از خاکم، نه از آبم، نه از بادم، نه از آتش
    نه از عرشم، نه از فرشم، نه از کونم، نه از کانم

    نه از هندم، نه از چینم، نه از بلغار و صقسینم
    نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم

    نه از دنیی، نه ازعقبی، نه از جنت، نه از دوزخ
    نه از آدم، نه از حوا، نه از فردوس رضوانم

    مکانم لا مکان باشد، نشانم بی نشان باشد
    نه تن باشد، نه جان باشد، که من از جان جانانم”
    Rumi, دیوان كلیات شمس تبریزی

  • #8
    I'm selfish, impatient and a little insecure. I make mistakes, I am out of control
    “I'm selfish, impatient and a little insecure. I make mistakes, I am out of control and at times hard to handle. But if you can't handle me at my worst, then you sure as hell don't deserve me at my best.”
    Marilyn Monroe

  • #9
    William Shakespeare
    “Love all, trust a few,
    Do wrong to none: be able for thine enemy
    Rather in power than use; and keep thy friend
    Under thy own life's key: be check'd for silence,
    But never tax'd for speech.”
    William Shakespeare, All's Well That Ends Well

  • #10
    Dr. Seuss
    “You know you're in love when you can't fall asleep because reality is finally better than your dreams.”
    Dr. Seuss

  • #11
    Elbert Hubbard
    “A friend is someone who knows all about you and still loves you.”
    Elbert Hubbard

  • #12
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
    آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست”
    Rumi, دیوان كلیات شمس تبریزی

  • #13
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
    که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم

    چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد
    چرا با آینه ما روگرانیم

    کریمان جان فدای دوست کردند
    سگی بگذار ما هم مردمانیم

    فسون قل اعوذ و قل هو الله
    چرا در عشق همدیگر نخوانیم

    غرض‌ها تیره دارد دوستی را
    غرض‌ها را چرا از دل نرانیم

    گهی خوشدل شوی از من که میرم
    چرا مرده پرست و خصم جانیم

    چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد
    همه عمر از غمت در امتحانیم

    کنون پندار مردم آشتی کن
    که در تسلیم ما چون مردگانیم

    چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
    رخم را بوسه ده کاکنون همانیم

    خمش کن مرده وار ای دل ازیرا
    به هستی متهم ما زین زبانیم”
    Rumi, دیوان كلیات شمس تبریزی

  • #14
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “کی شود این روان من ساکن
    این چنین ساکن روان که منم”
    مولوی, دیوان كلیات شمس تبریزی

  • #15
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم
    در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم
    شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم
    چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم
    آن جا روم آن جا روم بالا بدم بالا روم
    بازم رهان بازم رهان کاین جا به زنهار آمدم
    من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم
    دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم
    من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکم مختصر
    آخر صدف من نیستم من در شهوار آمدم
    ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببین
    آن جا بیا ما را ببین کان جا سبکبار آمدم
    از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم
    من گوهر کانی بدم کاین جا به دیدار آمدم
    یارم به بازار آمده‌ست چالاک و هشیار آمده‌ست
    ور نه به بازارم چه کار وی را طلبکار آمدم
    ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی
    کاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم”
    Rumi, دیوان كلیات شمس تبریزی

  • #16
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو
    شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن”
    Rumi, دیوان كلیات شمس تبریزی

  • #17
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “بشنو از نی چون حکایت می کند
    از جدایی ها شکایت می کند

    کز نیستان تا مرا ببریده اند
    از نفیرم مرد و زن نالیده اند

    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
    تا بگویم شرح درد اشتیاق

    هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
    بازجوید روزگار وصل خویش

    من به هر جمعیتی نالان شدم
    جفت بدحالان و خوشحالان شدم

    هر کسی از ظن خود شد یار من
    از دورن من نجست اسرار من


    سر من از ناله ی من دور نیست
    لیک چشم و گوش را آن نور نیست

    تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
    لیک کس را دید جان دستور نیست

    آتش است این بانگ نای و نیست باد
    هر که این آتش ندارد نیست باد

    آتش عشقست کاندر نی فتاد
    جوشش عشق است کاندر می فتاد

    نی حریف هر که از یاری برید
    پرده هایش پرده های ما درید

    همچو نی زهری و تریاقی که دید؟
    همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

    نی حدیث راه پرخون می کند
    قصه های عشق مجنون می کند

    محرم این هوش جز بیهوش نیست
    مر زبان را مشتری جز گوش نیست

    در غم ما روزها بیگاه شد
    روزها با سوزها همراه شد

    روزها گر رفت گو: رو باک نیست
    تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

    هرکه جز ماهی ز آبش سیر شد
    هرکه بی روزیست روزش دیر شد


    درنیابد حال پخته هیچ خام
    پس سخن کوتاه باید والسلام


    بند بگسل باش آزاد ای پسر
    چند باشی بند سیم و بند زر

    گر بریزی بحر را در کوزه‌ای
    چند گنجد قسمت یک روزه‌ای

    کوزه چشم حریصان پر نشد
    تا صدف قانع نشد پر د’ر نشد


    هر که را جامه ز عشقی چاک شد
    او ز حرص و عیب کلی پاک شد


    شاد باش ای عشق خوش سودای ما
    ای طبیب جمله علتهای ما


    ای دوای نخوت و ناموس ما
    ای تو افلاطون و جالینوس ما


    جسم خاک از عشق بر افلاک شد
    کوه در رقص آمد و چالاک شد


    عشق جان طور آمد عاشقا
    طور مست و خر موسی صاعقا


    با لب دمساز خود گر جفتمی
    همچو نی من گفتنیها گفتمی


    هر که او از هم زبانی شد جدا
    بی زبان شد گرچه دارد صد نوا


    چونکه گل رفت و گلستان درگذشت
    نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت


    جمله معشوقست و عاشق پرده ای
    زنده معشوقست و عاشق مرده ای


    چون نباشد عشق را پروای او
    او چو مرغی ماند بی پروای او


    من چگونه هوش دارم پیش و پس
    چون نباشد نور یارم پیش و پس


    عشق خواهد کین سخن بیرون بود
    آینه غماز نبود چون بود


    آینت دانی چرا غماز نیست
    زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست”
    مولوی

  • #18
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “...ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
    ...معشوق همین جاست بیایید بیایید
    ...معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
    ...در بادیه سرگشته شما در چه هوایید”
    مولوی

  • #19
    محمد بن إدريس الشافعي
    “كلما أدبنى الدهر أرانى نقص عقلى و اذا ما ازددت علما زادنى علماً بجهلى”
    الشافعى

  • #20
    Isaac Asimov
    “In life, unlike chess, the game continues after checkmate.”
    Isaac Asimov

  • #21
    Simin Daneshvar
    “ترجمه ها همچون زنانند. آنها که وفادارند کمتر زیبایند و آنها که زیبایند کمتر وفادار”
    سیمین دانشور

  • #22
    Maya Angelou
    “I've learned that people will forget what you said, people will forget what you did, but people will never forget how you made them feel.”
    Maya Angelou

  • #23
    Eleanor Roosevelt
    “A woman is like a tea bag; you never know how strong it is until it's in hot water.”
    Eleanor Roosevelt

  • #24
    Friedrich Nietzsche
    “It is not a lack of love, but a lack of friendship that makes unhappy marriages.”
    Friedrich Nietzsche

  • #25
    Nicholas Sparks
    “Love is like the wind, you can't see it but you can feel it.”
    Nicholas Sparks, A Walk to Remember

  • #26
    Marilyn Monroe
    “If you can make a woman laugh, you can make her do anything.”
    Marilyn Monroe

  • #27
    J.R.R. Tolkien
    “Not all those who wander are lost.”
    J.R.R. Tolkien, The Fellowship of the Ring

  • #28
    Mark Twain
    “Never tell the truth to people who are not worthy of it.”
    Mark Twain

  • #29
    Marilyn Monroe
    “If you're gonna be two-faced at least make one of them pretty.”
    Marilyn Monroe

  • #30
    Haruki Murakami
    “Memories warm you up from the inside. But they also tear you apart.”
    Haruki Murakami, Kafka on the Shore



Rss
« previous 1