Helen

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Helen.

https://virgool.io/@pioneer13662000
https://www.goodreads.com/pioneer13662000

دو دنیا
Helen is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
Are We Smart Enou...
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
احمد شاملو
“به تو گفتم: «گنجشک ِ کوچک ِ من باش
تا در بهار ِ تو من درختي پُرشکوفه شوم.»
و برف آب شد شکوفه رقصيد آفتاب درآمد
من به خوبي‌ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبي‌ها نگاه کردم
چرا که تو خوبي و اين همه اقرارهاست، بزرگ‌ترين ِ اقرارهاست
من به اقرارهاي‌ام نگاه کردم
سال ِ بد رفت و من زنده شدم
تو لب‌خند زدي و من برخاستم

دل‌ام مي‌خواهد خوب باشم
دل‌ام مي‌خواهد تو باشم و براي ِ همين راست مي‌گويم


نگاه کن:
با من بمان!”
احمد شاملو, هوای تازه

احمد شاملو
“اما من هيچ كدام اينها را نخواهم گفت
لام تا كام حرفي نخواهم زد
مي گذارم هنوز چون نسيمي سبك از سر بازماندة عمرم بگذرم و بر همه
چيز بايستم و در همه چيز تأمل كنم، رسوخ كنم. همه چيز را دنبال خود بكشم و زير پردة زيتوني رنگ پنهان كنم: همه حوادث و
ماجراها را، عشق ها را و رنج ها را مثل رازي مثل سري پشت اين
پرده ضخيم به چاهي بي انتها بريزم، نابود شان كنم و از آن همه لام تا
كام با كسي حرف نزنم
بگذار كسي نداند كه چه گونه من به جاي نوازش شدن، بوسيده شدن،
گزيده شده ام!

بگذار هيچ كس نداند، هيچ كس! و از ميان همة خدايان، خدائي جز
فراموشي بر اين همه رنج آگاه نگردد.”
احمد شاملو, هوای تازه

حبیبه جعفریان
“من دختری را می‌شناسم که دلش می‌خواست با یک فلفل دلمه‌ای ازدواج کند، با یکی از آن سبزهای خیلی درخشانش که وقتی انگشتت را به پوستش می کشی از فرط تردی و تمیزی قرچ می کند. این دختر کتاب خیلی داشت، هنوز هم خیلی دارد. یک بار به‌اش گفتم:«همه پولهایت را در همه دوره های زندگیت داده ای بالای کتاب، آره؟» و او با سر تایید کرد و گفت شاید روزی با یک فلفل دلمه ای ازدواج کند. وقتی این جمله را می‌گفت نخندید و هیچ چیز در ظاهر یا نگاهش تغییر نکرد. حتی به نظر نمی‌آمد احساسش این باشد که دارد جمله عجیب یا بی‌ربطی می‌گوید و من در یک لحظه کشف کردم که همه اینها به خاطر کتابهاست؛ این که دوست من آدم تنهایی است به خاطر کتابهاست؛ این که آدم خوشحالی نیست به خاطر کتابهاست و این که آدم عجیبی است که فکر می‌کند می‌تواند با یک فلفل دلمه‌ای ازدواج کند هم به خاطر کتابهاست. به نظرم کتاب‌ها سازنده و نابود کننده‌اند، خطرناک و ضروری‌اند، دشمن و دوستند. به نظرم کتابها از آن چیزهایی هستند که زندگی آدم ها به قبل و بعد از آنها تقسیم می‌شود؛ مثل ازدواجند، خطرناک و ضروری. نمی‌شود کسی را به آن توصیه کرد و نمی‌شود کسی را از آن نهی کرد. زندگی با وجود آن‌ها سخت و بدون آنها ساده، اما بی بو و خاصیت است...”
حبیبه جعفریان

شمس لنگرودی
“برای آنچه که دوستش داری
از جان باید بگذری
بعد
می‌ماند زندگی
و آنچه که دوستش داشتی”
شمس لنگرودی, لب‌خوانی‌های قزل‌آلای من

گروس عبدالملکیان
“مسافران سوار شدند
و ناخدا بادبان ها را کشید

دریا اما
صبح، زودتر بیدار شده بود
و پیش از آن ها
رفته بود”
گروس عبدالملکیان, پذیرفتن

177728 كافه شعر — 441 members — last activity Jun 24, 2026 06:16PM
براي شعر و ادبيات؛ مكثي به اندازه نوشيدن يك فنجان قهوه
2374 بهترین کتابی که خواندم — 4858 members — last activity Jul 09, 2026 01:36AM
این گروه برای معرفی بهترین کتاب های خوانده شده توسط دوستان عزیزه تا به این ترتیب در لذتی که از مطالعه این کتابها بردیم با هم شریک بشیم
year in books
فؤاد
2,814 books | 3,719 friends

Nikta Y...
452 books | 174 friends

Raheela...
2,230 books | 103 friends

Sara Ka...
1,174 books | 1,858 friends

Ardavan...
1,919 books | 980 friends

امیرمحم...
2,433 books | 281 friends

Mohamad...
281 books | 1,026 friends

فرشاد
168 books | 2,856 friends

More friends…



Polls voted on by Helen

Lists liked by Helen