“Her şeyin bir sonu olmaz mı? Gece sona erer, gündüz sona erer, ay öyle, yıl öyle…
...
Her an ölümle yüz yüze kalabilirim. Ama yaşayabildiğim sürece ölümü karşılamaya gitmem gerekmez. Bir gün ister istemez ölümle karşılaşacağım; bu önemli değil. Önemli olan benim yaşamamın veya ölümümün başkalarının yaşamını nasıl etkileyeceği...”
― Küçük Kara Balık
...
Her an ölümle yüz yüze kalabilirim. Ama yaşayabildiğim sürece ölümü karşılamaya gitmem gerekmez. Bir gün ister istemez ölümle karşılaşacağım; bu önemli değil. Önemli olan benim yaşamamın veya ölümümün başkalarının yaşamını nasıl etkileyeceği...”
― Küçük Kara Balık
“ناصر گفت: الاغ ! تو باید بفهمی که اعدام اصلاً کار خلافی است . تو چه کار به محاکمه و گناه داری؟
- یعنی تو معتقدی که حالا اگر دری به تخته خورد و قدرت به دست اپوزیسیون افتاد نباید این آخوندهای ناکس را به تیر چراغ برق آویزان کرد؟
- اولاً کدام اپوزیسیون ؟ ثانیاً تیر چراغ برق را برای روشنایی شهر ساخته اند، نه برای آویزان کردن گناهکاران . ثالثاً چرا اعدام ؟ پس تو چه فرقی با لاجوردی جلاد داری ؟ گندش را درآورده اید، همه تان سروته یک کرباسید و ویلچرش را برد کنار پنجر ه و دیگر به بحث ادامه نداد. خیابان را تماشا می کرد.”
― فریدون سه پسر داشت
- یعنی تو معتقدی که حالا اگر دری به تخته خورد و قدرت به دست اپوزیسیون افتاد نباید این آخوندهای ناکس را به تیر چراغ برق آویزان کرد؟
- اولاً کدام اپوزیسیون ؟ ثانیاً تیر چراغ برق را برای روشنایی شهر ساخته اند، نه برای آویزان کردن گناهکاران . ثالثاً چرا اعدام ؟ پس تو چه فرقی با لاجوردی جلاد داری ؟ گندش را درآورده اید، همه تان سروته یک کرباسید و ویلچرش را برد کنار پنجر ه و دیگر به بحث ادامه نداد. خیابان را تماشا می کرد.”
― فریدون سه پسر داشت
“عزيز دلم، مي داني سيم آخر چيست؟ همه خيال مي كنند كه سيم آخر
ساز است. حتا يک نوازنده بي سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت:
اين هم سيم آخر! اما سيم آخر يعني وقتي مي رفتند قمار، سكه زرشان را كه
مي باختند، جيبشان را ميگ شتند، آخرين سكه سيم را هم به قمار مي زدند.
مي زدند به سيم آخر، به اميد بردن همه هستي، يا به باد دادن آخرين سكه
نيستي.”
― تماماً مخصوص
ساز است. حتا يک نوازنده بي سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت:
اين هم سيم آخر! اما سيم آخر يعني وقتي مي رفتند قمار، سكه زرشان را كه
مي باختند، جيبشان را ميگ شتند، آخرين سكه سيم را هم به قمار مي زدند.
مي زدند به سيم آخر، به اميد بردن همه هستي، يا به باد دادن آخرين سكه
نيستي.”
― تماماً مخصوص
“تقصير من نيست ، شيب تخت به سمت توست.”
―
―
Mahshid’s 2025 Year in Books
Take a look at Mahshid’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Mahshid hasn't connected with her friends on Goodreads, yet.
Polls voted on by Mahshid
Lists liked by Mahshid


























