Mahshid

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Mahshid.


The Overcoat
Mahshid is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
وودی آلن از زبان ...
Rate this book
Clear rating

 
شعرها ١٣٢٣ - ١٣٧٨...
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
Samad Behrangi
“Her şeyin bir sonu olmaz mı? Gece sona erer, gündüz sona erer, ay öyle, yıl öyle…
...
Her an ölümle yüz yüze kalabilirim. Ama yaşayabildiğim sürece ölümü karşılamaya gitmem gerekmez. Bir gün ister istemez ölümle karşılaşacağım; bu önemli değil. Önemli olan benim yaşamamın veya ölümümün başkalarının yaşamını nasıl etkileyeceği...”
Samed Behrengi, Küçük Kara Balık

عباس معروفی
“ناصر گفت: الاغ ! تو باید بفهمی که اعدام اصلاً کار خلافی است . تو چه کار به محاکمه و گناه داری؟
- یعنی تو معتقدی که حالا اگر دری به تخته خورد و قدرت به دست اپوزیسیون افتاد نباید این آخوندهای ناکس را به تیر چراغ برق آویزان کرد؟
- اولاً کدام اپوزیسیون ؟ ثانیاً تیر چراغ برق را برای روشنایی شهر ساخته اند، نه برای آویزان کردن گناهکاران . ثالثاً چرا اعدام ؟ پس تو چه فرقی با لاجوردی جلاد داری ؟ گندش را درآورده اید، همه تان سروته یک کرباسید و ویلچرش را برد کنار پنجر ه و دیگر به بحث ادامه نداد. خیابان را تماشا می کرد.”
عباس معروفی, فریدون سه پسر داشت

عباس معروفی
“عزيز دلم، مي داني سيم آخر چيست؟ همه خيال مي كنند كه سيم آخر
ساز است. حتا يک نوازنده بي سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت:
اين هم سيم آخر! اما سيم آخر يعني وقتي مي رفتند قمار، سكه زرشان را كه
مي باختند، جيبشان را ميگ شتند، آخرين سكه سيم را هم به قمار مي زدند.
مي زدند به سيم آخر، به اميد بردن همه هستي، يا به باد دادن آخرين سكه
نيستي.”
عباس معروفی, تماماً مخصوص

“تقصير من نيست ، شيب تخت به سمت توست.”
پیمان هوشمندزاده / Peyman Hooshmandzadeh

قیصر امین‌پور
“شهیدی که برخاک می‌خفت

سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت

به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ

که بر جنگ”
قیصر امین پور

year in books

Mahshid hasn't connected with her friends on Goodreads, yet.




Polls voted on by Mahshid

Lists liked by Mahshid