Atoosa

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Atoosa.


War
Atoosa is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
سووشون
Atoosa is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
On Revolution
Atoosa is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 103 of 336)
May 03, 2026 07:32PM

 
See all 4 books that Atoosa is reading…
Loading...
احمد شاملو
“انسان زاده شدن تجسّدوظيفه بود:
توان دوست‌داشتن ودوست‌داشته‌شدن
توان شنفتن
توان ديدن و گفتن
توان اندُه‌گين و شادمان‌شدن
توان خنديدن به وسعت دل، توان گريستن از سُويدای جان
توان گردن به غرور برافراشتن درارتفاع شُکوه‌ناک فروتني
توان جليل به دوش بردن بارامانت
و توان غم‌ناک تحمل تنهايي
تنهايي
تنهايي
تنهايي عريان
انسان
دشواری وظيفه است

فرصت کوتاه بود و سفر جان‌کاه بود
اما يگانه بود و هيچ کم نداشت”
احمد شاملو

Sohrab Sepehri
“… مدرسه خواب‌های مرا قیچی کرده بود؛
نماز مرا شکسته بود
مدرسه عروسک مرا رنجانده بود

روز ورود، یادم نخواهد رفت:
مرا از میان بازی‌هایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند. خودم را تنها دیدم و غریب …

از آن پس و هربار دلهره بود که بجای من راهی مدرسه می‌شد…
… در دبستان ما را برای نماز به مسجد می‌بردند.
روزی در مسجد بسته بود.
بقال سر گذر گفت: "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک‌تر باشید."

مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سال‌ها مذهبی ماندم
...بی آن که خدایی داشته باشم”
سهراب سپهری

احمد شاملو
“همه
لرزش دست و دلم
از آن بود که
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریز گاهی گردد.

ای عشق ای عشق
چهره آبیت پیدا نیست
***
و خنکای مرحمی
بر شعله زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون

ای عشق ای عشق
چهره سرخت پیدا نیست.
***
غبار تیره تسکینی
بر حضور ِ وهن
و دنج ِ رهائی
بر گریز حضور.
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه برگچه
بر ارغوان
ای عشق ای عشق
رنگ آشنایت
پیدا نیست”
احمد شاملو / Ahmad Shamlou

سعاد الصباح
“من هم مي‌توانستم
مثل تمام زنان
آينه‌بازي کنم
مي‌توانستم قهوه‌ام را در گرماي تخت‌خوابم
جرعه‌جرعه بنوشم
و وراجي‌هايم را از پشت تلفن پي بگيرم
بي آنکه از روزها و ساعت‌ها
خبري داشته باشم
مي توانستم آرايش کنم
سرمه بکشم
دل‌ربايي کنم
و زير آفتاب برنزه شوم
و روي امواج مثل پري دريايي برقصم
مي‌توانستم خود را به شکل فيروزه و ياقوت درآورم
و مثل ملکه‌ها بخرامم
مي‌توانستم
کاري نکنم
چيزي نخوانم و ننويسم
و تنها با نورها و لباس‌ها و سفرها سرگرم باشم
مي‌توانستم
شورش نکنم
خشمگين نشوم
با فاجعه ها مخالفت نکنم
و در برابر رنج‌ها فرياد نزنم
مي‌توانستن اشک را ببلعم
سرکوب شدن را ببلعم
و مثل همه‌ي زنداني‌ها با زندان کنار بيايم
من مي‌توانستم
سوالات تاريخ را نشنيده بگيرم
و از عذاب وجدان فرار کنم
من مي‌توانستم
آه همه‌ي غمگينان را
فرياد همه‌ي سرکوب‌شدگان را
و انقلاب هزاران مرده را نديده بگيرم
اما من به همه‌ي اين قوانين زنانه خيانت کردم
و راه کلمات را برگزيدم”
سعاد الصباح

احمد شاملو
“همه

لرزش دست و دلم

از آن بود

که عشق پناهی گردد

پروازی نه

گریزگاهی گردد

آی عشق آی عشق

چهره ی آبیت پیدا نیست

و خنکای مرهمی بر شعله ی زخمی

نه شور شعله بر سرمای درون

آی عشق آی عشق

چهره ی سرخت پیدا نیست

غبار تیره تسکینی برحضور وهن

و رنج رهایی برگریز حضور

سیاهی بر آرامش آبی

وسبزه برگچه بر ارغوان

آی عشق آی عشق

رنگ آشنایت پیدا نیست

شاملو

year in books
Nogol
1,048 books | 430 friends

Saaye T...
626 books | 219 friends

Mehrdad...
361 books | 77 friends

فؤاد
2,809 books | 3,694 friends

Ardavan...
1,908 books | 975 friends

Elahe
1,986 books | 203 friends

Amirsaman
1,600 books | 960 friends

فرشاد
168 books | 2,853 friends

More friends…



Polls voted on by Atoosa

Lists liked by Atoosa