Atoosa

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Atoosa.


War
Atoosa is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
سووشون
Atoosa is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
On Revolution
Atoosa is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 103 of 336)
May 03, 2026 07:32PM

 
See all 4 books that Atoosa is reading…
Loading...
Sohrab Sepehri
“من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد...”
سهراب سپهری
tags: grief

احمد شاملو
“همه
لرزش دست و دلم
از آن بود که
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریز گاهی گردد.

ای عشق ای عشق
چهره آبیت پیدا نیست
***
و خنکای مرحمی
بر شعله زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون

ای عشق ای عشق
چهره سرخت پیدا نیست.
***
غبار تیره تسکینی
بر حضور ِ وهن
و دنج ِ رهائی
بر گریز حضور.
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه برگچه
بر ارغوان
ای عشق ای عشق
رنگ آشنایت
پیدا نیست”
احمد شاملو / Ahmad Shamlou

احمد شاملو
“همه

لرزش دست و دلم

از آن بود

که عشق پناهی گردد

پروازی نه

گریزگاهی گردد

آی عشق آی عشق

چهره ی آبیت پیدا نیست

و خنکای مرهمی بر شعله ی زخمی

نه شور شعله بر سرمای درون

آی عشق آی عشق

چهره ی سرخت پیدا نیست

غبار تیره تسکینی برحضور وهن

و رنج رهایی برگریز حضور

سیاهی بر آرامش آبی

وسبزه برگچه بر ارغوان

آی عشق آی عشق

رنگ آشنایت پیدا نیست

شاملو

قوبادی جه‌لی زاده
“رفته بودم گل سرخی برایت بیارم
تا آمدم؛
خود باغی شده بودی”
قوبادی جه‌لی زاده

سعاد الصباح
“من هم مي‌توانستم
مثل تمام زنان
آينه‌بازي کنم
مي‌توانستم قهوه‌ام را در گرماي تخت‌خوابم
جرعه‌جرعه بنوشم
و وراجي‌هايم را از پشت تلفن پي بگيرم
بي آنکه از روزها و ساعت‌ها
خبري داشته باشم
مي توانستم آرايش کنم
سرمه بکشم
دل‌ربايي کنم
و زير آفتاب برنزه شوم
و روي امواج مثل پري دريايي برقصم
مي‌توانستم خود را به شکل فيروزه و ياقوت درآورم
و مثل ملکه‌ها بخرامم
مي‌توانستم
کاري نکنم
چيزي نخوانم و ننويسم
و تنها با نورها و لباس‌ها و سفرها سرگرم باشم
مي‌توانستم
شورش نکنم
خشمگين نشوم
با فاجعه ها مخالفت نکنم
و در برابر رنج‌ها فرياد نزنم
مي‌توانستن اشک را ببلعم
سرکوب شدن را ببلعم
و مثل همه‌ي زنداني‌ها با زندان کنار بيايم
من مي‌توانستم
سوالات تاريخ را نشنيده بگيرم
و از عذاب وجدان فرار کنم
من مي‌توانستم
آه همه‌ي غمگينان را
فرياد همه‌ي سرکوب‌شدگان را
و انقلاب هزاران مرده را نديده بگيرم
اما من به همه‌ي اين قوانين زنانه خيانت کردم
و راه کلمات را برگزيدم”
سعاد الصباح

year in books
امیر لطیفی
756 books | 871 friends

فؤاد
2,809 books | 3,695 friends

Amirsaman
1,600 books | 960 friends

Yasmin M.
3,732 books | 249 friends

Mehrdad...
361 books | 77 friends

Andishe...
1,787 books | 155 friends

Saaye T...
626 books | 219 friends

فرشاد
168 books | 2,853 friends

More friends…



Polls voted on by Atoosa

Lists liked by Atoosa