Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book

Mohammad

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Mohammad.

Http://www.Payambaranname.blogsky.com
https://www.goodreads.com/mohammadshayegh

Loading...
محمدرضا شفیعی کدکنی

نفسم گرفت ازين شب در اين حصار بشكن
در اين حصار جادويي روزگار بشكن
چو شقايق از دل سنگ برآر رايت خون
به جنون صلابت صخره ي كوهسار بشكن
تو كه ترجمان صبحي به ترنم و ترانه
لب زخم ديده بگشا صف انتظار بشكن
... سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابي؟
تو خود آفتاب خود باش و طلسم كار بشكن
بسراي تا كه هستي كه سرودن است بودن
به ترنمي دژ وحشت اين ديار بشكن
شب غارت تتاران همه سو فكنده سايه
تو به آذرخشي اين سايه ي ديوسار بشكن
ز برون كسي نيايد چو به ياري تو اينجا
تو ز خويشتن برون آ سپه تتار بشكن

محمدرضا شفیعی کدکنی

“زمستان،بهار کلاغ هاست. تا از زمستان نگذری بهار به تو سلام نخواهد داد.”
محمدرضا سنگری

“چشم نمایشگاه روح ماست. ویترین قلب ما! چشم ها، دو گونه اشک را باید تجربه کنند. هم اشک شادی و هم اشک غم. اگر چشم هایتان این دو رسم عزیز را می دانند، ممنونشان باشید. اگر چشم هایتان برای غم های عظیم و عزیز و ارجمند می گریند، چشم های خوبی دارید. خدا این چشم ها را دوست دارد.”
محمدرضا سنگری, غروب بود و تو بودی

“چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاریچی
مرد گاریچی در حسرت مرگ”
سهراب سپهری / Sohrab Sepehri

حبیبه جعفریان
“من دختری را می‌شناسم که دلش می‌خواست با یک فلفل دلمه‌ای ازدواج کند، با یکی از آن سبزهای خیلی درخشانش که وقتی انگشتت را به پوستش می کشی از فرط تردی و تمیزی قرچ می کند. این دختر کتاب خیلی داشت، هنوز هم خیلی دارد. یک بار به‌اش گفتم:«همه پولهایت را در همه دوره های زندگیت داده ای بالای کتاب، آره؟» و او با سر تایید کرد و گفت شاید روزی با یک فلفل دلمه ای ازدواج کند. وقتی این جمله را می‌گفت نخندید و هیچ چیز در ظاهر یا نگاهش تغییر نکرد. حتی به نظر نمی‌آمد احساسش این باشد که دارد جمله عجیب یا بی‌ربطی می‌گوید و من در یک لحظه کشف کردم که همه اینها به خاطر کتابهاست؛ این که دوست من آدم تنهایی است به خاطر کتابهاست؛ این که آدم خوشحالی نیست به خاطر کتابهاست و این که آدم عجیبی است که فکر می‌کند می‌تواند با یک فلفل دلمه‌ای ازدواج کند هم به خاطر کتابهاست. به نظرم کتاب‌ها سازنده و نابود کننده‌اند، خطرناک و ضروری‌اند، دشمن و دوستند. به نظرم کتابها از آن چیزهایی هستند که زندگی آدم ها به قبل و بعد از آنها تقسیم می‌شود؛ مثل ازدواجند، خطرناک و ضروری. نمی‌شود کسی را به آن توصیه کرد و نمی‌شود کسی را از آن نهی کرد. زندگی با وجود آن‌ها سخت و بدون آنها ساده، اما بی بو و خاصیت است...”
حبیبه جعفریان

year in books
Nahid A...
432 books | 78 friends

محمد شکری
234 books | 548 friends

Mahdi
567 books | 848 friends

فؤاد
2,818 books | 3,741 friends

Amin
935 books | 662 friends

Mohamma...
1,801 books | 990 friends

Amin Ab...
1,175 books | 228 friends

مجید اس...
5,223 books | 724 friends

More friends…



Polls voted on by Mohammad

Lists liked by Mohammad