Paria
536 ratings (3.73 avg)
229 reviews

#20 best reviewers

Paria

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Paria.

https://www.goodreads.com/paria75

قلعه مالویل
Paria is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
جنگ آخر زمان
Paria is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
مامور ۶
Paria is currently reading
bookshelves: 1403, currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
See all 5 books that Paria is reading…
Loading...
Fyodor Dostoevsky
“شما را به خدا این فکر را نکنید ناستنکا ، زیرا من بغضی وقت ها به قدری غصه دارم ، به قدری نا امیدم که .... چون من در این اوقات به این فکر می افتم که هرگز نخواهم توانست درست زندگی کنم. چون این جور وقت ها فکر می کنم که توانایی سنجش و بینش و احساس واقعیت را از دست داده ام ، چون خودم را لعنت کرده ام ، چون همیشه بعد از این شب های رویا هشیار می شوم و این هشیاری نمی دانید چه تلخ است ! وقتی آدم هشیار می شود هیاهوی انبوه مردم را در اطراف خود می شنود که در گردباد زندگی حرکت می کنند، می بیند و می شنود که مردم زنده اند و بیدارند ، می بیند که در زندگی بر آنها بسته نیست. می بیند که زندگی مردم دیگر مثل خواب و خیال بر باد نمی رود و نابود نمی شود ، زندگی شان پیوسته تازه می شود و همیشه جوان است ، و هیچ لحظه ای از آن به لحظه ی دیگر نمی ماند ، در حالی که خیال بازی های آمیخته با ترس غم انگیز و و در نهایت فلاکت یکنواخت است.

در اندوه ، کجا نقش خیال انگیزی یافت شدنی است؟”
Feodor Dostoyevsky

فریبا وفی
“هیچ کاری بی معنی تر از این نیست که بخواهی برای کسی که برایش مهم نیستی از خودت بگویی”
فریبا وفی

José Mauro de Vasconcelos
“دیگر به راستی می دانستم درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوشی نبود. بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل آدم را در هم می شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را برای کسی تعریف کند.، دردی که انسان را بدون قدرت دست و سر باقی می گذارد و انسان حتی یارای آن را ندارد که سرش را روی بالشت حرکت دهد. ”
Jose Mauro De Vasconcelos , O Meu Pé de Laranja Lima

Forough Farrokhzad
“من از شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم”
فروغ فرخزاد

Zoya Pirzad
“نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن.
هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن.
آدم‌ها عقیده‌ات را که می‌پرسند نظرت را نمی‌خواهند.
می‌خواهند با عقیده‌ی خودشان موافقت کنی.
بحث کردن با آدمها بی‌فایده است.”
زویا پیرزاد, چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

year in books
Naz Tag...
681 books | 56 friends

Mobina J
519 books | 193 friends

antimemoir
318 books | 418 friends


فرشاد
168 books | 2,915 friends

Mojtaba...
2,141 books | 2,601 friends

Hesam
804 books | 670 friends

Zsa Zsa
1,494 books | 298 friends

More friends…



Polls voted on by Paria

Lists liked by Paria