“برای با تو زیستن
از زمان آدم و حوا تا به اکنون
باید خارزار روئیدەی بین مان را درو کرد و
این برافراشته باروها را
.دیوارها را درهم شکست
باید نخستین ستمکار مردان دروغگوی را
شکست داد و
آتشی که تمدن از ما ربود را
.دگرباره بازپس ستاند
.از برای این همه، مــن جنگ را آغازیــــــدم
به اندازه ی همه پرومتئوس ها
جهان را در برابرم یافتم
و در سرزمین پرومته
.به بند خائنانش اسیر گشتم
!ای مقدس مادر
!و ای بانوی عشق”
―
از زمان آدم و حوا تا به اکنون
باید خارزار روئیدەی بین مان را درو کرد و
این برافراشته باروها را
.دیوارها را درهم شکست
باید نخستین ستمکار مردان دروغگوی را
شکست داد و
آتشی که تمدن از ما ربود را
.دگرباره بازپس ستاند
.از برای این همه، مــن جنگ را آغازیــــــدم
به اندازه ی همه پرومتئوس ها
جهان را در برابرم یافتم
و در سرزمین پرومته
.به بند خائنانش اسیر گشتم
!ای مقدس مادر
!و ای بانوی عشق”
―
“چکه»
چکه
«روشنی
۱
من غیر از
«دوستت دارم»
کار دیگری ندارم
۲
...چیزهای زیادی هست، که می خواهم به تو بگویم
مثلا اینکه؛
.دوستت دارم
۳
...کاش کتاب، پنجره ای می بود
،بازش که می کردم
تو را درش می دیدم
۴
،چراغ ها خود به خود منوّر می شوند
هنگامیکه تو
.اسم روشنایی بر زبان می آوری
۵
...از صبح پی در پی مشغول جمع کردن برهنگی هستم
،آخر شب
.برگ های زیادی از تو ریخته شده بود
۶
...گل فروش مغازه ش را بسته ست
گویا تو
.به بازار آمده ای
۷
،اتاقم سرشار از زیبایی توست
حتی صدایم نیز جایش نمی شود
.ناچار، پشت در می خوابم
۸
...ستاره ای تو را آشناست
شب جلوی پنجره ی اتاقم می آید و
...با نور اسمت را می نویسد
۹
،تا ماه زیباتر از سابق گردد
آمده سر بر سینه ات بگذارد
...لطفا پنجره را باز بگذار
۱۰
...اتاقم که مملو می گردد از پروانه
،می دانم در این لحظه
تو جلوی پنجره آمده ای و
...با خود، آواز می خوانی
۱۱
دلسرد و تنها به هم می نگریم
من، دلتنگ تو
او دلتنگ باغ
...من و فنجان مقابلم
۱۲
باغ لبریز از زمزمهی گل و
،رگبارِ عطرِ گنجشگ ست
مطمئنم که تو
.از این طرف ها گذر کرده ای
۱۳
...سحرگاهان، پیاله ی شیرم که پر از نور می شود
می دانم که در این لحظه، نیمه عریان، از رختخوابت
.بیرون می آیی”
―
چکه
«روشنی
۱
من غیر از
«دوستت دارم»
کار دیگری ندارم
۲
...چیزهای زیادی هست، که می خواهم به تو بگویم
مثلا اینکه؛
.دوستت دارم
۳
...کاش کتاب، پنجره ای می بود
،بازش که می کردم
تو را درش می دیدم
۴
،چراغ ها خود به خود منوّر می شوند
هنگامیکه تو
.اسم روشنایی بر زبان می آوری
۵
...از صبح پی در پی مشغول جمع کردن برهنگی هستم
،آخر شب
.برگ های زیادی از تو ریخته شده بود
۶
...گل فروش مغازه ش را بسته ست
گویا تو
.به بازار آمده ای
۷
،اتاقم سرشار از زیبایی توست
حتی صدایم نیز جایش نمی شود
.ناچار، پشت در می خوابم
۸
...ستاره ای تو را آشناست
شب جلوی پنجره ی اتاقم می آید و
...با نور اسمت را می نویسد
۹
،تا ماه زیباتر از سابق گردد
آمده سر بر سینه ات بگذارد
...لطفا پنجره را باز بگذار
۱۰
...اتاقم که مملو می گردد از پروانه
،می دانم در این لحظه
تو جلوی پنجره آمده ای و
...با خود، آواز می خوانی
۱۱
دلسرد و تنها به هم می نگریم
من، دلتنگ تو
او دلتنگ باغ
...من و فنجان مقابلم
۱۲
باغ لبریز از زمزمهی گل و
،رگبارِ عطرِ گنجشگ ست
مطمئنم که تو
.از این طرف ها گذر کرده ای
۱۳
...سحرگاهان، پیاله ی شیرم که پر از نور می شود
می دانم که در این لحظه، نیمه عریان، از رختخوابت
.بیرون می آیی”
―
“مادام که پول یک جفت کفش در پاریس
شکم سی گرسنه را در سیبری سیر می کند
مادام که سه کرون سرد سوئدی
برابر است با معاش سی و سه روز سی و سه انسان بینوا در سومالی
مادام که ارزش یک پيپسی کولا در شیکاگو
یک ماه کل خوراک آدمی در هولیر* است
مادام که یک پوند، قیمت دو پیت بنزین در سارایوو است
مادام که نرخ یک عمامه در عربستان
معادل نرخ دو خانه است برای یک بی خانمان در ارمنستان
مادام که یک مارک آلمانی
یک قوطی پنیر و یک گونی سیب زمینی در پترزبورگ است
مادام که قیمت یک شلوارک در ژنو
بهای پانزده دست کت و شلوار در بمبئی است
مادام که یک دلار نامرد، پانصد دینار در سلیمانیه* است
مادام که سی تا پانصد دینار حتی لیوانی فالوده در ونیز نمی شود
.باید این جهان سرتاسرش ویران شود”
―
شکم سی گرسنه را در سیبری سیر می کند
مادام که سه کرون سرد سوئدی
برابر است با معاش سی و سه روز سی و سه انسان بینوا در سومالی
مادام که ارزش یک پيپسی کولا در شیکاگو
یک ماه کل خوراک آدمی در هولیر* است
مادام که یک پوند، قیمت دو پیت بنزین در سارایوو است
مادام که نرخ یک عمامه در عربستان
معادل نرخ دو خانه است برای یک بی خانمان در ارمنستان
مادام که یک مارک آلمانی
یک قوطی پنیر و یک گونی سیب زمینی در پترزبورگ است
مادام که قیمت یک شلوارک در ژنو
بهای پانزده دست کت و شلوار در بمبئی است
مادام که یک دلار نامرد، پانصد دینار در سلیمانیه* است
مادام که سی تا پانصد دینار حتی لیوانی فالوده در ونیز نمی شود
.باید این جهان سرتاسرش ویران شود”
―
Iranian on Goodreads ایرانیان در گودریدز
— 1081 members
— last activity Dec 29, 2025 03:10AM
جایی برای ایرانیان!!
Faezeh’s 2025 Year in Books
Take a look at Faezeh’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Faezeh
Lists liked by Faezeh









































