“برای با تو زیستن
از زمان آدم و حوا تا به اکنون
باید خارزار روئیدەی بین مان را درو کرد و
این برافراشته باروها را
.دیوارها را درهم شکست
باید نخستین ستمکار مردان دروغگوی را
شکست داد و
آتشی که تمدن از ما ربود را
.دگرباره بازپس ستاند
.از برای این همه، مــن جنگ را آغازیــــــدم
به اندازه ی همه پرومتئوس ها
جهان را در برابرم یافتم
و در سرزمین پرومته
.به بند خائنانش اسیر گشتم
!ای مقدس مادر
!و ای بانوی عشق”
―
از زمان آدم و حوا تا به اکنون
باید خارزار روئیدەی بین مان را درو کرد و
این برافراشته باروها را
.دیوارها را درهم شکست
باید نخستین ستمکار مردان دروغگوی را
شکست داد و
آتشی که تمدن از ما ربود را
.دگرباره بازپس ستاند
.از برای این همه، مــن جنگ را آغازیــــــدم
به اندازه ی همه پرومتئوس ها
جهان را در برابرم یافتم
و در سرزمین پرومته
.به بند خائنانش اسیر گشتم
!ای مقدس مادر
!و ای بانوی عشق”
―
“آدم باید در طول زندگی هر روز
کمی موسیقی گوش کند، کمی شعر بخواند و روزی یک تصویر زیبا ببیند
تا علایق دنیوی نتوانند حس زیبایی شناسی را خداوند در روح او قرار داده است، نابود کند”
―
کمی موسیقی گوش کند، کمی شعر بخواند و روزی یک تصویر زیبا ببیند
تا علایق دنیوی نتوانند حس زیبایی شناسی را خداوند در روح او قرار داده است، نابود کند”
―
“«زن و آزادی»
هرچه در این مشرق زمین
کوشیدم روبروی آینه
و بر روی دو صندلی
واژه های "زن" و "آزادی" را
کنار یکدیگر ولی
به مهربانی بنشانم
بیهوده بود و همیشه
این واژه ی "مردم" به زور
می آمد و تسبیح به دست
خود به جای زن می نشست”
―
هرچه در این مشرق زمین
کوشیدم روبروی آینه
و بر روی دو صندلی
واژه های "زن" و "آزادی" را
کنار یکدیگر ولی
به مهربانی بنشانم
بیهوده بود و همیشه
این واژه ی "مردم" به زور
می آمد و تسبیح به دست
خود به جای زن می نشست”
―
“آزادش کنید!
خبر رسیده دکتر فرهاد پیربال در زندان اربیل از شرایط مناسبی برخوردار نیست.
یازدهم مارس 2018 میلادی را فراموش نمیکنم. مثل روز تا روز همه سالهای گذشته. با شنیدن خبر، ناگهان احساس کردم زبان زنده کُردی، یک حرف، یک واژه، یک نام کم آورده است: دکتر فرهاد پیربال روانه زندان شد... تا امروز که هنوز فرزندان و خانواده ایشان چشم به راه شاعر خود هستند. لطفأ دوست مرا، شاعر پر شور و بیقرار کلمات را آزاد کنید!
من هنوز حیرانم؛ مگر میشود در اقلیم آزادی، آزادی را به زندان کشید؟!
مسئولین امر، مراقب شأن و نیکنامی مردم کردستان باشند. همه ما هموندان خانوار مشترک بشری هستیم. من نمیتوانم نگران سرنوشت زندانیان آرمانی نباشم. لطفأ صاحبان رٶیاها را به بیراهه نخوانید. ما چشم به راه آزادی پیربال هستیم.
حبس و تنبیه و محرومیت و زندان در شأن این شاعر و در شأن هیچ کسی بر این سیاره نیست. مسئولین محترم اقلیم، به پاس و حرمت نام «کُرد» و نام «انسان»، و به پاس و حرمت سرزمین مجروحترین رٶیاها، این رٶیانویس بیقرار و پر شور را آزاد کنید! به امید آزادی همه زندانیان آرمانی در سرتاسر این جهان چارهناپذیر!”
―
خبر رسیده دکتر فرهاد پیربال در زندان اربیل از شرایط مناسبی برخوردار نیست.
یازدهم مارس 2018 میلادی را فراموش نمیکنم. مثل روز تا روز همه سالهای گذشته. با شنیدن خبر، ناگهان احساس کردم زبان زنده کُردی، یک حرف، یک واژه، یک نام کم آورده است: دکتر فرهاد پیربال روانه زندان شد... تا امروز که هنوز فرزندان و خانواده ایشان چشم به راه شاعر خود هستند. لطفأ دوست مرا، شاعر پر شور و بیقرار کلمات را آزاد کنید!
من هنوز حیرانم؛ مگر میشود در اقلیم آزادی، آزادی را به زندان کشید؟!
مسئولین امر، مراقب شأن و نیکنامی مردم کردستان باشند. همه ما هموندان خانوار مشترک بشری هستیم. من نمیتوانم نگران سرنوشت زندانیان آرمانی نباشم. لطفأ صاحبان رٶیاها را به بیراهه نخوانید. ما چشم به راه آزادی پیربال هستیم.
حبس و تنبیه و محرومیت و زندان در شأن این شاعر و در شأن هیچ کسی بر این سیاره نیست. مسئولین محترم اقلیم، به پاس و حرمت نام «کُرد» و نام «انسان»، و به پاس و حرمت سرزمین مجروحترین رٶیاها، این رٶیانویس بیقرار و پر شور را آزاد کنید! به امید آزادی همه زندانیان آرمانی در سرتاسر این جهان چارهناپذیر!”
―
“«پناهنده»
گفتگوی میان
گربه و انسان
گنسان و اربه
( گربه ای پشت پنجره )
قباد جلی زاده شب بهخیر
گوشهای از زیرزمین مرطوبت را به من ببخش
تا در آن چرتی بزنم
.خوابیدن بر تختخواب ابریشمی مال خودت
برای بچههای سرمابُرده ام
کارتن پارهای به من ببخش
.صندوقهای محکم انتخابات مال خودت
در کاسهای زنگ زده
دو قاشق شیر خشک برای من
.پستان خیس تمامی گوسفندان خپل اربیل مال خودت
بگذار دور از تیرباران باران و تف ریز برف
در کنار همسر کثیفم بخوابم
.زنان خوشبوی خیابان "اورزدی" و حمام عمومی مال خودت
نگاه کن قباد
چه دیکتاتور سیاهدلی است این برف
ژورنال همهی رنگها را بست و
قلم موی همهی هنرمندان را سفید کرد
به ناموس سرخ گلهای چادر به سر دست درازی کرد
برهنهی برهنهشان کرد
موها برهنه
بازوها برهنه
سینه برهنه
پاها برهنه
ببین چطور با یک دست
عورتشان را پوشاندهاند
و با دست دیگر پستانهای سفتشان را
با یک دامن سفید کوتاه
!در میان بوران شرم می لرزند
!ببین برف چگونه رو به تنهاییمان پارس می کند
چطور زندانها را از اعضای تشکیلات مخفی رنگین کمان و
طرفداران رنگینی و
هواداران پروانه
.پر کرده است
من نه حزبی دارم که پناهم دهد
نه دیوانخانهای که گرمم کند
نه سندیکایی که گوشت و استخوانی به من ببخشد
برادرم
قباد جلی زاده
.شب بهخیر”
―
گفتگوی میان
گربه و انسان
گنسان و اربه
( گربه ای پشت پنجره )
قباد جلی زاده شب بهخیر
گوشهای از زیرزمین مرطوبت را به من ببخش
تا در آن چرتی بزنم
.خوابیدن بر تختخواب ابریشمی مال خودت
برای بچههای سرمابُرده ام
کارتن پارهای به من ببخش
.صندوقهای محکم انتخابات مال خودت
در کاسهای زنگ زده
دو قاشق شیر خشک برای من
.پستان خیس تمامی گوسفندان خپل اربیل مال خودت
بگذار دور از تیرباران باران و تف ریز برف
در کنار همسر کثیفم بخوابم
.زنان خوشبوی خیابان "اورزدی" و حمام عمومی مال خودت
نگاه کن قباد
چه دیکتاتور سیاهدلی است این برف
ژورنال همهی رنگها را بست و
قلم موی همهی هنرمندان را سفید کرد
به ناموس سرخ گلهای چادر به سر دست درازی کرد
برهنهی برهنهشان کرد
موها برهنه
بازوها برهنه
سینه برهنه
پاها برهنه
ببین چطور با یک دست
عورتشان را پوشاندهاند
و با دست دیگر پستانهای سفتشان را
با یک دامن سفید کوتاه
!در میان بوران شرم می لرزند
!ببین برف چگونه رو به تنهاییمان پارس می کند
چطور زندانها را از اعضای تشکیلات مخفی رنگین کمان و
طرفداران رنگینی و
هواداران پروانه
.پر کرده است
من نه حزبی دارم که پناهم دهد
نه دیوانخانهای که گرمم کند
نه سندیکایی که گوشت و استخوانی به من ببخشد
برادرم
قباد جلی زاده
.شب بهخیر”
―
Iranian on Goodreads ایرانیان در گودریدز
— 1081 members
— last activity Dec 29, 2025 03:10AM
جایی برای ایرانیان!!
Faezeh’s 2025 Year in Books
Take a look at Faezeh’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Faezeh
Lists liked by Faezeh









































