Maryam

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Maryam.


پرسش های بزرگ
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 173 of 447)
"یه تیکه خیلی خوبشو نوشتم ولی نمیدونم چرا سیو نشد" Aug 26, 2016 08:07AM

 
روان‌درمانی اگزیس...
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 358 of 718)
Jul 08, 2018 06:29AM

 
چنین گفت زرتشت
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 272 of 542)
May 07, 2019 10:30PM

 
See all 9 books that Maryam is reading…
Loading...
قوبادی جه‌لی زاده
“«پناهنده»

گفتگوی میان
گربه و انسان
گنسان و اربه

( گربه ای پشت پنجره )
قباد جلی زاده شب به‌خیر
گوشه‌ای از زیرزمین مرطوبت را به من ببخش
تا در آن چرتی بزنم
.خوابیدن بر تختخواب ابریشمی مال خودت
برای بچه‌های سرمابُرده ام
کارتن پاره‌ای به من ببخش
.صندوقهای محکم انتخابات مال خودت
در کاسه‌ای زنگ زده
دو قاشق شیر خشک برای من
.پستان خیس تمامی گوسفندان خپل اربیل مال خودت
بگذار دور از تیرباران باران و تف ریز برف
در کنار همسر کثیفم بخوابم
.زنان خوشبوی خیابان "اورزدی" و حمام عمومی مال خودت

نگاه کن قباد
چه دیکتاتور سیاهدلی است این برف
ژورنال همه‌ی رنگها را بست و
قلم موی همه‌ی هنرمندان را سفید کرد
به ناموس سرخ گلهای چادر به سر دست درازی کرد
برهنه‌ی برهنه‌شان کرد
موها برهنه
بازوها برهنه
سینه برهنه
پاها برهنه
ببین چطور با یک دست
عورتشان را پوشانده‌اند
و با دست دیگر پستانهای سفتشان را
با یک دامن سفید کوتاه
!در میان بوران شرم می لرزند
!ببین برف چگونه رو به تنهاییمان پارس می کند
چطور زندانها را از اعضای تشکیلات مخفی رنگین کمان و
طرفداران رنگینی و
هواداران پروانه
.پر کرده است
من نه حزبی دارم که پناهم دهد
نه دیوانخانه‌ای که گرمم کند
نه سندیکایی که گوشت و استخوانی به من ببخشد
برادرم
قباد جلی زاده
.شب به‌خیر”
قوبادی جه‌لی زاده

رضا براهنی
“شتاب کردم که آفتاب بیاید
نیامد
دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می‌ریخت
که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم
شبانه روز دریدم، دریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش
چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید
نیامد
کشیده‌ها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان
دو گونه را چُنان گدازه‌ی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید
نیامد
اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان را
ولی گریستن نتوانستم
نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم
که آفتاب بیاید
نیامد”
رضا براهنی, خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم

“گر انسان‌ها تا ابد زندگی می‌کردند، اگر پیر‌ نمی‌شدند، اگر بدون مردن، همیشه سالم در این جهان زندگی می‌کردند، خیال می‌کنی هرگز به خود زحمت فکرکردن به چیزهایی را می‌دادند که الان ذهن شان را مشغول کرده؟

اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر می‌کرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالا فقط فکر می‌کردند:«خوب کلی وقت دارم، بعدا بهش فکر می‌کنم.» ... ولی ما نمی‌توانیم تا بعد صبر کنیم ... باید همین لحظه به آن فکر کنیم … هیچ‌کس نمی‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد ... ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم ... مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هر چه بزرگ‌تر و نورانی‌تر باشد، ما را دیوانه‌وار‌تر مشتاق فکر کردن در باره‌ چیز‌ها می‌کند.”
هاروکی موراکامی

“A bee does not need to follow you to give you honey: you follow it. Become a person of value and you too won’t have to beg anyone to follow you.”
Matshona Dhliwayo

year in books
Mahdi
564 books | 843 friends

Hesam
667 books | 670 friends

Abas Azimi
1,431 books | 455 friends

Ali Koj...
2,843 books | 75 friends

Mahdi
1,585 books | 1,034 friends

Behnam M
338 books | 454 friends

Mɪʟᴀᴅ
442 books | 329 friends

Yair
3,624 books | 1,698 friends

More friends…



Polls voted on by Maryam

Lists liked by Maryam