Mohsenam

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Mohsenam.

https://www.goodreads.com/mosenam

تعمیرکار
Mohsenam is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
ما
Mohsenam is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
از کاخ شاه تا زند...
Rate this book
Clear rating

 
See all 7 books that Mohsenam is reading…
Loading...
قوبادی جه‌لی زاده
“رفته بودم گل سرخی برایت بیارم
تا آمدم؛
خود باغی شده بودی”
قوبادی جه‌لی زاده

Farzad Kamangar
“من یک معلم می‌مانم و تو یک زندانبان.
زئوس، خدای خدایان فرمان داد تا پرومته‌ی نافرمان را به بند کشند و این‌گونه بود حکایت من و تو اینجا آغاز شد.

اتاق بازجویی‌مان همان اتاقی بود که راننده‌های شرکت واحد و معلم‌ها بازجویی شده بودند. میزِ بازجویی همان میزی بود که دانشجوها بر روی آن یادگاری نوشته بودند و تختی که من روی آن می‌خوابیدم، همان تختی بود که "عمران" جوانِ بلوچ، قبل از اعدام رویش نوشته بود: «دلم برای کویر تنگ شده». چشم‌بندمان هم همان چشم‌بندی بود که اعضای کمپینِ یک میلیون "فریاد خاموش" به چشم داشتند. پس نباید غریبگی کرد و نباید هم‌دیگر را فراموش کرد. این‌ها همه یک جورهایی آشنایند، اینجا همه چون شمایند، راستی، فکر کن شاید فردا نوبت تو باشد.”
Farzad Kamangar

Abdullah Öcalan
“از یک نقطه نظر می توان کُردها را تحت عنوان "خلقی که خلق نیست" هم نامید، زیرا ممکن نیست به خلق و جماعت انسانی دیگری برخورد که این همه از ارزشهای ذاتی خویش گریزان باشد و یا او را به گریز واداشته باشند

نمی توان کُردها را خلقی بسیار ناتوان و فاقد استعداد جنگی نامید، کُردها اجتماع انسانی هستند که به واسطەی جغرافیای استراتژیک و منش انسان شناختی خویش، بیش از همگان قادر به جنگیدن و پیروزی می باشند. پتانسیل ناشی از جسارت موجود در زنان و جوانان کُرد در سطحی بسیار بالاست،اما چنان ترسی در دل آنها انداختەاند که حتی از سایەی خویش هم وحشت دارند!”
Abdullah Öcalan

Sherko Bekas
“شکایت نامه ای به خدا

پس از خفه کردنِ حلبچه
شکایتی بلند...
برای خدا نوشتم

قبل از هر کس برای درختی خواندمش
درخت گریست
زیر درخت کبوترِ نامه بری گفت:
شکایتت را که به خدا می‌رساند؟
اگر می‌خواهی من ببرم
من به عرش خدا نمی‌رسم

دیر وقت شد
فرشته ی سیاه پوش شعرم
گفت: اصلا ناراحت نباش
من می‌برمش، تا بالاها
تا اوج
اما قول نمی‌دهم
خدا خودش نامه را از دستم بگیرد
و خودت می دانی که خدای بزرگ کِی آن را می بیند

گفتم ممنونم. تو پرواز کن.
فرشته الهام پرواز کرد و
شکایت‌نامه را با خود برد
فردایش که بازگشت
منشی درجه 4 دفتر خدا
کسی به اسم عبید! در زیر همان شکایت
به عربی برایم نوشته بود:

احمق!!!!
ترجمه اش کن به عربی، اینجا کسی کُردی نمی‌داند و
به دست خدا نمی‌رساند...”
Sherko Bekas

Farzad Kamangar
“یادتان باشد که به شعر، به آواز، به رویاهای‌تان، به لیلاهای‌تان پشت نکنید”
Farzad Kamangar

year in books
HaMiT
1,781 books | 1,327 friends

فؤاد
2,801 books | 3,703 friends

آبتین گ...
374 books | 976 friends

Sahar K...
391 books | 276 friends

Mobina J
631 books | 195 friends

Mohamma...
1,793 books | 975 friends

Ardavan...
1,910 books | 976 friends

Mostafa...
300 books | 279 friends

More friends…

Favorite Genres

Art


Polls voted on by Mohsenam

Lists liked by Mohsenam