Mohsenam

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Mohsenam.

https://www.goodreads.com/mosenam

تعمیرکار
Mohsenam is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
ما
Mohsenam is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
از کاخ شاه تا زند...
Rate this book
Clear rating

 
See all 7 books that Mohsenam is reading…
Loading...
Sherko Bekas
“ای فریاد خونین زن!
برابری از چه می‌خواهی؟
که برسی به من؟!
من که هنوز خود مردی‌ام،
نگهبان گورستان خرافات و
طوق بر گردن از مهملات و
اسیر عقل خرابات.

یک گردنبند هرزه
در برابر چشم همه
لباس را بالا کشید و فریاد زد:

من فقط تن خود را می‌فروشم
تنها تن خود را و بس
اما می‌بینم همین جا
هستند کسانی که
تن کوهستان و
تن دشت و بوستان و
تن آفتاب و باران را
فروخته‌اند و با وقاحت تمام
بر صندلی شرافت این سرزمین تکیه زده‌اند...”
Sherko Bekas, شێرکۆ بێکەس

Bachtyar Ali
“هۆی شەیدابوونی ژنێک
جوانیی پیاو نییه؛
پیاوێک هەمیشە جوانە
کاتێک
برینەکانی دڵی ژنێک
ماچ ئەکات...!”
بەختیار عەلی

سیدعلی صالحی
“بانا...بانا...خونانا
كولبران به راهِ كوه
لب هاى هزار شهريورِ تشنه را
به گشتِ زبان خود...خيس مى كنند؛
تنفسِ تندِ آخرين تنگه
!بوىِ بدآيندِ باروت گرفته است

بانا...بانا...خونانا
با نانِ بُريده
،بر دو دست قَسَم
اين سينه من است
.كه از مرزِ ماشه و گهواره هاى ماه مى گذرد

بانا...بانا...خونانا
كِل مى زند
:زن باردارى در بِسملِ بلوط
كُردِ كولبرِ من آيا
از خنجِ صخره و سيهه اژدها
خواهد گذشت؟! بانا... بانا...خونانا
:چشمِ كبودِ كوه چه مى گويد
!شليك نكن كوراكور
،فشنگ هاى اين همه فاصله
روزى
.سينهْ ريزِ خواهرانِ ما خواهد شد”
سید علی صالحی

Ernesto Che Guevara
“سەروازەکان لە کوشتنی من شەرم دەکەن.
بەڵام مردنی من شتێکی پاوەجێیە.
زیندووی ئازادی‌خوازێک بەردەوام مەترسیدارە.
هەر ژ بۆ ئەوەیە زیندووی منیان ناوێ.
وابزانم هەموو دنیا زانیویەتی،
کە نرخی ئازادی چییە!.

هەر شتێ نرخێکی هەیە.
من نرخی ئازادی بە مردنم دەدەم.”
Ernesto Che Guevara

Fyodor Dostoevsky
“شما را به خدا این فکر را نکنید ناستنکا ، زیرا من بغضی وقت ها به قدری غصه دارم ، به قدری نا امیدم که .... چون من در این اوقات به این فکر می افتم که هرگز نخواهم توانست درست زندگی کنم. چون این جور وقت ها فکر می کنم که توانایی سنجش و بینش و احساس واقعیت را از دست داده ام ، چون خودم را لعنت کرده ام ، چون همیشه بعد از این شب های رویا هشیار می شوم و این هشیاری نمی دانید چه تلخ است ! وقتی آدم هشیار می شود هیاهوی انبوه مردم را در اطراف خود می شنود که در گردباد زندگی حرکت می کنند، می بیند و می شنود که مردم زنده اند و بیدارند ، می بیند که در زندگی بر آنها بسته نیست. می بیند که زندگی مردم دیگر مثل خواب و خیال بر باد نمی رود و نابود نمی شود ، زندگی شان پیوسته تازه می شود و همیشه جوان است ، و هیچ لحظه ای از آن به لحظه ی دیگر نمی ماند ، در حالی که خیال بازی های آمیخته با ترس غم انگیز و و در نهایت فلاکت یکنواخت است.

در اندوه ، کجا نقش خیال انگیزی یافت شدنی است؟”
Feodor Dostoyevsky

year in books
HaMiT
1,781 books | 1,327 friends

فؤاد
2,801 books | 3,703 friends

آبتین گ...
374 books | 976 friends

Sahar K...
391 books | 276 friends

Mobina J
632 books | 195 friends

Mohamma...
1,793 books | 975 friends

Ardavan...
1,913 books | 976 friends

Mostafa...
300 books | 279 friends

More friends…

Favorite Genres

Art


Polls voted on by Mohsenam

Lists liked by Mohsenam