“آزرده از هیچ
آزرده از همه چیز
زخمهایی بر صورت داشت
که گویی لبخند می زد
ولی در گریبان خود می گریست
و بر لبخند خود می گریست”
―
آزرده از همه چیز
زخمهایی بر صورت داشت
که گویی لبخند می زد
ولی در گریبان خود می گریست
و بر لبخند خود می گریست”
―
“درخت که می شوم
تو پاییزی!
کشتی که می شوم
تو بی نهایت طوفان ها!
تفنگت را بردار
و راحت حرفت را بزن!”
―
تو پاییزی!
کشتی که می شوم
تو بی نهایت طوفان ها!
تفنگت را بردار
و راحت حرفت را بزن!”
―
فریبا’s 2025 Year in Books
Take a look at فریبا’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by فریبا
Lists liked by فریبا













































