“خدا كند انگورها برسند
جهان مست شود
تلوتلو بخورند خیابانها
به شانهی هم بزنند
رئیسجمهورها و گداها
مرزها مست شوند
و محمّد علی بعد از 17 سال مادرش را ببیند
و آمنه بعد از 17 سال، كودكش را لمس كند .
خدا كند انگورها برسند
آمو زیباترین پسرانش را بالا بیاورد
هندوكش دخترانش را آزاد كند .
برای لحظهای
تفنگها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود
بریدن را
قلمها آتش را
آتشبس بنویسند .
خدا كند كوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان
ماهش را بدزدد
به میخانه شوند پلنگها با آهوها .
خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
پنجرهها
دیوارها را بشكنند
و
تو
همچنانكه یارت را تنگ میبوسی
مرا نیز به یاد بیاوری .
محبوب من
محبوب دور افتادهی من
با من بزن پیالهای دیگر
به سلامتی باغهای معلق انگور”
―
جهان مست شود
تلوتلو بخورند خیابانها
به شانهی هم بزنند
رئیسجمهورها و گداها
مرزها مست شوند
و محمّد علی بعد از 17 سال مادرش را ببیند
و آمنه بعد از 17 سال، كودكش را لمس كند .
خدا كند انگورها برسند
آمو زیباترین پسرانش را بالا بیاورد
هندوكش دخترانش را آزاد كند .
برای لحظهای
تفنگها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود
بریدن را
قلمها آتش را
آتشبس بنویسند .
خدا كند كوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان
ماهش را بدزدد
به میخانه شوند پلنگها با آهوها .
خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
پنجرهها
دیوارها را بشكنند
و
تو
همچنانكه یارت را تنگ میبوسی
مرا نیز به یاد بیاوری .
محبوب من
محبوب دور افتادهی من
با من بزن پیالهای دیگر
به سلامتی باغهای معلق انگور”
―
“جميع آيات القران الحكيم تأمر المؤمنين بالاعتماد على عقولهم ، ليس ثمة آية واحدة تدعوهم لاستهلاك ما وصل إليه عقل الآخر أو جعله مرجعية ، بل جوهر التكليف الحقيقي هو استخدام تلك الالة ، لأنه ببساطة حين يعتمد المرء على عقل غيره لا يبلغ '' المعنى '' ، و التدين بلا معنى وثنية.”
―
―
“اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
اشک ِ آن شب لبخند ِ عشقم بود
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد ِ مشترکم
مرا فریاد کن ...
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های ِ تو را دریافته ام
با لبانت برای ِ همه لب ها سخن گفته ام
و دستهایت با دستان ِ من آشناست”
―
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
اشک ِ آن شب لبخند ِ عشقم بود
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد ِ مشترکم
مرا فریاد کن ...
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های ِ تو را دریافته ام
با لبانت برای ِ همه لب ها سخن گفته ام
و دستهایت با دستان ِ من آشناست”
―
“ﺩﻭﻭ فڕﯙکەﯼ ﺗﻮﺭﺭﮐﯽ
ﻟە ﮔﻮﻧﺪێکی ﺑﻨﺎﺭﯼ ﻟﻮﻭتکەﯼ قەﻧﺪﯾﻞ
ﻣﻨﺎڵێک بە چەﻧﺪ قەڵەمێکی ﺑﺎﺳﺘﯿﻞ
لە سەﺭ ﺗﺎشەبەﺭﺩێکی گەﻭﺭەﺩﺍ
ﻭێنە یەﮐﯽ گەﻭﺭەﯼ ﺋﯚجەﻻﻧﯽ کێشا
ﺯﻭﻭ ﺩەﺳﺘﻮﺑﺮﺩ
ﺩﻭﻭ فڕﯙکەﯼ ﺗﻮﺭﮐﯽ ﻫﺎﺗﻦ
ﻭﻭێنە کەﯾﺎﻥ ﺑﯚﺭﺩﻭﻣﺎﻧﮑﺮﺩ
بەڵاﻡ ﻭێنەکە نەﻣﺮﺩ
لە پەﻧﺎﯼ ئەﻡ بەﺭﺩەﻭە
ﺧﯚﯼ ﺩﺍیە پەﻧﺎﯼ ئەﻭ ﮔﺮﺩ
ﺟﺎﺭ ﻧﺎﺟﺎﺭێ ﺩەﯾﺎﻥ فڕﯙکە ﯼ ﺗﻮﺭﮐﯽ ﺩێن
ﺑﯚ ﻭێنە کەﯼ عەﺑﺪﻭڵا ﺋﯚجەﻻﻥ ﺩە گەڕێن
ﺩەﯾﺎﻥ ﻟﻮﻭتکە ﻭ ﺗﺎشەبەﺭﺩ ﺳﻮﻭﺭ ﺩەکەﻥ بە ﺧﻮێن
بەڵاﻡ ﻭێنەکە هەﺭ ﻣﺎﻭە
لەسەﺭ هەﺯﺍﺭﺍﻥ ﻟﻮﻭتکە ﻭ
لە ﻧﺎﻭ ﻣﻠﯿﯚنەﻫﺎ ﺩڵدﺍ هەڵکۆڵرﺍﻭە
ﻓڕﯙکەﯼ ﺗﻮﺭﮐﯽ هێندە ﮐﻮﻭﻧﯽ ﻭ ﺗﺮﺳﻨﯚﮐﻦ
تەﻧﺎنەﺕ ڵە ﻭێنە ﺷﺪﺍ .... لە ــ
عەﺑﺪﻭڵا ﺋﯚجەﻻﻥ ﺩەﺗﺮﺳﻦ”
―
ﻟە ﮔﻮﻧﺪێکی ﺑﻨﺎﺭﯼ ﻟﻮﻭتکەﯼ قەﻧﺪﯾﻞ
ﻣﻨﺎڵێک بە چەﻧﺪ قەڵەمێکی ﺑﺎﺳﺘﯿﻞ
لە سەﺭ ﺗﺎشەبەﺭﺩێکی گەﻭﺭەﺩﺍ
ﻭێنە یەﮐﯽ گەﻭﺭەﯼ ﺋﯚجەﻻﻧﯽ کێشا
ﺯﻭﻭ ﺩەﺳﺘﻮﺑﺮﺩ
ﺩﻭﻭ فڕﯙکەﯼ ﺗﻮﺭﮐﯽ ﻫﺎﺗﻦ
ﻭﻭێنە کەﯾﺎﻥ ﺑﯚﺭﺩﻭﻣﺎﻧﮑﺮﺩ
بەڵاﻡ ﻭێنەکە نەﻣﺮﺩ
لە پەﻧﺎﯼ ئەﻡ بەﺭﺩەﻭە
ﺧﯚﯼ ﺩﺍیە پەﻧﺎﯼ ئەﻭ ﮔﺮﺩ
ﺟﺎﺭ ﻧﺎﺟﺎﺭێ ﺩەﯾﺎﻥ فڕﯙکە ﯼ ﺗﻮﺭﮐﯽ ﺩێن
ﺑﯚ ﻭێنە کەﯼ عەﺑﺪﻭڵا ﺋﯚجەﻻﻥ ﺩە گەڕێن
ﺩەﯾﺎﻥ ﻟﻮﻭتکە ﻭ ﺗﺎشەبەﺭﺩ ﺳﻮﻭﺭ ﺩەکەﻥ بە ﺧﻮێن
بەڵاﻡ ﻭێنەکە هەﺭ ﻣﺎﻭە
لەسەﺭ هەﺯﺍﺭﺍﻥ ﻟﻮﻭتکە ﻭ
لە ﻧﺎﻭ ﻣﻠﯿﯚنەﻫﺎ ﺩڵدﺍ هەڵکۆڵرﺍﻭە
ﻓڕﯙکەﯼ ﺗﻮﺭﮐﯽ هێندە ﮐﻮﻭﻧﯽ ﻭ ﺗﺮﺳﻨﯚﮐﻦ
تەﻧﺎنەﺕ ڵە ﻭێنە ﺷﺪﺍ .... لە ــ
عەﺑﺪﻭڵا ﺋﯚجەﻻﻥ ﺩەﺗﺮﺳﻦ”
―
Gashtyar’s 2025 Year in Books
Take a look at Gashtyar’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Gashtyar
Lists liked by Gashtyar


























































