Status Updates From گزیدۀ تذکرة الاولیاء

گزیدۀ  تذکرة الاولیاء گزیدۀ تذکرة الاولیاء
by


Status Updates Showing 1-30 of 34

order by

Kaveh
Kaveh is on page 207 of 232
Jan 14, 2019 11:00AM Add a comment
گزيده تذكرة الاولياء

Kaveh
Kaveh is on page 207 of 232
Jan 14, 2019 11:00AM Add a comment
گزيده تذكرة الاولياء

Kaveh
Kaveh is on page 176 of 232
Jan 10, 2019 02:09PM Add a comment
گزيده تذكرة الاولياء

Kaveh
Kaveh is on page 161 of 232
Jan 07, 2019 01:03PM Add a comment
گزيده تذكرة الاولياء

Kaveh
Kaveh is on page 161 of 232
Jan 07, 2019 01:03PM Add a comment
گزيده تذكرة الاولياء

Kaveh
Kaveh is on page 102 of 232
Aug 09, 2018 11:15PM Add a comment
گزيده تذكرة الاولياء

Alef Mim
Alef Mim is on page 11 of 346
Sep 15, 2017 03:02AM Add a comment
گزیده تذکره الاولیا عطار نیشابوری (گزینه ادب پارسی #16)

مهسا
مهسا is on page 145
گفتند : «داروی دل چیست؟»
گفت : «از مردمان دوربودن»

-ذکر عبدالله بن مبارک
Sep 05, 2017 09:11PM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 139
مردمان،دریایی بی نهایتند. دوری از ایشان،کشتی است. جهد کن تا در این کشتی نشینی و تن مسکین را از دریا برهانی
Sep 04, 2017 01:51AM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 139
مردمان،دریایی بی نهایتند. دوری از ایشان،کشتی است. جهد کن تا در این کشتی نشینی و تن مسکین را از دریا برهانی
Sep 04, 2017 01:50AM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 128
یکی به درِ خانه‌ی او رفت و آوازداد. شیخ گفت:«که را می‌طلبی؟» گفت:«بایزید را.» گفت:«در خانه جز خدا نیست.»

و یک‌بار دگر کسی به درِ خانه‌ی او رفت. شیخ گفت:«که را می‌طلبی؟» گفت:«بایزید را.» گفت:« بیچاره بایزید! سی‌سال است که تا من بایزید را می‌طلبم و نام و نشان او نمی‌یابم.»
Sep 02, 2017 09:10PM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 119
مردی پیشم آمد و پرسید که :«کجا می‌روی؟»
گفتم:«به حج»
گفت:«چه داری؟»
گفتم:«دویست درم»
گفت:«به من ده و هفت‌بار گرد من بگرد که حج تو این است»
چنان کردم و بازگشتم

-ذکر بایزید بسطامی
Sep 01, 2017 10:27PM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 115
آنکه عارفتر است به‌خدا،تحیّر او به خدا سختتر است و بیشتر
از جهتِ آن که هر که به آفتاب نزدیکتر بُود،به آفتاب متحیّرتر بُود
تا به جایی رسد که او،او نبُود
Aug 30, 2017 08:00PM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 95
سخت‌ترین حالی‌که مرا پیش آید،آن بود که به جایی رِسَم که مرا بشناسند،آنگاه مرا از آنجا باید گریختنندانم کدام صعب‌تر است: به وقتِ ناشناختن،دل کشیدن یا در وقتِ شناختن، عزِّ گریختن
Aug 26, 2017 08:44AM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 71
نقل است که حسن، رابعه را گفت:«رغبتِ شوهر کنی؟» گفت:«عقد نکاح بر وجودی وارد بُود،اینجا وجود کجاست؟ که من از آنِ من نیَم،از آنِ اویم و در سایه‌ی حکم او.خِطبه(خواستگاری) از او باید کرد.» گفت:«ای رابعه،ای درجه به چه یافتی؟» گفت:«بدانکه همه یافتها گم کردم در وی.» حسن گفت:«او را چون دانی؟» گفت:«چون،تو دانی.ما چون دانیم.»

-ذکر رابعه عدویه
Aug 23, 2017 06:09AM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 71
نقل است که حسن، رابعه را گفت:«رغبتِ شوهر کنی؟» گفت:«عقد نکاح بر وجودی وارد بُود،اینجا وجود کجاست؟ که من از آنِ من نیَم،از آنِ اویم و در سایه‌ی حکم او.خِطبه(خواستگاری) از او باید کرد.» گفت:«ای رابعه،ای درجه به چه یافتی؟» گفت:«بدانکه همه یافتها گم کردم در وی.» حسن گفت:«او را چون دانی؟» گفت:«چون،تو دانی.ما چون دانیم.»

-ذکر رابعه عدویه
Aug 23, 2017 06:09AM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 60
نقل است که یکی از وی پرسید که «چگونه‌ای؟» گفت:«چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند، و کشتی بشکند و هر یکی بر تخته‌ای بمانند؟» گفتند:«صعب باشد.» گفت:«حال من هم‌چنین است.»
Aug 21, 2017 09:39AM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

مهسا
مهسا is on page 52
«من دنیا را سه طلاق داده‌ام و زن از جملهء دنیاست.مطلّقه‌ی ثلاثه را نکاح نتوان کرد.»
Aug 20, 2017 08:17AM Add a comment
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

« previous 1