مهسا > Status Update

مهسا
مهسا is on page 95
سخت‌ترین حالی‌که مرا پیش آید،آن بود که به جایی رِسَم که مرا بشناسند،آنگاه مرا از آنجا باید گریختنندانم کدام صعب‌تر است: به وقتِ ناشناختن،دل کشیدن یا در وقتِ شناختن، عزِّ گریختن
Aug 26, 2017 08:44AM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء

flag

مهسا’s Previous Updates

مهسا
مهسا is on page 145
گفتند : «داروی دل چیست؟»
گفت : «از مردمان دوربودن»

-ذکر عبدالله بن مبارک
Sep 05, 2017 09:11PM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


مهسا
مهسا is on page 139
مردمان،دریایی بی نهایتند. دوری از ایشان،کشتی است. جهد کن تا در این کشتی نشینی و تن مسکین را از دریا برهانی
Sep 04, 2017 01:51AM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


مهسا
مهسا is on page 139
مردمان،دریایی بی نهایتند. دوری از ایشان،کشتی است. جهد کن تا در این کشتی نشینی و تن مسکین را از دریا برهانی
Sep 04, 2017 01:50AM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


مهسا
مهسا is on page 128
یکی به درِ خانه‌ی او رفت و آوازداد. شیخ گفت:«که را می‌طلبی؟» گفت:«بایزید را.» گفت:«در خانه جز خدا نیست.»

و یک‌بار دگر کسی به درِ خانه‌ی او رفت. شیخ گفت:«که را می‌طلبی؟» گفت:«بایزید را.» گفت:« بیچاره بایزید! سی‌سال است که تا من بایزید را می‌طلبم و نام و نشان او نمی‌یابم.»
Sep 02, 2017 09:10PM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


مهسا
مهسا is on page 119
مردی پیشم آمد و پرسید که :«کجا می‌روی؟»
گفتم:«به حج»
گفت:«چه داری؟»
گفتم:«دویست درم»
گفت:«به من ده و هفت‌بار گرد من بگرد که حج تو این است»
چنان کردم و بازگشتم

-ذکر بایزید بسطامی
Sep 01, 2017 10:27PM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


مهسا
مهسا is on page 115
آنکه عارفتر است به‌خدا،تحیّر او به خدا سختتر است و بیشتر
از جهتِ آن که هر که به آفتاب نزدیکتر بُود،به آفتاب متحیّرتر بُود
تا به جایی رسد که او،او نبُود
Aug 30, 2017 08:00PM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


مهسا
مهسا is on page 86
Aug 24, 2017 09:50PM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


مهسا
مهسا is on page 71
نقل است که حسن، رابعه را گفت:«رغبتِ شوهر کنی؟» گفت:«عقد نکاح بر وجودی وارد بُود،اینجا وجود کجاست؟ که من از آنِ من نیَم،از آنِ اویم و در سایه‌ی حکم او.خِطبه(خواستگاری) از او باید کرد.» گفت:«ای رابعه،ای درجه به چه یافتی؟» گفت:«بدانکه همه یافتها گم کردم در وی.» حسن گفت:«او را چون دانی؟» گفت:«چون،تو دانی.ما چون دانیم.»

-ذکر رابعه عدویه
Aug 23, 2017 06:09AM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


مهسا
مهسا is on page 71
نقل است که حسن، رابعه را گفت:«رغبتِ شوهر کنی؟» گفت:«عقد نکاح بر وجودی وارد بُود،اینجا وجود کجاست؟ که من از آنِ من نیَم،از آنِ اویم و در سایه‌ی حکم او.خِطبه(خواستگاری) از او باید کرد.» گفت:«ای رابعه،ای درجه به چه یافتی؟» گفت:«بدانکه همه یافتها گم کردم در وی.» حسن گفت:«او را چون دانی؟» گفت:«چون،تو دانی.ما چون دانیم.»

-ذکر رابعه عدویه
Aug 23, 2017 06:09AM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


مهسا
مهسا is on page 60
نقل است که یکی از وی پرسید که «چگونه‌ای؟» گفت:«چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند، و کشتی بشکند و هر یکی بر تخته‌ای بمانند؟» گفتند:«صعب باشد.» گفت:«حال من هم‌چنین است.»
Aug 21, 2017 09:39AM
گزیدۀ  تذکرة الاولیاء


No comments have been added yet.