Status Updates From و کسی نمیداند در کدام زمین...
و کسی نمیداند در کدام زمین میمیرد by
Status Updates Showing 1-30 of 137
Sara Kasraee
is on page 66 of 152
من به هیچجا متعلق نیستم.
و هرگاه بخواهم جایی آرام و قرار بگیرم، دستی از فیب میراندم و صدایی در گوشم میگوید برو، برو، برو.
— Feb 04, 2026 10:30PM
Add a comment
و هرگاه بخواهم جایی آرام و قرار بگیرم، دستی از فیب میراندم و صدایی در گوشم میگوید برو، برو، برو.
Sara Kasraee
is on page 41 of 152
آدم هر چقدر بیشتر سفر میکند، بیشتر متوجه میشود که مرز چقدر عجیب است.
— Feb 04, 2026 06:41AM
Add a comment
Sara Kasraee
is on page 27 of 152
ظاهرا عرفان وقتی از احوال فردی خارج میشود و به قلمروی اجتماع پا میگذارد، تقریبا به نوعی فاشیسم منجر میشود.
— Feb 04, 2026 06:21AM
Add a comment
Sepideh
is on page 142 of 152
سالها سفر کرده بودم اما هنوز موجودی ضعیف و هراسان بودم، مردد میان حماقت و هوش، یاس و امید، شوق بودن در اجتماع و میل پنهان شدن از دیگری. هنوز هم گاهی دلم مرگ میخواست و گاهی زندگی، در شرایطی بالغ و خردمند بودم و در موقعیتی دیگر نادان و درمانده. هر بار تصور میکردم چاله ای در من پُر شده یا زخمی را درمان کرده ام، در موقعیتی غافلگیرکننده، تیرگیهای درونم عیان میشد و نوری که گمان میکردم قرار است تا ابد روشن بماند فرو مینشست.
— Nov 30, 2025 05:44AM
Add a comment
Sepideh
is on page 141 of 152
"هر بار در زندگی معنایی می یافتم، معنا فقط لحظه ای دوام می آورد و بعد در انبوهی از ندانستن های بسیار، دود میشد و به هوا میرفت. سوالم این نبود که آیا زندگی معنایی دارد یا ندارد، این بود که اصلا چرا باید دنبال معنای زندگی باشم."
— Nov 30, 2025 05:40AM
Add a comment
Sepideh
is on page 65 of 152
"پدرم شکل پیری من بود، آن چیزی بود که در من برگشته بود. دریچه های نگریستن من و او به جهان، حتی پیش از اینکه به این جهان بیاییم، وجود داشته است. من بیشتر عمر در چرخ و فلک اجدادی ام دویده ام. بی آنکه بدانم قسمت زیادی از آنچه من مینامم، در واقع ما، شما، آنها بوده است. شباهتهای من با خانواده ام و مردم روستا بیش از آن بود که تصور میکردم، من تمامِ کسانی بودم که مرا آفریده بودند."
— Nov 29, 2025 01:12PM
Add a comment
Sepideh
is on page 64 of 152
"فقط ساکت به حرفهایش گوش میدادم و نگاه میکردم به خطوط شکسته صورتش که کم کم روی صورت من هم هویدا میشد. به پیوند ناگریزِ بودنِ من و او فکر میکردم و به مکرر بودنِ ما. تمام عمر نخواسته بودم او باشم اما مثل او میخندیدم و مثل او تعجب میکردم و دندانهای جلوییم از همانجا میپوسید که دندانهای او."
— Nov 29, 2025 01:08PM
Add a comment
Hamed Ho
is on page 66 of 152
◽️شاید فقط رنگین پوستی که، پیش از هر چیز، رنگین پوست است زنی را بفهمد که، پیش از هر چیز زن است.
— Jul 15, 2025 07:19AM
Add a comment
Hamed Ho
is on page 45 of 152
انگار دنیایی آن بیرون است که منِ ایرانی فقط اجازه دارم از دریچه پنجره تماشایش کنم. صلیبِ هویتِ الصاقیام را تا ابد به دوش میکشم و سنگینیش هرگز اجازه نخواهد داد یک دل سیر در جهان بدوم.
— Jul 10, 2025 08:13AM
Add a comment
Hamed Ho
is on page 40 of 152
در بهارِ کازرون، در حضور آن همه درخت انجیر و زیتون و گلهای صحرایی، نمیتوان زیاد غمگین ماند.
— Jul 10, 2025 03:04AM
Add a comment








