Status Updates From شعله طور

شعله طور شعله طور
by


Status Updates Showing 1-30 of 53

order by

Mehr
Mehr is 65% done
بخش چهارم: از پشت پرده(گزارش یک خفیه‌نویس)
ماجرای دادگاه نمایشی حلاج از زبان یک خفیه نویس.
بخش پنجم: حلاج بر سر دار(نامه‌یی از شاگرد حلاج)
راوی این بخش دوباره احمدبن فاتک است که ماجرای بر دار شدن حلاج را برای امیر حاجب، نصر قشوری روایت میکند.
"-رب‌العزه، با دوستان چنین کنند؟
-آیا دوستان سرّ دوست را فریاد میزنند؟"
Jul 20, 2023 02:30PM Add a comment
شعله طور

Mehr
Mehr is 50% done
"سرریز الهام"بخش سوم،بررسی اندیشه‌ها از زبان منشی محکمه که مسئول بررسی شطحیات و اشعار و طواسین جمع‌آوری شده‌ی منسوب به حلاج است و نتیجه:
"شطح او، مثل شطح بایزید و ذوالنون سرریز جوش دردهای در جان‌نهفته است.با آنها هیچ تفاوت ندارد لاجرم او را هم مثل همانها باید شناخت، باید باور کرد".

در یادداشت قبلی مربوط به بخش "شعله طور" نام مرید حلاج احمد است که من به اشتباه نام برادرش-ابراهیم- را نوشتم.
Jul 16, 2023 02:12PM Add a comment
شعله طور

Mehr
Mehr is 45% done
بخش دوم با نان "شعله طور" به پایان رسید . این فصل از زبان ابراهیم بن فاتک از مریدان حلاج در قالب ۱۹ نامه به دوستی روایت میشود. ابراهیم به مدت ۸ سال در زندان در کنار حلاج به سر می‌برد. از اشعار حلاج بیرون و درون زندان نسخه برداری می‌کند.
Jul 14, 2023 02:41PM Add a comment
شعله طور

Mehr
Mehr is 20% done
"این عشق بود و من از عشق به فغان آمده بودم".
"جانِ جهان!دیریست تا من در هرچه دیده‌ام ترا دیده‌ام.از هرچه جز تست دیده بربسته‌ام. با این‌حال اگر خطا کرده‌ام و ترا در خود دیده‌ام از آن روست که خود را ندیده‌ام".
بخش اول کتاب"طومار حیرت" که از زبان حسین حلاج است را به پایان رساندم . نویسنده در مقدمه آورده که این نوشته‌ها به طور اتفاقی پیدا شده که به خط ایشان است اما به یاد نمی‌آورد کِی و از روی چه نسخی آنها را نوشته
Jul 10, 2023 05:06AM Add a comment
شعله طور

Momen ahmadi
Momen ahmadi is on page 153 of 316
عبادت راه سعادت و جاده بهشت است اما راه سخت و سبیل دشواری است و آدمیزاد ضعیف،روزگار سخت،شغل بسیار و عمر کوتاه است،اجل قریب است و سفر بعید!
Sep 10, 2022 09:04PM Add a comment
شعله طور

Sanaz
Sanaz is on page 276 of 316
Nov 24, 2021 03:15PM Add a comment
شعله طور

Sanaz
Sanaz is on page 251 of 316
Nov 22, 2021 02:37PM Add a comment
شعله طور

مجید اسطیری
مجید اسطیری is 88% done
حلاج هرگز، حتی یک روز هم، در تمام طول این سفرهای دور و دراز از دسترنج دیگران نان نخورد. هرجا رفت کار کرد، خدمت کرد، معلمی کرد. غذایش تا یاد دارم از تکه ای نان وقدری نمک یا سبزی تجاوز نمیکرد. حتی اگر دعوت ارباب ثروت را می پذیرفت بر خوان آنها از این اندک مایه تجاوز نمی کرد. ترشرویی زاهدان و تلخ مزگی موعظه گران را هم به روی ارباب ثروت نمی کشید. هرگز از ارباب ثروت چیزی نمی پذیرفت و هرگز از مریدان چیزی در نمی‌خواست...
Nov 02, 2021 08:11PM Add a comment
شعله طور

مجید اسطیری
مجید اسطیری is 77% done
صوفیان بغداد از بیم آنکه حرفهای جسارت آمیز حلاج بهانه یی برای بازداشت و آزار آنها گردد آنچه را او بر زبان می آورد، انکار کرده بودند. اما خود آنها می دانستند که در این باورداشت با آنچه حلاج می گوید اختلاف ندارند. آنچه جنید در بین خاصان خویش تعلیم کرده بود تفاوت زیادی با حرف حلاج نداشت. ابوالقاسم جنید شیخ صوفیان بغداد سالها پیش آن را پنهانی و بر سبیل اشارت به زبان رانده بود و حلاج آن را به عبارت می آورد...
Oct 30, 2021 04:14PM Add a comment
شعله طور

مجید اسطیری
مجید اسطیری is 55% done
انا الحق دیگر تنها صدای حلاج نبود. شعار مخالفان دستگاه خلافت بود. حالا پابرهنه ها، ژنده پوشها و ولگردها بانگ اناالحق می زدند. کسانی که با شعار زنده باد حلاج، شیخ را تأیید می کردند غالبا همه از همین دست مردم بودند، وامداران، تهیدستان، کسانی که سرپناه نداشتند، کسانی که نان روزانه شان را گدایی می کردند، کسانی که در تمام عمر هرگز یک سکه طلا به دستشان نیفتاده بود، شعارشان زنده باد حلاج، مرگ بر طلا بود...
Oct 24, 2021 08:12AM Add a comment
شعله طور

مجید اسطیری
مجید اسطیری is 33% done
در جامع منصور بر یک ستون مسجد تکیه کرد و بانگ برداشت: بیایید مردم، جواب اینجاست پس سؤال کجاست؟ این همه انالحق از من می شنوید و هیچ در پی کشتن من برنمی آیید؟! برخیزید، مسلمانان برخیزید بر روی من اسلحه بکشید. مرا بکشید. برای شما هیچ کاری از کشتن من بهتر نیست. هم یک کفراندیش، یک کافر یاوه گو را می کشید و اجر آن را می یابید، هم این دیوانه عشق را از آن عشقی که در دلش جای کرده است و از زبان او حرف می زند خلاص می کنید.
Oct 23, 2021 12:49AM Add a comment
شعله طور

مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 55 of 316
صوفی بی شیخ! این من بودم و در آن ایام هیچ صوفی دیگر حاضر نبود خود را بدین عنوان بخواند. اما آنچه من بی هیچ شیخ و بی هیچ منت ارشاد، در آن سالها طی دو بار تشرف به مکه از غنایم روحانی کسب کردم هرگز هیچ مریدی از صحبت مشایخ عصر نمی توانست به دست آرد. اولین بار که به مکه رفتم بیست و شش ساله بودم و چون حج عمره را به جای آوردم عزم رحيل را به اقامت بدل کردم و به مدت یک سال در آنجا مجاورت گزیدم.
Oct 17, 2021 09:40PM Add a comment
شعله طور

مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 33 of 316
پدرم وقتی خسته می شد، کنار جاده می نشست، کمان پنبه زنی را به دست میگرفت و با مشته ایی که بر زه آن می نواخت صدایی سحرانگیز در می آورد که مرا در یک لذت ناشناخته که برایم توصیف ناپذیر بود غرق میکرد. گه گاه خود او هم با این موسیقی درد آمیز همنوا میشد و لحظه یی چند، جاده متروک خلوت که غرق سکوت بود در امواج نغمه غرق میشد. عشق به موسیقی در همین لحظه های بی نام در وجود من راه یافت و مرا به دنیایی ورای دنیای گرسنگی کشاند.
Oct 17, 2021 07:04AM Add a comment
شعله طور

مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 11 of 316
به قدری اتهام های مبالغه آمیز شخصیت او را در بر گرفته است که ممکن نیست چنان موجودی با آن همه شرانگیزی و زشت اندیشی، در جامعه انسانی و حتی در جامعه یی به بدی و سقوط اخلاقی برخی جامعه های عصر ما مجال زیستن یافته باشد.

به قدری کرامات غريب و اوصاف و خصال والا به او منسوب شده است که انسانی بدان طهارت روح، بدان مایه تقدس، و بدانگونه ایزدوار امکان ندارد صورت حیات عادی هر روزینه انسانهایی همانند ما را تحمل کرده باشد.
Oct 15, 2021 11:35PM Add a comment
شعله طور

Sanaz
Sanaz is on page 161 of 316
Aug 29, 2021 06:46AM Add a comment
شعله طور

Sanaz
Sanaz is on page 85 of 316
Aug 07, 2021 08:27AM Add a comment
شعله طور

Sanaz
Sanaz is on page 61 of 316
Jul 13, 2021 04:40AM Add a comment
شعله طور

Sanaz
Sanaz is on page 38 of 316
Jun 19, 2021 11:09AM Add a comment
شعله طور

Mohammad Hanifeh
Mohammad Hanifeh is finished
فصل هفتم (آخر) شهادت تاریخ بر سرگذشت حلاجه
یعنی راوی با تاریخ دیالوگ برقرار می‌کنه و ازش می‌خواد حرف بزنه. خودِ تاریخ هم در قالب یه کاراکتر داستان رو تعریف می‌کنه. حتی میون کلامش گاهی می‌گه «خانم‌ها و آقایان» و باقی ماجرا رو تعریف می‌کنه! به نظرم خیلی حرکت سبُکی بود.
تازه همون اوایل هم می‌گه:
در صحت آن‌چه من این‌جا به عنوان مطلع عرض خواهم کرد، زیاد هم مطمئن نباشید.

خلاصه که به قطع، خسته‌کننده‌ترین فصل کتاب بود.
Dec 08, 2020 10:00PM Add a comment
شعلۀ طور

Mohammad Hanifeh
Mohammad Hanifeh is finished
فصل ششم در قالب گفت‌وگوی احمد بن فاتک با همون فردیه که فصل دوم بهش نامه‌نگاری می‌کرد. کسی که حالا شاگرد زکریای رازیه.
ابن فاتک که بدون حلاج هویتی نداشت، حالا بعد از مرگ او سرگشته شده و به دنبال ردی از حلاج می‌گرده:
«بی‌او و دور از او، بی‌خود و دور از خود مانده‌ام.»
«چطور ممکن است سایه حضور داشته باشد و صاحب سایه حضور نداشته باشد؟»

نویسنده در این بخش طی این گفت‌وگو، به شبحات و اتهاماتی که به حلاج وارد بوده جواب داده.
Dec 07, 2020 12:16AM Add a comment
شعلۀ طور

Mohammad Hanifeh
Mohammad Hanifeh is finished
فصل پنجم به صورت نامه‌ای بود از ابن فاتک -شاگرد حلاج- به یکی از مقامات درباری.
در خلال این نامه، ماجرای اعدام حلاج با مقدمات و پیامدهاش نقل شده بود که به نظرم بهترین بخش‌های کتاب بود. که به طبع خیلی هم غمناک بود.
هر چند بازم هم با صورت بیان ماجرا خیلی ارتباط برقرار نکردم و احساس کردم زورکی و با اضافه کردن مطالبی به اول و آخر محتوی مورد نظر، به شکل نامه درش آورده.
Dec 06, 2020 01:05AM Add a comment
شعلۀ طور

Mohammad Hanifeh
Mohammad Hanifeh is finished
فصل چهارم گزارشی بود که از قول یک به اصطلاح خفیه‌نویس نوشته شده بود و در واقع شرحی بود بر محکمۀ حلاج.
به نظرم کمتر از باقیِ فصل‌ها اغراق و قصه‌سرایی داشت.
Dec 05, 2020 10:50PM Add a comment
شعلۀ طور

Mohammad Hanifeh
Mohammad Hanifeh is finished
فصل سوم مثلاً از قول منشی محکمۀ حلاج نوشته شده و این منشی اومده کل آثار حلاج رو بررسی کرده تا بگه حلاج اون ملحدِ کافریه که می‌گن یا نه.
نویسنده به این شیوه نقد ادبی آثار حلاج رو تو کتابش گنجونده که اصلاً با عقل جور در نمیاد از قول اون کاراکتر و آخر هم گفته:
هرگونه شبهۀ الحاد ناشی از سوءفهم یا سوءتفاهم است. به آنچه در این گزارش آورده‌ام یقین دارم و از اینکه شاید در محکمه مورد پسند و تأیید مدعیان وی واقع نشود متأسفم.
Dec 05, 2020 04:07AM Add a comment
شعلۀ طور

Mohammad Hanifeh
Mohammad Hanifeh is finished
فصل دوم، در قالب نامه‌هایی است که از قول شاگرد حلاج -احمد بن فاتک- برای یکی از دوستانش نوشته شده و طی آن‌ها حال و احوال حلاج شرح داده شده.
اول این‌که، من با این صورتِ نامه‌نگاری نتونستم چندان ارتباط برقرار کنم و فکر می‌کنم کمی زورکی حرف‌ها به حالت نامه درآمده بوند.
و دوم هم این‌که، به نظرم بیشتر از این‌که به دغدغه‌ها و دگرگونی‌های درونی حلاج پرداخته بشه، وجه ضدسرمایه‌داری و سیاسی‌ش برجسته شده بود.
Dec 05, 2020 12:05AM Add a comment
شعلۀ طور

Mohammad Hanifeh
Mohammad Hanifeh is finished
فصل اول که اصطلاحاً طوماریه که به تخیل، از زبان حلاج نوشته شده، تموم شد و هیچ خوب نبود.

به نظر من، متن خیلی سطحیه و بعضی جاها که حرف‌های خوب و عمیق‌تری می‌زنه، باز هم بعد از چند جمله به سطح برمی‌گرده و چیزی که باید، گیرِ خواننده نمیاد.
Dec 02, 2020 02:25AM Add a comment
شعلۀ طور

« previous 1